رفتن به محتوای اصلی

ریشه روابط اهل بیت

خب اگر این طور است که هر کس، دیگری را می خواهد در واقع برای خودش می خواهد، از اینجا معلوم می شود اگر خدای متعال یک عدّه ای را فرمود: اینها مَثَل نور هدایت منَند، خدا جزاف گو نیست. به شوخی نمی آید بگوید: «کمشکاةٍ»، که مشکات بشوند رسول الله - صلی الله علیه وآله- مصباح بشوند امیرالمؤمنین، زُجاجه بشوند سِبطَین، کوکب درّی بشوند حضرت صدیقه - سلام الله علیها، این که شوخیِ جزاف نمی شود.

خداخواهی

خدا که برای این ها مثال هدایت می زند، می خواهد بگوید: اگر حضرت زهرا سلام الله علیها ما را می خواهند -الآن در قرنِ پانزدهم، پانزده قرن گذشته اینجا جمع می شویم و به یادشان مجلس می گیریم- این ها فرق دارند با همه جای دیگر، شما را برای خودشان نمی خواهند. شما را برای خدا می خواهند. برای خودتان می خواهند تا شما را به خدا برسانند. این است که ارزش پیدا می کند.

 اگر ائمۀ معصومین مثل دیگران مردم را برای خودشان می خواستند، اصلش بر می گشت به خودخواهی. این که این وجودهای مبارک لیاقت پیدا می کنند که خدای متعال آنها را مَثَل هدایت قرار بدهد به خاطر این است که اگر ما را می خواهند، برای خدا می خواهند، برای کمال خودمان و خالق ما می خواهند.

حضرات؛ آینه محض الهی

آینۀ محض هستند. شما می روید جلوی آینه، صورت خودتان را می بینید و خودتان را اصلاح می کنید. بعداً که بر می گردید،می پرسند: آیا آینه گِرد بود یا مستطیل؟ شما می گویید: من اصلاً آینه را ندیدم.

خدای متعال اینها را آینۀ کمالات اسمای خودش قرار داده، یعنی چه؟ یعنی شک نکنید اگر درِ خانۀ حضرت سیدالشهداء می روید اصلاً حضرت، شما را برای خودشان نمی‌خواهند اگر برای خودشان می خواستند که مرآت الهی نبودند، این همه سفارش شده که اربعین بیایید کربلا برای زیارت جدّ ما، برای چه؟ برای خودشان که همه مردم بگویند: حسین؟! کجا این طور است؟! وقتی آخرِ کار پرده ها کنار برود، می بینیم که ذرّه ای ما را برای خودشان نمی خواستند؛ برای خودمان می خواستند، برای خدای متعال می خواستند که ما به معرفت برسیم، این است که ارزش پیدا می کند.

«سقاهم ربهم شرابا طهوراً»

مضامین عالی سوره دهر

آیات متعددی راجع به حضرت صدیقه - سلام الله علیها- و ائمۀ اطهار - علیهم السلام- است:  یکی در سوره مبارکۀ دهر است :«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً[1]» مفسّرین می گویند: اینجا کلمۀ«هل» بمعنای «بل» است[2] خب ما هم حرفی نداریم ولی اگر نگاه کنیم سوره برای چه کسی نازل شده؟ استفهام معنا پیدا می کندامتَحَنَکِ اللهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبلَ أن یَخلُقَکِ[3]» ببینید دیگر نیاز نیست «هَل» را بمعنای «بَل» بگیرید، قرآن کریم است، سوره هم راجع به اهل عصمت نازل شده است. بسیار خوب. کلّ سوره راجع به خمسۀ طیّبه است، آیاتی در این سوره است که هیچ کجای قرآن این چنین مضامینی نیست.

یکی را حاج آقا علاقه بند - خدا حفظشان کند و طول عمرشان بدهد- از مرحوم حاج شیخ غلامرضا نقل می کردند -چه نکات زیبایی استفاده می کردند ان شاء الله خداوند همۀ ما را به راه آنها ببرد و طوری نباشد از راه آنها منحرف بشویم. خدا منّت بر همه ما بگذارد به هدایت و بقای هدایت ان شاءالله- می گفتند: ببینید آیه می فرماید:«إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُورا عَیناً یَشرَبُ بها[4]» نفرمود:«یشرب منها» چشمه ای که از او می نوشند نه، بلکه می فرماید: چشمه ای که به او می نوشند. یعنی چه؟ دنبالۀ آیه آمده :«یُفَجِّرُونَها تَفجیراً»: هرچه نهر اینجاست به ارادۀ آن ها جاری می شود و ایجاد کنندۀ نهر هستند و لذا دیگران باید از این نهرها بنوشند. چند آیۀ بعد می فرماید:« قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيرا[5]»: چیزهایی که در بهشت هست آنها خودشان مقدِّر اینها هستند و همۀ نظام و تکوینش دست خودشان است.

