شبهه نهم؛ شبهه ناشی از رؤیت با تلسکوپ
شبهه نهم و دهم هم هست. این دو را سریع میگویم تا به بحث خود حدیث برسیم. چون حدیث بحثهای خوبی دارد. نهم همینی است که حاج آقا علیه رؤیت تلسکوپ استفاده کرده بودند. الآن در زمان ما این شبهه مطرح است. شبهه چیست؟ شبهه این است که در شب سیام هیچ علتی نیست و هیچ شبههای از نه مورد دیگر هم نیست، ولی کسانی با تلسکوپ دیدند و اهل فن میگویند در اینجا که با تلسکوپ دیدید محال است که با چشم عادی ببینید. یعنی دقیقاً محل نزاع است. قطعاً با تلسکوپ دیدند و قطعاً با چشم عادی نمیبینند. روایت ابن خلاد میگوید که اینجا شبهه هست یا نیست؟
شاگرد: شبهه نیست.
استاد: اگر بگوییم رؤیت با تلسکوپ میتواند مجزی باشد خب شبهه میآید. اگر بگوییم نمیتواند باشد میگوییم اصلاً شبههای نیست. چرا؟ چون رؤیت با تلسکوپ امارتی ندارد. ولی شانیت شبهه را دارد. اگر شانیت نداشت که فقها در آن اختلاف نمی کردند.
شاگرد: شبهه حکمیه است.
استاد: نه، رؤیت با تلسکوپ که باز خودش موضوعیه است، چون داریم ماه را تعیین میکنیم ولی با تسلیح چشم میخواهیم هلال را کشف کنیم. این حل شبهه موضوعیه است. ولی اینکه با تسلیح شارع قبول دارد یا نه، شبهه حکمیه میشود.
شاگرد: این شبهه را دوباره تکرار کنید.
استاد: برای اینکه ببینیم هلال هست یا نه، از تسلیح چشم استفاده میکنیم و با وسیله هلال را میبینیم و حال آنکه از نظر فنی قسم میخوریم که با چشم عادی دیده نمیشود. در اینجا امام که فرمودند «اما لا علة و لا شبهة»، عدهای میگویند بیایید ببینید. نگاه کن این هلال است. خب اگر زمان امام علیهالسلام بودیم ابن خلاد را صدا میزنند و میگویند بیا این هلال است. حضرت به او میفرمایند «اما لا علة و لاشبهة»؛ الآن که عدهای با تلسکوپ گفتند که بیا ببین، شبهه محقق میشود یا نمیشود؟
شاگرد: مقصود شما با چشم تیز هم هست؟
استاد: نه، فرض گرفتیم که با چشم دیده نمیشود. ابن خلاد را صدا میزنید و میگویید این هلال است. قطعاً هم با چشم تیز هم دیده نمیشود. یعنی حتی با دوربینهای قوی هم دیده نمیشود. میخواهم اجلی الافراد فرض را بگویم. حتی با دوربین شکاری و دوربینهای صحرائی قوی هم دیده نمیشود. فقط با تلسکوپ دیده میشود. اما ابن خلادی که امام به او فرمودند «لاشبهة»، خودش هلال را میبیند. وقتی خودش پشت تلسکوپ هلال را دید، از فرمایش امام چه میفهمد؟ شبهه هست و روزه میگیرد؟ یا میگوید من که با چشم مسلح دیدم لذا اصلاً شبههای نیست و من فردا روزه ای نمیگیرم؟ استحباب دارد یا ندارد؟
شاگرد: شاید میگوید شبهه نیست و روزه میگیرم و ماه شروع میشود.
استاد: نه، آن بحث دیگری است.
شاگرد: شبهه عرفی است. وقتی او میبیند میگوید که من شبههای ندارم لذا روزه میگیرد.
استاد: اینکه این طرف مطلب است. اصلاً میگوید ثابت شد و تمام. من میخواهم ببینم اگر او طبق فرمایش امام روزه گرفت، روی احتمالی که «لا» بهمعنای «لا وفق» است، اگر بعداً ثابت شد او باید قضاء بگیرد یا نه؟ در جاهای دیگر با چشم غیرمسلح هم دیدهاند. همانطور که اگر یادتان باشد روی عرض جغرافیایی شکل سهموی خیلی مهم بود. چون ما در قم قاطع بودیم که با چشم عادی نمیبینیم. اما طبق این شکل، قاطع بودیم که روی نصف النهار ما به طرف عربستان میبینند. یعنی روی خط نصف النهار ما هستند و ظهرشان با ما یکی است، قطعاً با چشم عادی میبینند. این شکل سهموی هم میگوید که در قم قطعنا با چشم عادی نمیبینید. در اینجا چه بگوییم؟
31:46
شاگرد٢: ارتکاز ما این است که اصلاً شبههای ندارد و میگوید ماه رمضان شده است.
استاد: فعلاً که در بین فتاوا قائلین به اجزاء کم هستند.
شاگرد: موضوع ندارد. در اطلاق «صم للرؤیة» شک میکنیم. اصلاً جای شبهه موضوعیه نیست. من دارم یک چیزی میبینم و چیزی نمیبینم. مشکلش این است که در اینجا «صم للرؤیة» شامل این رؤیت میشود یا نه؟
استاد: سؤال چه کسی؟
شاگرد: معمر بن خلاد.
استاد: معمر چه میگوید؟ حضرت که در این روایت به «صم للرؤیة» کاری نداشتند. فرمودند «اما فلا علة و لاشبهة»، منظور من کلمه شبهه آن است. وقتی خودش پشت تلسکوپ میرود و هلال را میبیند، اگر گفت ماه شروع شد که هیچ، فعلاً بحث ما نیست، من میخواهم اخفی الافرادش را عرض کنم. میگوید من فردا روزه بگیرم؟ امام فرمودند چون شبهه هست فردا را روزه بگیر. یا فرمودند «لا»؛ اصلاً نگیر، چرا گرفتی؟
شاگرد: موضوع فرمایش حضرت دو جزئی است. یک جزء آن عدم العلم بود، و جزء دیگر آن شبهه یا علت بود. در اینجا علم دارد لذا خارج از موضوع روایت است.
استاد: من فعلاً از مبنای دیگران عرض میکنم. میگویند علم به هلالی داری که با تلسکوپ دیدی اما هلالی که موضوع دخول شهر شرعی است منصرف به جایی است که با چشم عادی میبینی. اینکه شما میبینی آن نیست. ما یک سال است که این را تکرار میکنیم، شما تشریف نداشتید.