جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 7817
لحاظ تتابع و طولیت در کلمهی «آلاء»، دلیلی بر عدم رواج استعمال مفرد این کلمه
در ذهن من سؤال دیگری هم بود؛ شما در جایی یادتان میآید؟ در کلمهی «نعمت»، هر دوی آنها را داریم؛ «نعماء اللّه»، «نعمة اللّه». «وَإِن تَعُدُّواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ»[1]، نفرمود «نعماء اللّه». «نعماء» جمع آن است. «نعمة اللّه»، «نعماء اللّه». در آیات شریفه «نعماء...
پیشگفتار (چکیده)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۸(جلسۀ سوم)؛ شرح فقرۀ «مقتدر بالآلاء و ممتنع بالكبرياء» قهاریت خداوند و مسألۀ وسائط فیض؛ رابطۀ خالق و مخلوق، بررسی واژۀ «آلاء» از دیدگاه فقه اللغة؛ بررسی و توجیه کلام قاضی سعید در تفسیر کلمۀ آلاء؛ لحاظ تتابع ...
پیشگفتار (چکیده)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۸(جلسۀ دوم)؛ شرح فقرۀ «مقتدر بالآلاء و ممتنع بالكبرياء» نفی احوال وجود از خداوند در بیان قاضی سعید قمی؛ تفسیر «آلاء» به واسطۀ فیض در کلام قاضی سعید، نظام احسن و مسألۀ قدرت الهی، روایت «اَلْأَلِفُ آلاَءُ اَ...
پیشگفتار (چکیده)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۷ (جلسۀ اول)؛ ادامۀ شرح فقرۀ «واحد لا من عدد ، ودائم لا بأمد ، وقائم لا بعمد» تنظیر واحدیت غیر عددی خداوند به طبایع صرف؛ قوام عدّ بر انعزال و محدودیت؛ تبیین صرف الطبیعه و تباین طبایع؛ نقد قاعدۀ «بسیط الحقیقه کل...
پیشگفتار (چکیده)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۸ (جلسۀ چهارم)؛ شرح فقرۀ «فلا دهر يخلقه ولا وصف يحيط به» خلاصه ای از مباحث مربوط به فقرۀ «مقتدر بالآلاء»؛ برتری خداوند از موطن وجود و طبایع؛ نفی تشبیه و نحوۀ اوصاف الهی؛ شرح عبارت «قد خضعت له ثوابت الصعاب»؛...
بیان وجه تفریع فاء در فقرهی «فلا دهر يخلقه ولا وصف يحيط به»
چهارشنبهها قرار بود از باب بهانه، توحید مرحوم صدوق را مباحثه کنیم. بهانه، یعنی اگر از باب لیاقت مباحثهکردن کتاب توحید صدوق باشد که هیچ، بلکه کتاب را باز کنیم تا بهانه شویم که اینها مطرح شود و این بهانه سبب شود کسانی که جدی هستند و اهل هستند، به حق مطلب برسن...
فراتر بودن خداوند از موطن وجود و موطن علم حضوری عقل به طبایع
ایشان نسبت به «و لا وصف یحیطه» هم توضیحی داشتند. در این اواخر من نکتهای را عرض کرده بودم؛ میخواهم ببینم در اینجا میتوانیم آن را پیاده کنیم یا نه. عرض شد که اساساً میتوانیم کل عالم و ادراکاتمان را به دو شبعهی مهم تقسیم کنیم. موطن فعالیت عقل، موطن فعالیت ...
توصیف عباد مخلَص
شاگرد: این که خودش خودش را وصف میکند، میتوانیم بگوییم شامل آنجا هم میشود؟ استاد: یعنی خودش، خودش را وصف نمیکند؟ شاگرد: فهمی که ما از خداوند داریم، باز تحت آن وصف است. استاد: دارد «لَا أُحْصِى ثَنَاءً عَلَيْكَ! أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ...
تعبیر «النعوت لا تلیق به الا بالله» و مسألهی نفی تشبیه
نعوت ذات منشأ نعوت مقابلی مادون العرش استاد: این روایت خیلی مهم است؛ جمعش با سائر مطالبی است که آنها هم در روایت هست. حضرت فرمودند: «اَلنُّعُوتُ نُعُوتُ اَلذَّاتِ لاَ تَلِيقُ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ أَسْمَاؤُهَا جَارِيَةٌ عَلَى اَلْمَخْلُوقِينَ»[1]. این روایت...
الف) «ثوابت الصعاب»؛ کوههای سرسخت
«قد خضعت له ثوابت الصعاب في محل تخوم قرارها ، وأذعنت له رواصن الأسباب في منتهى شواهق أقطارها»[1]. این جمله ثنائی است. فعلاً دوتایی است. خیلی زیبا است؛ «خضعت»، «اذعنت». وقتی صحبت سر رفتار و وجود است، تعبیر به «خضعت» میکنند؛ عالم مادون. وقتی صحبت سر علم...