شراب طهور: طهارت از ماسوی الله

این مضامینی که در سورۀ دهر که راجع به خمسۀ طیّبه است آمده، در سوره های دیگر نیست. می رسد تا کجا؟ تا آنجا که بَه بَه «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُورا»

 استادی هستند بزرگوار که سرِ درس مکرّر این را می گفتند: «خدا را گواه می گیرم اگر از روی تعصّب بگویم، یک عمر در بین کتابهای عرفان و کلام و فلسفه درس خوانده ام در این همه کتاب من دهانی را ندیدم که این جملۀ امام صادق - سلام الله علیه- که در ذیل این آیه گفته شده را گفته باشد[6].امام صادق - سلام الله علیه- در تفسیر مجمع البیان مرحوم طبرسی که قبرشان در مشهد است در ذیل این آیه فرمودند:« رَوَوهُ عَن جَعفرِ بن محُمّد - صلوات الله علیه- : يُطَهِّرُهُم عَن كُلِّ شَي‏ءٍ سِوَى الله إذ لا طاهِرَ مِن تَدنُّس بِشَي‏ءٍ مِنَ الأكوان إلّا الله[7]»

دَنَس به چرکی و پلیدی می گویند، امام صادق می فرمایند: هر چه غیر خداست یک جور چرک و پلیدی است و خداوند متعال شرابی به آنها می دهد که ذرّه ای از چرک و پلیدی در آنها نیست.

حالا دیدید عرض کردم سیدالشهداء که می فرمایند: بیایید درِ خانۀ من، ما را برای خودشان نمی خواهند؟ کسی که دَنَس دارد ما را برای خودش می خواهد، کسی که خدا شراب طهور به او داده و از تدنّس پاکش کرده ما را برای خدا می خواهد. خدا را شکر گزاریم که توفیق داد در این مجالس شرکت کردیم« لَإن شَکَرتُم لَأزِیدَنَّکُم».

خانه اهل بیت: خانه خداوند

نکته ای که عرض کردم هم ضمیمه کنید که اگر می گویند: بیایید، برای خودشان نیست وقتی درِ خانه آنها می روید درِ خانۀ خدا رفته اید «مَن أرادَ الله بَدَءَ بِکُم وَمَن وَحّدَهُ قَبِلَ عَنکم[8]»شما باب توجّه الهی هستید، چرا؟ چون هیچ از خودتان ندارید وقتی کسی سراغ شما بیاید سراغ خدا رفته است.

در اوّل دعای ندبه می خوانیم که خدای متعال از آنها عهد گرفته «أخَذتَ عَلَیهمُ العَهدَ فی دَرَجاتِ هذِهِ الدُنیَا الدَنیّة» آنها هم به عهد خدا وفا کردند«فَعَلِمتَ مِنهُم الوَفاءَ بِه فقَبِلتَهُم وَ قَرّبتَهُم[9]» 


[1] سورة الدهر، آیه ١

[2] المعنى‏

«هل أتى» معناه قد أتى‏ «على الإنسان» أي أ لم يأت على الإنسان‏ «حين من الدهر» و قد كان شيئا إلا أنه‏ «لم يكن شيئا مذكورا» لأنه كان ترابا و طينا إلى أن نفخ فيه الروح عن الزجاج و على هذا فهل هنا استفهام يراد به التقرير قال الجبائي و هو تقرير على ألطف الوجوه و تقديره أيها المنكر للصانع و قدرته أ ليس قد أتى عليك دهور لم تكن شيئا مذكورا ثم ذكرت و كل أحد يعلم من نفسه أنه لم يكن موجودا ثم وجد فإذا تفكر في ذلك علم أن له صانعا صنعه و محدثا أحدثه و المراد بالإنسان هنا آدم (ع) و هو أول من سمي به عن الحسن و قتادة و سفيان و الجبائي و قيل إن المراد به كل إنسان و الألف و اللام للجنس عن أبي مسلم و قيل أنه أتى على آدم (ع) أربعون سنة لم يكن شيئا مذكورا لا في السماء و لا في الأرض بل كان جسدا ملقى من طين قبل أن ينفخ فيه الروح و روى عطاء عن ابن عباس أنه تم خلقه بعد عشرين و مائة سنة و

