جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 8253
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی: بررسی معنای ماده «رأی» درلغت و روایات موضوعات فرعی:خلاصه ادله مانعین اعتبار رؤیت قبل از زوال فقره «لیس بالرأی و التظنی» و معنای سبب محتمل الخطا و صرف رجحان مجهول السببیة معنای «رأی» در لغت«عملیة الابصار» معنای مشترک «رأی» و «رویة»
خلاصه ادله مانعین اعتبار رؤیت قبل از زوال
صفحه نهم جزوه بودیم. فرمودند: الثالث: الأخبار الدالّة على المنع من الصوم و الإفطار بالتظنّي، و النهي عن إدخال الشكّ في اليقين، كصحيحة محمّد بن مسلم، عن أبي جعفر عليه السّلام، قال:«إذا رأيتم الهلال فصوموا و إذا رأيتموه فأفطروا، و ليس بالرأي و لا بالتظنّي»...
فقره «لیس بالرأی و التظنی» و معنای سبب محتمل الخطا و صرف رجحان مجهول السببیة
حالا به «رای» برگردیم؛ «لیس بالرأی و لا بالتظنی»، «تظنی» در اینجا بهمعنای باطل است؟ بهمعنای «لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡـًٔا» است؟ معلوم است که نمیخواهد این را بگوید. اصلاً لسان «و لابالتظنی»، «لایغنی من الحق شیئا» نیست. «تظنی» یعنی گمانی که در معرض خ...
معنای «رأی» در لغت
(۱۹:۱۷ دقیقه) سه استعمال کلمه «رأی» در لسان العرب استاد: چهار-پنج کاربرد در یک شعری از لسان العرب آوردهاند. أنشده خلف الأحمر من قول الشاعر: أ ما تراني رجلا كما ترى أحمل فوقي بزتي كما ترى على قلوص صعبة كما ترى أخاف أن تطرحني...
تفاوت «رأی» و «رویة» در قوه و شدت مطابقت؛ وزن «فُعله»
استاد: یک سؤالی که در ذهن من است و به نظرم سؤال خوبی است، این است: اگر رأی یعنی با چشم نباشد، و الا دیگر رأی نیست، چون رأی یعنی نظر. اگر رؤیت یعنی با چشم باشد. رأی و رؤیت، دو مشتق از یک اصل هستند. در آن اصل این است که با چشم باشد یا بدون چشم؟ مشترک بین همه ...
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی: توجیه روایات اختزال السنه -روایات عدد(۳) // توجیه روایات اختزال السنه -روایات عدد(۴) موضوعات فرعی:تفسیر اغرب و اوحش از اختزال السنةتأخیر خلق شش روزه قمر از خورشید؛ تفسیری از اختزال السنة در مرآة العقول محوریت تفسیر ستة ایام در تاویل اعظمعدم انع...
تفسیر اغرب و اوحش از اختزال السنة
یکی از آقایان فرمودند «قول اغرب» را هم که مرحوم مجلسی فرمودند، توضیح بدهیم. یک اشارهای میکنم. ثم إن بعض المتصدين لحل هذا الخبر سلك مسلكا أوحش وأغرب حيث قال : السنة في العرف تطلق على الشمسية التي هي عبارة عن عود الشمس بحركتها الخاصة لها إلى الوضع الذي ...
تأخیر خلق شش روزه قمر از خورشید؛ تفسیری از اختزال السنة در مرآة العقول
(۵: ۴۵ ) وجه دیگری هم در مرآة العقول دارند. این را هم سریع عرض میکنم. این هم وجهی است که تصورش در مورد روایات عدد و اختزال السنه در ذهنتان باشد. الحديث الثاني : ضعيف على المشهور. قوله عليهالسلام: « ثم اختزلها » قال الجوهري : الاختزال الانقطاع ، وعمل ال...
محوریت تفسیر ستة ایام در تاویل اعظم
استاد: این اندازه اشارهای به وجوهی بود که فرمودهاند. عرض کردم خود آن بحث بحثی است که به گمانم حتماً باید این در آن ملاحظه شود. خلق آسمان و زمین در شش روز، با بیاناتی که در سه-چهار آیه دارد «ثم استوی علی العرش»؛ «ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يُدَبِّرُ ...
عدم انعکاس کامل کتاب مقنعه مفید در تهذیب شیخ
خب حالا به مصباح مرحوم علامه طباطبایی. علامه طباطبایی در زمان ما صاحب المیزان هستند، در جواهر وقتی علامه طباطبایی میگویند مقصود مرحوم بحر العلوم رضوان الله تعالی علیه است. صفحه نهم بودیم. فرمودند: احتجّ القائلون بعدم اعتبار الرؤية قبل الزوال بوجوه:الأوّ...
