عدم اعتبار رویت قبل از زوال با تمسک به روایت «صم للرویة» توسط وحید بهبهانی
وحید فرمودند وقتی اخبار متواتره میفرماید: «صم للرؤیه و افطر للرؤیه»[1]، «إذا رأيتم الهلال فصوموا و إذا رأيتموه فأفطروا»[2]، منظور از اینها، انشاء صوم است. این معنا ندارد مگر برای فردا. یعنی غداً انشاء صوم بکن، نه امروز. امروز دیدی برای فردا است. فرمودند اخبار متواتره این است. فرمودند بعضی از مواردیکه میگوید تا قبل از زوال میتوانی نیت کنی، مقصود از آن این است که کل روز را صائم هستید. یعنی ولو ساعت، ده صبح نیت میکنید اما از طلوع فجر تا غروب تو صائم هستی، چون هیچ چیزی نخوردهای. این فرمایش ایشان بود. دیروز انواع نیت صوم را عرض کردیم، اینکه آیا ممکن هست که یک جایی در بعض صوم واقعاً صائم نباشد، فروضی را بهعنوان احتمالاتی مطرح کردیم.
شاگرد: همین توجیه را برای روایات قبل از زوال و بعد از زوال بیاوریم. یعنی وقتی میگویند روزه بگیر، یعنی کل روز را روزه بگیر.
استاد: ایشان از جدشان مرحوم مجلسی نقل میکنند که مرحوم مجلسی فرمودهاند:
بل قال جدّي العلّامة المجلسي رحمه اللّه: إنّ دلالتها على ما ذكرنا قطعي. و لا يخلو عن وجاهة؛ لأنّ حمل المتواترة على خصوص ما قبل الزوال فاسد قطعا، و إرادة ما بعده فيها قطعيّة، و الصوم و الإفطار لهذه يكون من الغد قطعا بالضرورة من الدين، فأمر الشارع- لأصل هذه الرؤية- يكون بالصوم غدا و الفطر غدا، و يكون هذا المتبادر، و هو الظاهر، و هو المراد. فكيف يفهم من عبارة واحدة معنيين متفاوتين!؟ بل هو أيضا فاسد قطعا، فتأمّل جدّا.[3]
«بل قال جدّي العلّامة المجلسي رحمه الله: إنّ دلالتها على ما ذكرنا قطعی»؛ مقصود این است که وقتی هلال را دیدی، فردا را روزه بگیر یا افطار کن. «و لا يخلو عن وجاهة»؛ دلالت قطعی، خالی از وجاهت نیست. همینطور اشکالات طلبگی در ذهن مثل من طلبه میآید؛ بگوییم قطعی است اما «لایخلو عن وجاهة»؟! قطعی قطعی است! یعنی این دلالت به نحو قطعی، طوری است که قابل تقریر است. اگر مقدمات آن را توضیح بدهیم میبینند که دلالتش قطعی هست؛ ولو این قطعیت دلالت، در منظر خیلیها نیاید. منظورشان این است.
شاگرد: شاید دارند نفی قطعیت میکنند؛ میگویند قطعی نیست ولی وجاهت دارد.
استاد: ظاهراً فرمایش جدشان را میگویند که «لایخلو عن وجاهة».
شاگرد: یعنی محتوای فرمایش جدشان «لایخلو عن وجاهة» ولی قطعیت ندارد.
استاد: یعنی محتوای آن «لایخلو عن وجاهة».
شاگرد: بله.
استاد: در «فكيف يفهم»؛ میگویند چون در دو معنا ممکن نیست، لذا چون ممکن نیست قطعی میشود. نه اینکه ظاهر است. وقتی در یک چیزی میگوییم به عدم امکان رسید، دیگر دلالتش قطعی میشود. نه اینکه دلالتش ظنی باشد. حالا من عبارت ایشان را بخوانم.
