رفتن به محتوای اصلی

بررسی دیدگاه صاحب وسائل در عدم حجیت ظواهر کتاب

شبیه همین در بحث ما است. در مسأله ظواهر کتاب، اطلاع بر کتاب، حجیت ظوهر، مستحضر هستید که بحث‌های سنگینی شده؛ در این‌که ظواهر کتاب حجت هست یا نیست؟ خب. چرا؟ قرآن کریم که «لسان عربی مبین» است، «آیات بینات» دارد، چطور می‌گویید اصلاً حق استظهار ندارید؟! بلکه باید توقف کنی و هیچ قضاوتی نکنی تا این‌که از اهل البیت علیهم‌السلام که ثقلین هستند و عدل القرآن هستند، توضیحی بیاید.

به نظرم هشتاد روایت آورده‌اند؛ مرحوم صاحب وسائل عالم بزرگی هستند. در عدم حجیت ظواهر کتاب بابی دارند. هشتاد روایت آورده‌اند تا ببینید اهل البیت فرموده‌اند ظواهر کتاب حجت نیست. خب این بحث سنگینی می‌شود. این هشتاد روایت بسیار سنگین می‌شود. یادم هست که در بحث اصول حاج آقا وسائل را می‌آوردند و می‌خواندند. از روی وسائل می‌خواندند و روایات را بررسی می‌کردند. دعوا هم شد. یک آقای دیگری هم بود که مدافع حرف صاحب وسائل بود که حجت نیست. مفصل بحث می‌شد. دیگر ناراحت شد و شاید هم دیگر نیامد. حاج آقا می‌گفتند ظواهر کتاب حجت است، ایشان می‌گفتند حجت نیست. خب این بحث خیلی سنگینی است.

حالا سؤال من این است: به کل بشر عرضه می‌کنیم؛ مسلمانان قرآنی دارند و عده‌ای می‌گویند به این کتاب دست نزنید. حق ندارید چیزی از آن بفهمید الا این‌که بعداً یک روایتی از اهل البیت بیاید. و برخی هم می‌گویند این کتاب است و ما از آن چیزی می‌فهمیم. کدام یک از این‌ها است که ذهن کل بشر در درک آن‌ها مئونه نمی‌خواهد و دیگری نیاز به مئونه دارد؟ آنی که می‌گوید ظواهر حجت نیست. او یک حرفی می‌زند که ذهن نوع بشر نمی‌تواند تحلیل کند. خب. چرا؟! چطور است با این‌که این کتاب در دست همه است من باید توقف کنم و نباید عمل کنم؟! خب وقتی به‌دنبال خاستگاه آن می‌رویم، می‌بینیم وسائل هشتاد روایت آورده است. هشتاد روایت کم نیست. مثل حاج آقا شروع می‌کند تک‌تک روایات را که می‌خواند، وقتی تک‌تک روایات را می‌خوانیم می‌بینیم این چیزی که ایشان می‌گویند این روایات نمی‌گوید. یعنی در استظهار از روایات اشتباه کردند. ایشان می‌گویند این روایت می‌گوید ظاهر قرآن حجت نیست، شما که استظهار می‌کنید بر این مطلوب دلالتی ندارد. تک‌تک روایات را منصفانه بررسی می‌کنید، بدون این‌که از پیش یک مطلوبی داشته باشید، می‌بیند دلالت این روایت به چه صورت است.