بررسی سند روایت محمد بن مسلم؛ «إذا رأيتموه فأفطروا و ليس بالرأي و لا بالتظني»
در مقنعه به این صورت آمده: و روى ابن أبي عمير عن أيوب بن نوح عن محمد بن مسلم عن أبي عبد الله ع قال: إذا رأيتم الهلال فصوموا و إذا رأيتموه فأفطروا و ليس بالرأي و لا بالتظني[1] به گمانم اینکه در مقنعه آمده سر نمیرسد. در کافی شریف آمده: «عن علي بن الحكم، ...
تفاوت بین ظن و رأی
«إذا رأيتم الهلال فصوموا»؛ مشهور میگویند امام علیهالسلام فرمودند «اذا رایتم الهلال» یعنی «اذا رایتم الهلال فی زمان رویة الهلال». زمان رؤیت هلال غروب روز بیست و نهم است. نه فردا قبل از زوال. مشهور در مقابل حرف سید این را میگویند. «و إذا رأيتموه فأفطروا و ...
دقتی در معنای «رأی» و امکان تطبیق آن با یقین
شاگرد: ممکن است در روح معنایی آن نباشد. وقتی میگویند در مسأله رأی من این است، در اینجا اگر با حساب به یک رأیی رسید حضرت دارند آن را هم نفی میکنند، چون باید به رؤیت باشد. درجاییکه یقین ندارید مسأله معلوم است که میگوید «اجتهد رایک» اما نفی نمیکند که رأی ...
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی:دفاع استاد ازاشکال مرحوم شعرانی به روایت سیاری // توجیه روایات اختزال السنه-روایات عدد(۳) موضوعات فرعی:روایت سیاری در صوم یوم خامس و کبیسة یوم سادس اولویت انتساب سهو و نسیان به سیاری، نسبت به وضع اعتماد فی الجمله محدثین به روایت سیاری محاسبه کبی...
ایراد تند علامه شعرانی بر روایت سیاری و نسبت وضع به آن
در وافی جلد یازدهم، صفحه صد و پنجاه و دو روایت سیاری را آورده، مرحوم آقای شعرانی بر حدیث تعلیقه ای دارند. لحنشان خیلی تند است؛ وضع و جعل نسبت دادهاند. عبارت روایت این است: الكافي، ۴/ ۸۱/ ۳/ ۱ محمد عن أحمد عن السياري قال كتب محمد بن الفرج إلى العسكري ع عم...
اولویت انتساب سهو و نسیان به سیاری، نسبت به وضع
خب اين فرمايش ايشان ذیل این روایت بود. در کتب علماء اشاره شده که این روایت با حساب جور در نمیآید، من هم عباراتشان را میخوانم. اما سادهترین وجهی که در اینجا هست، این است که سیاری میگوید «فکتب»، یعنی حضرت نوشتند. خُب در خود روایت نیست که خط حضرت حاضر بود....
اعتماد فی الجمله محدثین به روایت سیاری
ولی علی ای حال وقتی در کتاب کافی به این صورت بیاید، معلوم میشود که فی الجمله برای محدثین زمان، مثل مرحوم کلینی طوری بوده که این اندازه اعتماد کنند که در کافی شریف بیاورند. این فعلاً برای ابتداء کار است. اما دقیقتر جلو برویم و ببینیم اینهایی که فرمودهاند...
محاسبه کبیسه سال قمری با معیار ساعات و دقائق اضافی
در اینکه سنة شمسیه نیست، خیلی واضح است. در سنة قمریه، اینکه ایشان فرمودهاند در سی سال یازده تا است، این یک جور محاسبه است. این یکی از طرق است. در فدکیه صفحهای هست به نام «روایت سیاری در صوم یوم خامس و کبیسة یوم سادس». پسر حاج آقا حسین در کتاب تکمیل المش...
عدم موافقت روایت سیاری با محاسبه و رصد در کلام ملاصالح مازندرانی
(۱۸:۱۵) در شرح اصول کافی مرحوم ملاصالح مازندرانی، جلد چهارم، صفحه سی و چهار، روایتی را مطرح میکنند، بعد میفرمایند: «و سيأتي تحقيق الكبس عن قريب». بحث نسبتاً خوبی برای توضیح این دارند. آن چه که در یازده روز جناب فیض و آقای شعرانی فرمودند، سنة ها چه سالهایی ...
توجیه روایت سیاری به ارائه راهحلی برای اوفقیت محاسبه کبیسه با رؤیت خارجی هلال
(۲۲:۴۰) احتمال دیگری هم هست؛ احتمال خیلی زرق و برق ندارد، فضای ضعیف خودش را دارد ولی در فضای طلبگی عرض میکنم؛ برفرض که این روایت درست باشد و اشتباه از سیاری نباشد، یعنی امام علیهالسلام فرمودهاند: «عد في كل أربع سنين خمسا و في السنة الخامسة ستا». خُب چرا به...