رفتن به محتوای اصلی

٢.القضاء لیس تابعاً للاداء

این یک جور بیان است، بیان دیگر این است که می گوییم قضا تابع ادا نیست (فرض میگیریم)،

نقد نظر دوم

وقتی فرض گرفتیم حالا چطور میخواهید یک مطلب خلاف ارتکازی را که اصلا کسی باورش نمی شود، توضیح بدهید؟ بگویید: «اقض ما فات» یک امر جدید است. میگوید: ایها المکلف صلّ ما فاتک به امر جدید استقلالی؛ که آن وقت برائت هم در آن بیاید، صدق موضوع و فوت هم نیاز داشته باشد و این حرف ها. این اصلاً خلاف ارتکاز است.

«اقض ما فات» را به دست عرف بدهی میگوید آن را قضا کن؛ گفتند بخوان، نخواندی قضایش کن. یعنی اینکه من الان میگویم قضا کن هیچ ربطی به آن ندارد؟! یک امر جدید است؟! مثل اینکه چطور میگویم نماز آیات بخوان حالا هم میگویم نماز ظهر بخوان ولی ربطی به آن ندارد؛  قضای آن است. چطور میتوانیم بگوییم ربطی به آن ندارد!