«لأنّ حمل المتواترة على خصوص ما قبل الزوال فاسد قطعاً»؛ اخبار متواتره میفرماید «اذا رأیتم الهلال فصم»، این یعنی «غدا». اگر بگویید یعنی خصوص «اذا رأیت الهلال قبل الزوال»، قطعاً مراد این نیست. اخبار متواتره که نمیگویند «اذا رأیتم الهلال» در خصوص قبل از زوال. پس قطعاً این کنار میرود. بعد از زوال میماند. بعد از زوال هم قطعاً مراد هست؛ نه بهمعنای منحصراً. یعنی قطعاً مراد هست، چون رایج ترین فردش این است که طرف غروب و بعد از ظهر و عصر، رؤیت هلال میکنید. پس منظور از «اذا رأیت الهلال» قطعاً بعد از زوال منظوراست که شما بعد از زوال که دیدی فردا را روزه بگیر. خُب وقتی این قطعی مراد است، دیگری هم بهخصوص قبل از زوال منظور نشد، اگر بخواهید جامع گیری کنید نمیشود. دو معنا میشود.
شاگرد: یک بار دیگر بفرمایید.
استاد: ایشان فرمودند منظور از روایات متواتره «اذا رأیت الهلال فصم»، قطعاً قبل از زوال نیست. بعد از زوال هم قطعاً منظور هست. قبل از زوال به خصوصه قطعاً منظور نیست، بعد از زوال فی حد نفسه قطعاً منظور هست، آیا جامع این دو ممکن هست یا نه؟ بعد از زوال، قطعاً منظور است، چون متعارف همین است؛ همه بعد از زوال هلال را میبینند و روزه میگیرند. خصوص قبل از زوال - که بعد از زوال را نگیرد - هم قطعاً منظور نیست. چون متعارف را که خارج نمیکند؛ اخبار متواتره، متعارف را خارج کند.
بعد میگویند وجه سوم چیست؟ «اذا رایت فصم» را جامعی برای قبل از زوال و بعد از زوال بگیریم. میگویند این ممکن نیست. در اینجا جامعی نداریم. چرا؟ چون اگر بعد از زوال باشد، یعنی «اذا رایت الهلال فصم غدا»، آن یکی یعنی «اذا رایت الهلال قبل الزوال فصم الیوم»، میگویند وقتی دو معنا است با هم جمع نمیشوند.
6:11
«لأنّ حمل المتواترة على خصوص ما قبل الزوال فاسد قطعاً و إرادة ما بعده فيها قطعيّة»؛ «ما بعده» نه یعنی خصوص آن، یعنی فعلاً آن قطعی در آن مراد است. «و الصوم و الإفطار لهذه يكون من الغد قطعا بالضرورة من الدين»؛ اگر بعد از ظهر دیدی فردا بگیر.
«فأمر الشارع- لأصل هذه الرؤية- يكون بالصوم غدا و الفطر غدا، و يكون هذا المتبادر، و هو الظاهر، و هو المراد فكيف يفهم من عبارة واحدة معنيين متفاوتين!؟»؛ قطعی آن یعنی «اذا رایت الهلال فصم غدا»، شما میگویید نه، مشمول هم باشد که «اذا رایت الهلال قبل الزوال فصم الیوم». این دو معنا میشود. «بل هو أيضا فاسد قطعاً»؛ این «قطعاً» شامل این است که چون به استحاله و فساد قطعی رسیدیم، پس دلالت هم قطعی میشود.
در تعلیقه هم فرمودهاند: «لم نعثر علیه»، بحمد الله از دو آدرس از مرحوم مجلسی اول در فدکیه گذاشتهاند. هم از لوامع صاحب قرانی ایشان و هم از روضة المتقین که ایشان این را فرمودهاند.
[1] تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج۴ ؛ ص۱۶۳
[2] وسائل الشيعة ؛ ج۱۰ ؛ ص۲۸۹
[3] رؤيت هلال، ج۱، ص: ۵۰۱
بدون نظر