روى العياشي بإسناده عن عبد الله بن بكير عن زرارة قال‏ سألت أبا جعفر (ع) عن قوله‏ «لم يكن شيئا مذكورا» قال كان شيئا و لم يكن مذكورا

و بإسناده عن سعيد الحداد عن أبي جعفر (ع) قال‏ كان مذكورا في العلم و لم يكن مذكورا في الخلق‏ و عن عبد الأعلى مولى آل سام عن أبي عبد الله (ع) مثله‏

و عن حمران بن أعين قال‏ سألت عنه فقال كان شيئا مقدورا و لم يكن مكونا،

و في هذا دلالة على أن المعدوم معلوم و إن لم يكن مذكورا و إن المعدوم يسمى شيئا فإذا حملت الإنسان على الجنس فالمراد أنه‏ قبل الولادة لا يعرف و لا يذكر و لا يدري من هو و ما يراد به بل يكون معدوما ثم يوجد في صلب أبيه ثم في رحم أمه إلى وقت الولادة و قيل المراد به العلماء لأنهم كانوا لا يذكرون فصيرهم الله سبحانه بالعلم مذكورين بين الخاص و العام في حياتهم و بعد مماتهم و سمع عمر بن الخطاب رجلا يقرأ هذه الآية فقال ليت ذلك ثم يعني ليت آدم بقي على ما كان فكان لا يلد و لا يبتلي أولاده‏( مجمع البيان في تفسير القرآن،  ج‏10، ص ۶١۴-۶١۵)

قوله تعالى. «هل أتى على الإنسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا» الاستفهام للتقرير فيفيد ثبوت معنى الجملة و تحققه أي قد أتى على الإنسان «إلخ» و لعل هذا مراد من قال من قدماء المفسرين: إن «هل‏» في الآية بمعنى قد، لا على أن ذلك أحد معاني «هل» كما ذكره بعضهم.

و المراد بالإنسان الجنس. و أما قول بعضهم: إن المراد به آدم (ع) فلا يلائمه قوله في الآية التالية: «إنا خلقنا الإنسان من نطفة».

و الحين قطعة من الزمان محدودة قصيرة كانت أو طويلة، و الدهر الزمان الممتد من دون تحديد ببداية أو نهاية.

و قوله: «شيئا مذكورا» أي شيئا يذكر باسمه في المذكورات أي كان يذكر مثلا الأرض و السماء و البر و البحر و غير ذلك و لا يذكر الإنسان لأنه لم يوجد بعد حتى وجد فقيل: الإنسان فكونه مذكورا كناية عن كونه موجودا بالفعل فالنفي في قوله: «لم يكن شيئا مذكورا» متوجه إلى كونه شيئا مذكورا لا إلى أصل كونه شيئا فقد كان شيئا و لم يكن شيئا مذكورا و يؤيده قوله: «إنا خلقنا الإنسان من نطفة» إلخ فقد كان موجودا بمادته و لم يتكون بعد إنسانا بالفعل و الآية و ما يتلوها من الآيات واقعة في سياق الاحتجاج يبين بها أن الإنسان حادث يحتاج في وجوده إلى صانع يصنعه و خالق يخلقه، و قد خلقه ربه و جهزه التدبير الربوبي بأدوات الشعور من السمع و البصر يهتدي بها إلى السبيل الحق الذي من الواجب أن يسلكه مدى حياته فإن كفر فمصيره إلى عذاب أليم و إن شكر فإلى نعيم مقيم.

و المعنى هل أتى- قد أتى- على الإنسان قطعة محدودة من هذا الزمان الممتد- غير المحدود و الحال أنه لم يكن موجودا بالفعل مذكورا في عداد المذكورات.( الميزان في تفسير القرآن، ج۲۰، ص ۱۲۰-۱۲۱)

[3]  العباس المنصوري قال حدثنا إبراهيم بن محمد بن عيسى بن محمد العريضي قال حدثنا أبو جعفر ع ذات يوم قال: إذا صرت إلى قبر جدتك فاطمة ع فقل يا ممتحنة امتحنك‏ الله‏ الذي خلقك قبل أن يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة و زعمنا أنا لك أولياء و مصدقون و صابرون لكل ما أتانا به أبوك ص و أتانا به وصيه ع فإنا نسألك إن كنا صدقناك إلا ألحقتنا بتصديقنا لهما بالبشرى لنبشر أنفسنا بأنا قد طهرنا بولايتك.( تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج‏۶ ؛ ص۱۰)

