الف) بررسی سند روایت
صفحه هشتم از این جزوه بودیم. به روایت داوود رقی رسیدیم.
و منها: ما رواه الشيخ في آخر أبواب الزيادات عن داود الرقّي، عن أبي عبد الله عليه السّلام، قال: «إذا طلب الهلال في المشرق غدوة فلم ير، فهو هاهنا هلال جديد، رئي أم لم ير».
يعني أنّه إذا طلب الهلال غدوة في جانب المشرق فلم ير، فهو هاهنا- أي في جانب المغرب- هلال جديد، و اليوم من الشهر الماضي، فهو طلب فيه و رئي لم يكن في جانب المغرب هلالا جديدا، بل كان لليلة السابقة، و كان اليوم المذكور من الشهر المستقبل. و يستفاد من ذلك أنّ الرؤية قبل الزوال علامة كون الهلال للّيلة السابقة، كما أنّ عدم الرؤية مع الطلب أمارة كونه للّيلة المستقبلة، و هو المطلوب[1]
روایت قبلی، روایت اسحاق بن عمار بود. صحبتهایی شد ولی هنوز ممکن است در آن بحثهایی باشد. اگر عمری بود و مجال آن پیش آمد دوباره به آن بر میگردیم. من تعبیر «اذا رایته وسط النهار» را نگاه کردم. روایت قبلی، روایت محمد بن قیس بود که حدود جلسات بیستم مباحثه بود. تا حدود بیست و نه- سی، ده جلسه در مورد روایت محمد بن قیس بود. ولی مباحثه ما همینطور تو در تو است؛ همینطور میرویم و بر میگردیم، همه این ده جلسه فقط راجع به این نبوده. آن چه که الآن من نگاه کردم، راجع به مسأله «وسط النهار» و همچنین در آن روایت «اذا رایته من وسط النهار»، در جلسات بیست و سوم، و بیست و چهارم، و بیست وهفتم، و بیست و هشتم بحث کردیم. در این چهار جلسه راجع به کاربردهای «وسط» بحث شد. روایاتی را هم که آورده بودید بحث شد. اگر دوباره خواستید به آنها مراجعه کنید.
روایت اسحاق بن عمار هم ظاهراً از جلسه بیست و نهم شروع شد. تا اینکه سر بحث تلسکوپ رفتیم؛ جزوه اجزاء چشم مسلح را مباحثه کردیم. برگشتیم به این روایت اسحاق بن عمار. الآن هر چه بوده تمام شد. حالا سید برای دلیل بر حرف خودشان که اجزاء رؤیت قبل از زوال است، به روایت داود رقی استشهاد میکند.
«و منها: ما رواه الشيخ في آخر أبواب الزيادات عن داود الرقّي»؛ نمیدانم اهل ادب اجازه میدادند که داود به رقی اضافه شود یا نه؛ اگر اضافه را اجازه میدادند «عن داودِ الرقی» میشود. اگر نه که داود غیر منصرف است؛ عجمه و علمیت. ظاهراً «رقی» هم همان رقه ای است که در شامات هست. برخی از شیعیان ناب در آن جا بودند. در روایات هست. در مورد این حدیث چند نکته عرض میکنم تا سر فقه الحدیث آن برویم.
[1] رؤيت هلال، ج3،۳، ص: 1977۱۹۷۷