ب) اجزاء صوم یوم الشک
بنابراین اول شاهد، این بود که فرمودند قضا کن. دومین شاهد، اجزاء بود. گفتند اگر یوم الشک را به نیت شعبان گرفتی، بعد معلوم شد که ماه مبارک بوده، کافی است؛ وفِّق له. تعبیر اجزاء از روزی بود که با شک گرفته بودی. همان تعبیر اجزائی بود که خود شیخ با اینکه بعد از آن برگشتند، اما اول فرمودند بادی امر و ظهور عرفی در این است که این روزهای که انجام دادهاید، فردی از مأمور به است. این فرمایش شیخ بود. بعد بهخاطر تعارض برگشتند. این هم قرینه دوم بود. وقتی در مورد کسی یوم الشک را به نیت شعبان گرفته، میگوییم بهعنوان ماه مبارک مجزی است و فردی از مأمورٌ به است، این قرینه میشود بر اینکه جزء الموضوع دخول شهر، یقین نیست. چون او که با شک گرفته است. اگر جزء الموضوع بود که اجزاء معنا نداشت. وجوب معنا نداشت. پس معلوم میشود با اینکه من نمیدانستم و روزه یوم الشک را گرفتهام، فعلیت وجوب روزه شهر مبارک محقق بوده و وقع فی محله. ولو من به نحو داعی به داعی نیت ماه شعبان را کرده بودم.
بدون نظر