انشاء عزیمتی طولی، حکمت توزیع در وقت الصلاة
24:32
شاگرد: در مورد وقت نماز عشاء فرموده بودید که اگر بر امت مشقت نبود از نیمه شب به آن طرف بود. درحالیکه این استحباب تابعی را در آن جا نمیتوانیم برداشت کنیم.
استاد: یعنی بهخاطر عبارتی که فرمودند نمیتوانیم بگوییم الآن مستحب است که نماز عشاء را نصف شب بخوانید.
شاگرد: میخواهم عرض کنم این استحباب تابعی در اینجا نیامده.
استاد: مانعی ندارد. من هم موافق هستم. شما مثالی آوردید برای فرمایش آقا. یعنی حضرت فرمودند مطلوب من این است که ذکر خدا بر کل بیست و چهار ساعت توزیع شود، این توزیع ذکر خدا اقتضاء میکند که نماز عشاء را نصف شب بخوانید. چرا؟ چون اول شب نماز مغرب را خواندیم و ذکر الله شده. لذا باید فاصله بیافتد که تا صبح غافل نشویم. ولی اگر بخواهیم نصف شب مردم را با اینکه خواب هستند از خانه بیرون بکشیم و …، خیلی سخت میشود. لذا بهخاطر وجود این مشقت، من نماز عشاء را جلو انداختهام. حالا بگوییم پس یعنی مطلوب در شرع این است که توزیع کنید؟! نه. خود توزیع، مرحلهای بود در طول مرحله اصل صلات بیست و چهار ساعت. در نفس حکمت خود توزیع، مصالح و مفاسدی مطرح میشود، که خروجی آنها یک توزیع عزیمتی از ناحیه شارع میشود. توزیع عزیمتی یعنی چه؟ یعنی حالا که شارع فرموده باید این نماز را اول ظهر بخوانید، شما نمیتوانید سراغ آن حکم قبلی در طول آن بروید که صلات احدی و خمسین بود؛ یعنی بگویید خدا پنجاه و یک رکعت در شبانهروز از من خواسته بود! حالا وقت ظهر هم نشد، صبر میکنم همه آنها را در شب یک جا بخوانم! نه، توزیع عزیمتی از ناحیه شارع صورت گرفته که باید آن را اجرا کرد.
شاگرد٢: مگر اینکه دلیلی بیاید که در شرائط خاصی به آن جواز بدهد یا رجحانی بدهد.
استاد: اصلاً دقیقاً حرف من در طولیت این است که وقتی میگوییم مگر دلیل بیاید، این عبارت برای کلاس است و قبل از بیان طولیت است. یعنی وقتی این عینک را میزنیم رنگش عوض میشود. یعنی تا میگوییم مگر دلیل بیاید، با این عینک نگاه میکنیم که دلیل کجا را میگوید. لذا «مگر» نیست. یعنی هر دلیلی «مگر» نیست. بلکه هر دلیلی محل خودش را دارد.
شاگرد٢: بله، اما اگر آن دلیل را نداشتیم نمیتوانستیم به مرتبه طولی قبلی برگردیم. یعنی ما تابع دلیل هستیم. اگر دلیل آمد خیلی راحت جمع میکنیم. یعنی سلسله مراتب طولی یک محمل خوبی برای جمع بین ادله است. نه اینکه بخواهیم از جیب در بیاوریم و بگوییم اگر رجحان هم نشد، حداقل جواز این هست که از نصف شب به بعد بخوانیم.
استاد: بله، ما از استظهار فاصله نمیگیریم. ولی نکته اصلی عرض من این است: وقتی بخواهد استظهار عقلائی صورت بگیرد، مبادی عقلائی دارد. هر چه در مبادی ثبوتی استظهار، بیشتر فکر کنیم، استظهار ما در عالم اثبات دقیقتر میشود. وقتی ثبوتا پنج وجه را بلد هستیم، در عالم اثبات هم نگاه میکنیم که این دلیل به کدام یک از اینها امیل و ارجح است. به خلاف اینکه در عالم اثبات تنها یک جور بدانیم و کل عالم اثبات را بر آن حمل کنیم.
بدون نظر