ب) «الرقاب الصعاب»؛ گردنِ گردنکشان
در کلمهی «ثوابت»، نسخهها مختلف است. الآن در توحید صدوق دارد: «ثوابت الصعاب». در عیون اخبار الرضا علیه السلام که مرحوم صدوق همین روایت را نقل کردهاند، دارد: «خضعت له الرقاب الصعاب»[1]. به جای «ثوابت»، کلمهی «الرقاب» دارد. تا شما کلمهی «رقاب» را میبینید...
ج) «رواتب الصعاب»
نسخهی دیگری را هم بگویم؛ به جای «ثوابت»، «رواتب» است. مرحوم مجلسی در بحارالانوار که نقل میکنند، میگویند: «قَدْ خَضَعَتْ لَهُ رَوَاتِبُ اَلصِّعَابِ»[1]». طلبگی است، باید به هر کدام از نسخه بدلها سر بزنیم و محتملات آن را ببینیم. فقط مشکلی که دارد این است:...
پیشگفتار (چکیده)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال۱۳۹۸ (جلسۀ اول)؛ شرح فقرۀ «قد خضعت له ثوابت الصعاب في محل تخوم قرارها وأذعنت له رواصن الأسباب» «ثوابت» عالم افراد الطبایع و «رواصن» عالم طبایع ذو نفوس؛ بررسی واژۀ «ثبت» از دیدگاه فقه اللغة؛ تحلیلی از حرکت فلسفی،...
ترجیح نسخهی «ثوابت» در تعبیر «قد خضعت له ثوابت الصعاب»
در صفحهی هفتاد و یکم بودیم. به این جمله رسیدیم که حضرت فرمودند: «قد خضعت له ثوابت الصعاب في محل تخوم قرارها ، وأذعنت له رواصن الأسباب في منتهى شواهق أقطارها، مستشهد بكلية الأجناس على ربوبيته وبعجزها على قدرته»[1]. جلسهی قبل خلاصهای از این عبارت ...
«خضعت له ثوابت و اذعنت له رواصن»؛ خضوع عالم ملک و اذعان و معرفت عالم عقول
با توجه به بررسی لغات در هفتهی قبل، حاصل این جمله این میشود ...؛ تناسب حکم و موضوع در فهم مراد متکلم - بهخصوص اگر متکلمی باشد در اعلی درجهی حکمت - حرف اول را میزند. الآن ما یک حکم داریم و یک موضوع داریم. «خضع» حکم است. «اذعنت» حکم است. فاعل آن چه کسی ...
«ثوابت» عالم افراد الطبایع و «رواصن» عالم طبایع و نفوس ذو معرفت
استاد: احسنت. در تناسب حکم و موضوع، حکم، اذعان است. خُب پس حضرت دارند چیزی را میگویند که اذعان میکند اما برای ثوابت الصعاب که در تخوم بود، میگویند «خضعت»؛ گردن کشیده است، مطیع است. شاگرد: یعنی می فرمایید خضوع با انفعال است و اذعان به یک فعل است و آن وقت...
فهم سریع معنای تکثر در «ثاء» و معنای قطع در «تاء» با دیدن کلمات مختلف
استاد: احسنت. ببینید حضرت میفرمایند: محکم و ثابت. یادتان هست در بحث لغوی دیروز «ثب» و «بث» را عرض کردم؟ «بث»، باء به ثاء خورده است. «ثب»، ثاء به باء خورده است. همین شده «ثبت». متفرق است و بعد مجتمع میشود و بعد «تاء» است. اگر یادتان باشد قبلاً عرض کردم که ...
معنای تجمیع در «باء»
استاد: «باء» مثل اینها نیست. از «با»ی الصاق حرفی جلو نیامدیم. میخواهم از دل لغت در بیاید. شما الآن میگویید: «با»ی حرفی بهمعنای الصاق است و معنای الصاق را گرفتهاید و جلو میروید. اما شما کاری به الصاق نداشته باشید. المنجد، لسان العرب را باز کنید، مواردی...
بررسی کلمات ثنائی بهترین راه برای فهم معانی حروف
شاگرد: کلمهی «اتی»، کلمهای است که «ت» خالص در آن هست. استاد: بله، کلمهی «وتی» و «اتی» از آنهایی هست که فقط «ت» را دارد. «اتی» به چه معنا است؟ شاگرد: یعنی آمد. استاد: آمد به چه معنا است؟ یعنی یک کاری بود که ادامه داشت…؛ خودتان نمیگویید «وصول» آنی است...
«ثوابت فی تخومها» بهمعنای فرد طبیعت در تمام مراحل خود«ثوابت فی تخومها» بهمعنای فرد طبیعت در تمام مراحل خود
«ثوابت» به این صورت است. «ثب»؛ یک متکثری به جمع میآید و «ت» میگوید قرار شد. اگر یک چیزی ثابت است، «ت» میگوید دیگر تکان نمیخورد. قطع شد. یعنی تشکیلات آن به انقطاع رسید. به نظرم در المعجم الاشتقاقی هم گفته باشد. من نگاه نکردهام. برای خصوص «ثبت». ببینید ...