موافقت مبنای سید با مشهور در رویت عند الغروب
(2:36)
دیروز آقا فرمایشی داشتند. از سید هم عبارتی را در صفحه یازدهم خواندیم. دیروز عبارت صفحه یازده را حاضر الذهن نبودم. همان چیزی که عرض کردم اتفاق باحثین است را سید تصریح میکند.
و أمّا عن الثالث، فمن وجوه: الأوّل: احتمال أن يكون المراد من الشكّ و الظنّ المنهيّ عنهما في الروايات هو ظنّ رؤية الهلال، و لا نزاع في ذلك؛ إذ الرؤية قبل الزوال إنّما تكون معتبرة إذا كانت متيقّنة مقطوعا بها[1]
«و أمّا عن الثالث»؛ یعنی دلیل سومی که مشهور آورده بودند، الاخبار الداله علی المنع من الصوم و الافطار بالتظنی و النهی عن ادخال الشک فی الیقین. در صوم و افطار باید روی یقین جلو بروید و ظن فایدهای ندارد. این دلیل مشهور بود. رویت قبل از زوال، ظن به این میآورد که در لیله ماضیه هلال داشتیم، و اخبار ناهیه میگوید بهدنبال ظن نروید. این دلیل سوم بود. سید از این چه جوابی دادند؟ فرمودند درست است که این اخبار میگوید بهدنبال ظن نروید، اما … .
«فمن وجوه: الأوّل: احتمال أن يكون المراد من الشكّ و الظنّ المنهيّ عنهما في الروايات هو ظنّ رؤية الهلال»؛ اینکه میگویند بهدنبال ظن نروید یعنی به اصل رویت ظن داشته باشید. «و لا نزاع في ذلك؛ إذ الرؤية قبل الزوال إنّما تكون معتبرة إذا كانت متيقّنة مقطوعا بها»؛ نه اینکه گمان داریم که قبل از زوال دیدهایم. اصلاً بحث ما این نیست. این تصریح سید است. خیلی عبارت خوبی است. پس این معلوم شد که ایشان هم تصریح فرموده بودند. واضح هم هست. ولی عبارت سید جایگاه خاص خودش را دارد. این برای اول بود. اما جواب دوم از نهی عمل به ظن؛
الثاني: أنّ المتبادر من الأخبار المذكورة المنع من الصوم و الإفطار لأجل الرأي و التظنّي، و نحن نقول بموجبه؛ لأنّ التعويل في الصوم و الإفطار على الرؤية قبل الزوال ليس من حيث إفادته الظنّ، بل لورود الروايات بكونها علامة لدخول الشهر و إن أفادت الظنّ.[2]
«… لأنّ التعويل في الصوم و الإفطار على الرؤية قبل الزوال ليس من حيث إفادته الظنّ»؛ ببینید نمیخواهند بگویند افاده ظن نمیکند و مبنای ما هم از حیث افاده ظن نیست. میخواهند بگویند تعویلما از این حیث نیست. عبارت روشن است. لذا با آن استظهارات دیروز کاملاً هماهنگ است. «بل لورود الروايات بكونها علامة لدخول الشهر و إن أفادت الظنّ»؛ دیروز عرض کردم که منظور «افادت الروایات» است. «افادت الرویه» هم میشود، با توضیحی که امروز میخواهم عرض کنم.
[1] رؤيت هلال، ج۳، ص: ۱۹۸۰
[2] همان
بدون نظر