يا ممتحنة امتحنك‏ الله‏ الذي خلقك قبل أن يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة و زعمنا أنا لك أولياء و مصدقون و صابرون لكل ما أتانا به أبوك صلى الله عليه و آله و أتى به وصيه فإنا نسألك إن كنا صدقناك إلا ألحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر أنفسنا بأنا قد طهرنا بولايتك.( مصباح المتهجد و سلاح المتعبد / ج‏2 / ۷۱۱ / دعاء الموقف لعلي بن الحسين ع ..... ص : ۶۸۹)

2 السلام عليك يا ممتحنة، امتحنك‏ الله‏ الذي خلقك قبل أن يخلقك، فوجدك لما امتحنك صابرة، و نحن لك أولياء و مصدقون و صابرون لكل ما أتانا به أبوك صلى الله عليه و آله و أتانا به وصيه(المزار الكبير (لابن المشهدي) / ۷۹/ 2 - زيارة أخرى لها عليها السلام: ..... ص : ۷۹)

يا ممتحنة امتحنك‏ الله‏ الذي خلقك فوجدك لما امتحنك صابرة و زعمنا أنا لك أولياء و مصدقون و صابرون لكل ما أتانا به أبوك صلى الله عليه و آله و أتى به وصيه فإنا نسألك إن كنا صدقناك إلا ألحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر أنفسنا بأنا قد طهرنا بولايتك.( المزار (للشهيد الاول) / 21 / زيارة فاطمة ع عند الروضة ..... ص : ۲۰)

[4] سورة الدهر، آِیه ۶

[5] سورة الدهر، آیه ١۶               

[6] امين الاسلام طبرسى در تفسير عظيم الشأن مجمع البيان در تفسير كريمه‏ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً از سوره هل أتى، به تعبير «رووه» صيغه جمع، نه «روى» صيغه مفرد مجهول، از امام صادق عليه السلام بدين صورت روايت كرده است:

أى يطهّرهم عن كل شي‏ء سوى اللّه إذ لا طاهر من تدنّس بشي‏ء من الأكوان إلّا اللّه.

رووه عن جعفر بن محمد عليه السلام.

در نوشته‌‏هايم گفته‏‌ام:

من در امّت خاتم صلى اللّه عليه و آله و سلّم از عرب و عجم، كلامى بدين پايه كه از صادق آل محمّد در غايت قصواى طهارت انسانى روايت شده است، از هيچ‏ عارفى و حكيمى نه ديده‏ام و نه شنيده‏ام.( هزار و يك كلمه ؛ ج‏۲ ؛ ص۴۶۶-۴۶٧)

[7] قيل: يطهرهم عن كل شي‏ء سوى الله إذ لا طاهر من تدنس بشي‏ء من‏ الأكوان‏ إلا الله‏ رووه عن جعفر بن محمد (ع)(مجمع البيان في تفسير القرآن،ج‏10،ص623)

اصل این روایت در حقائق التفسیر ابوعبدالرحمن سلمی ذکر شده است و پس از آن در الکشف و البیان ثعلبی:

قوله تعالی: و سقاهم

قال جعفر: سقاهم التوحید فی السر فنأی هو  عن جمیع ما سواه فلم یفیقوا الا عند المعاینه و رفع الحجاب فیما بینهم و بینه و اخذ الشراب فیها اخذ عنه فلم یبق علیه منه باقیه و حصله فی میدان الحصول و القبضه

...و قال جعفر قوله شراباً طهوراً طهرهم به عن کل ما سواه اذ لا طاهر من یدنس بشیء من الاکوان.( حقائق التفسیر (تفسیر السلمی) ص ٣۶۵)

و قال جعفر: يطهرهم به عن كل شي‏ء سواه، إذ لا طاهر من‏ تدنس‏ شي‏ء من الأكوان.( الكشف و البيان (تفسير ثعلبى)، ج‏10، ص: ۱۰۵)

[8] قل السلام عليك يا حجة الله و ابن حجته ... من‏ أراد الله‏ بدأ بكم‏ بكم يبين الله الكذب و بكم يباعد الله الزمان الكلب و بكم فتح الله و بكم يختم الله و بكم يمحو ما يشاء و بكم يثبت و بكم يفك الذل من رقابنا و بكم يدرك الله ترة كل مؤمن يطلب بها و بكم تنبت الأرض أشجارها و بكم تخرج الأشجار أثمارها و بكم تنزل السماء قطرها و رزقها(الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏۴ / ۵۷۶/ باب زيارة قبر أبي عبد الله الحسين بن علي ع ..... ص : ۵۷۲)

