تهافت ظاهری کلام میرزای قمی در وجوب نفسالامری صوم یا وجوب مشروط به علم
«قال فی التذکره یجب الترائی فی الهلال»؛ عرض کردم که عبارات علامه هم مختلف است. اما شیخ مفید در مقنعه فرمودند: «یجب علی المکلف الاحتیاط». تعبیر به «یجب» کردند. «بأن یرقب الهلال» را هم داشتند. هلال را مراقبت بکند. اما در این عبارات ترائی هست.
به نظرم محقق اول در کلماتشان نیاوردهاند. اگر شما در کلمات آنها پیدا کردید به من هم بفرمایید. دو متن قویم فقه، شرایع و مختصر برای محقق اول است. به گمانم محقق اصلاً مسأله استحباب استهلال را در اول ماه مطرح نکردهاند. ولی نشد که مفصل بگردم. آن چیزی که میخواستم سریع عرض کنم تا اصل بحثمان نماند، این است: مرحوم میرزا در اینجا میخواهند حرف صاحب تذکره را رد کنند.
«و فیه النظر إذ الأصل دليل قوي لا يخرج عنه إلا بدليل، وبراءة الذمّة عن التكليف لا ترتفع إلا بما يثبته»؛ بحثهایی است که ما هم دیروز داشتیم. دیگران هم دارند. حالا منظورم این است که تناقضی که در غنائم پیش آمده، این جایش به نظرم عجیب آمد: «ونحن نمنع»؛ اینجا را ببینید. شما میگویید وجوب آمده است. «ونحن نمنع وجوب الصوم إلا لمن عرف دخول الشهر»؛ علامه فرمودند که واجب است، خب وقتی واجب است باید موضوع آن را تحصیل کنید. میگویند چه کسی گفته که واجب است؟! «وإن قلنا بأنّ الألفاظ أسام لما هو في نفس الأمر»؛ شهر یعنی شهر واقعی. اما تا زمانیکه به وجوب صیام علم پیدا نکند، نمیآید.
شاگرد: تجزی آن را میگویند؟
استاد: همین را عرض میکنم. درواقع تناقض نیست و معلوم است. اما ظاهرش این است که ایشان میگویند وجوب نمیآید. در صفحه ۳۳۸ میگویند وجوب که هست و در نفس الامر است، شما هم میخواهید احتیاط کنید و بهآن برسید. اینجا میگویند «نمنع وجوب الصوم». بعد وارد بحثی میشوند که ما در اینجا به تفصیل بحث کردیم. اتفاقا در آن مباحثه هم همین نظر مرحوم میرزا خیلی تقویت شد. در اینجا هم ایشان به آن اشاره میکنند.
«وبذلك ندفع ما احتجّ به الأصحاب في وجوب الاجتناب عن الشبهة المحصورة»؛ اگر در رسائل یادتان باشد، مرحوم میرزای قمی، موافقت قطعیه در شبهه محصوره را قائل نبودند. بعضی هم به مخالفت قطعیه تدریجیه هم اشکال نمیکردند. ولی معروف بود که مرحوم میرزا علم اجمالی را برای وجوب موافقت قطعیه علم اجمالی علت نمیگرفتند. در اینجا به آن اشاره میکنند. «حيث استدلّوا على وجوب الاجتناب عن المشتبه بالنجس»؛ به اینکه وجوب آمده است. ما میگوییم تا علم تفصیلی نیست، وجوب هم نیست. خب ظاهر اینجا با مطلب آن جا با هم جور در نمیآید.
چرا واقعش تناقض نیست؟ بهخاطر اینکه این وجوبی که در اینجا میگویند یعنی وجوب در مرحله فعالیت، آن جا که میگویند ما بهدنبال وجوب نفس الامری میرویم و احتیاط میکنیم یعنی وجوب بالفعل. وجوب در مرحله فعلیت که قبلاً از اینها صحبت شده بود. اگر آن حرفها صاف شود تناقض در اینجا برطرف میشود. کما اینکه واقعاً هم تناقض نیست. اما قبل از آن مطالب باید ببینیم که ظاهر این عبارت را میتوانیم جور دیگری جمع کنیم یا نه؟ یعنی با فاصله چهل صفحه در اینجا بگویند «نمنع وجوب الصوم الا لمن عرف»، اما در یوم الشک بگویند «یستحب یوم الشک»، بهخاطر اینکه در نفس الامر صوم واجب است. وقتی هم روزه گرفتیم اگر ماه مبارک بود، واقعاً در نفس الامر مأمور به ما انجام شده است. این را فرمودند. این یک نکته برای جمع بین کلمات میرزا.