رفتن به محتوای اصلی

تصحیح اشتباه و عدم تکرار آن، تفاوت هوش قوی و ضعیف

حالا سؤال این است: الآن که ما از سخت‌افزار سراغ شیء رفتیم و بعد، از شیء می‌خواهیم سراغ منِ پایه‌محور در حافظه برویم، حتماً دستگاه ما بند به ناظر هست یا نیست؟ یعنی اگر فرض کردیم که در این مسیر به یک هوش ضعیف و قوی رسیدیم، [آیا ما هستیم که در آن‌ها معنا و فهم می‌بینیم، یا اگر ما نباشیم و ذهنی نباشد، او دارد کار خودش را انجام می‌دهد؟]. تا یادم نرفته این نکته را بگویم: هوش مصنوعی ضعیف به حدی می‌رسد که خیلی خیلی کار از آن برمی‌آید؛ همه سیستم‌های خبره‌ای که کل دنیا از آن استفاده می‌کنند، هوش ضعیف است که خیلی کار از آن می‌آید. هر چه متخصصین، بالاترین اطلاعات خودشان را به این سیستم‌های خبره بدهند، حتی از خود آن‌ها دقیق‌تر انجام می‌دهند، ولی باز هوش ضعیف است و هوش قوی نیست. مرز بین هوش ضعیف و قوی کجا است؟ اندازه‌ای که در ذهنم هست، هوش ضعیف کارهای خیلی بزرگی انجام می‌دهد، اما وقتی یک به او اشتباه دادید، او همین اشتباه را تکرار می‌کند و اگر صد بار هم به او مراجعه کنید، دوباره اشتباه می‌کند. شما باید دوباره کار را بازنویسی کنید، تا او این اشتباه را تکرار نکند. اگرچه کارهای خیلی مهمی انجام می‌دهد، اما اگر اشتباه در آمد، آن اشتباه را تکرار می‌کند.  تفاوت هوش قوی این است که تکرار اشتباه ندارد و ریختش را طوری قرار داده‌اید که وقتی خودش اشتباه کرد، دفعه بعد که به او مراجعه می‌کنید، اشتباه را دوباره تکرار نمی‌کند؛ این خیلی کار می‌برد. به این، هوش قوی پایه‌محور می‌گوییم که می‌خواهیم ببینیم به آن می‌رسیم یا نه.

بنابراین هوش ضعیف، کارهای مهم و هوش‌مندی انجام می‌دهد، اما این‌طور نیست که خودش اشتباه را تکرار نکند و تصحیح کند. اما اگر برنامه‌ای نوشتید که به محض این‌که اشتباه کرد، آن اشتباه را تشخیص می‌دهد و دیگر تکرار نمی‌کند و وقتی یک بار به اشتباه جواب داد، می‌بینید بار دیگر خودش اشتباه جواب نمی‌دهد و می‌فهمد که اشتباه کرده است - با طول و تفصیلی که دارد – [چنین برنامه‌ای، دارای هوش قوی پایه‌محور است].

لذا در جلسه قبل عرض کردم که جزء لایتجزای هوش قوی، منِ پایه‌محور در حافظه کامپیوتر است، به‌عنوان یک عنصر نرم‌افزاری جزء لایتجزی به‌عنوان "من" که دارد رشد می‌کند و چاق می‌شود و هر کاری انجام می‌دهد، برای خودش ثبت می‌کند و کارها و روالی که انجام می‌دهد، همه آن‌ها در او موجود است؛ هیچ جایی نمی‌رود و همه را دارد. اینجاست که شبکه‌های عصبی هم به کمک آن می‌آید و جلو رفته. بنابراین جزء لایتجزی در هوش قوی، یک منِ پایه‌محور است. هفته قبل فی الجمله توضیح این "من" را عرض کردم.