من‏ أراد الله‏ بدأ بكم‏ [من‏ أراد الله‏ بدأ بكم‏ من‏ أراد الله‏ بدأ بكم‏]- بكم يبين الله الكذب و بكم يباعد الله الزمان الكلب و بكم فتح الله و بكم يختم الله و بكم‏ يمحوا الله ما يشاء و بكم يثبت و بكم يفك الذل من رقابنا و بكم يدرك الله ترة كل مؤمن يطلب- [تطلب‏] و بكم تنبت الأرض‏( كامل الزيارات / النص / ۱۹۹/ زيارة أخرى ..... ص : ۱۹۷)

من‏ أراد الله‏ بدأ بكم‏ و من وحده قبل عنكم و من قصده توجه بكم (من لا يحضره الفقيه / ج‏2 / 615 / زيارة جامعة لجميع الأئمة ع ..... ص : ۶۰۹)

بأبي أنتم و أمي و نفسي و أهلي و مالي من‏ أراد الله‏ بدأ بكم‏ و من وحده قبل عنكم و من قصده توجه إليكم موالي لا أحصي ثناءكم و لا أبلغ من المدح كنهكم و من الوصف قدركم و أنتم نور الأخيار و هداة الأبرار و حجج الجبار (عيون أخبار الرضا عليه السلام / ج‏۲ / ۲۷۶/ زيارة أخرى جامعة للرضا علي بن موسى ع و لجميع الأئمة ع ..... ص : ۲۷۲)

من‏ أراد الله‏ بدأ بكم‏ و بكم يبين الله الكذب و بكم يباعد الزمان الكلب و بكم فتح الله و بكم يختم و بكم يمحو ما يشاء و بكم يثبت و بكم يفك الذل من رقابنا و بكم يدرك الله ترة كل مؤمن تطلب (تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) / ج‏۶ / ۵۵/ ۱۸ - باب زيارته ع ..... ص : ۵۴)

بأبي أنتم و أمي و نفسي و أهلي و مالي و أسرتي من‏ أراد الله‏ بدأ بكم‏ و من وحده قبل عنكم و من قصده توجه بكم موالي لا أحصي ثناءكم و لا أبلغ من المدح كنهكم و من الوصف قدركم و أنتم نور الأخيار و هداة الأبرار و حجج الجبار بكم فتح الله و بكم يختم و بكم‏ ينزل الغيث* و بكم‏ يمسك السماء أن تقع على الأرض إلا بإذنه‏ و بكم ينفس الهم و يكشف الضر و عندكم ما نزلت به رسله و هبطت به ملائكته(تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) / ج‏۶ / ۹۹/ ۴۶ - باب زيارة جامعة لسائر المشاهد على أصحابها السلام ..... ص : ۹۵)

[9] اللهم لك الحمد على ما جرى به قضاؤك في أوليائك الذين استخلصتهم لنفسك و دينك إذا اخترت لهم جزيل ما عندك من النعيم المقيم الذي لا زوال له و لا اضمحلال بعد أن شرطت عليهم الزهد في درجات‏ هذه‏ الدنيا الدنية و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك و علمت منهم الوفاء به فقبلتهم و قربتهم‏( إقبال الأعمال (ط - القديمة) ؛ ج‏1 ؛ ص۲۸۵)

ثم قال السيد رضي الله عنه ذكر بعض أصحابنا قال قال محمد بن علي بن أبي قرة نقلت من كتاب محمد بن الحسين بن سفيان البزوفري رضي الله عنه دعاء الندبة و ذكر أنه الدعاء لصاحب الزمان صلوات الله عليه و يستحب أن يدعى به في الأعياد الأربعة و هو الحمد لله رب العالمين‏ و صلى الله على سيدنا محمد نبيه و آله و سلم تسليما اللهم لك الحمد على ما جرى به قضاؤك في أوليائك الذين استخلصتهم لنفسك و دينك إذ اخترت لهم جزيل ما عندك من النعيم المقيم الذي لا زوال له و لا اضمحلال بعد أن شرطت عليهم الزهد في درجات‏ هذه‏ الدنيا الدنية و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك و علمت منهم الوفاء به فقبلتهم و قربتهم و قدمت لهم الذكر العلي و الثناء الجلي و أهبطت عليهم ملائكتك و كرمتهم بوحيك و رفدتهم(بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۹۹ ؛ ص۱۰۴)

بعد أن شرطت عليهم الزهد في درجات‏ هذه‏ الدنيا الدنية و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك و علمت منهم الوفاء به فقبلتهم و قربتهم (زاد المعاد - مفتاح الجنان ؛ ص۳۰۴)