قضاء صوم یوم الشک در سه روایت
حالا به بحث روایات بیاییم. آنها را مرور میکنیم تا به بحث آقایان بیاییم. ما روایاتی داشتیم که به صوم یوم الشک امر میکرد و روایاتی داشتیم که نهی میکرد، روایاتی داشتیم که تفصیل میداد، روایاتی که میگفت اگر روزه هم بگیری فایدهای ندارد. در وسائل دو روایت بود که حضرت فرموده بودند اگر یوم الشک را روزه گرفتی باید قضا کنی. بیان یکی از آنها این بود که «کان علیه قضائه و ان کان کذلک». روایت اول از باب ششم وجوب نیت؛
عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر عليه السلام في الرجل يصوم اليوم الذي يشك فيه من رمضان، فقال: عليه قضاؤه وإن كان كذلك[1]
هیچ توضیحی هم نمیدهد. روایت دیگری هم داشتیم؛ روایت پنجم:
عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله عليه السلام قال في يوم الشك: من صامه قضاه وإن كان كذلك، يعني من صامه علی أنه من شهر رمضان بغير رؤية قضاه، وإن كان يوما من شهر رمضان لان السنة جاءت في صيامه على أنه من شعبان، ومن خالفها كان عليه القضاء[2]
28:38
روایت سوم در وسائل نبود. در مستدرک روایت سومی از اصل دُرُست بن ابی منصور واسطی بود. ظاهراً این کتاب درست، حجیم بوده. در اصول سته عشر به نظرم چهارده تا از آن اصول، روایاتش، دستهبندیها و ترتیبش مختلف میشده. با توضیحی که در اینجا دادهاند کتاب حجیمی بوده. در نسخهای که اینها فروختهاند اصل درست اولین اصل در آن کتاب بوده. ولی صفحات اولش ناقص شده بود. برای اینکه نگویند کتاب ناقص است اصلاً کل اصل درست را برداشتند و متأسفانه از اصل بعدی که اصل زید زرّاد بوده شروع شده. این کار مایه تأسف است. خب بخشی از آن نیست. بخشی از آنکه مانده بوده را در کتاب دیگری پیدا کرده بودند و به آخر مجموعه اولی از اصول سته عشر ملحق کردهاند. اصول سته عشر کتاب خیلی معتنمی است. خیلی عالی است. اول مرحوم آقای مصطفوی چاپ کردهاند و فرموده بودند من خودم فرصت ندارم تفصیل بدهم. من سالها قبل این را خریدم؛ شاید حدود شصت بود. بعداً هم چاپ خیلی خوبی شد به نام الاصول السته عشر که در نرمافزارها هم هست. این اصل درست بن ابی منصور واسطی است؛ در بخشی که به دست ما رسیده یک روایت به آخر مانده است؛ صفحه ۲۹۷ است. در مستدرک هم مرحوم صاحب مستدرک آوردهاند. مرحوم مجلسی و صاحب وسائل و کسانی که در آن زمان بودند این اصل درست را نداشتند. ظاهراً در آن زمان برداشته بودند و نسخه در دست آنها هم نبوده.
درست قال حدثني بعض اصحابنا عن محمد بن مسلم قال قلت لابي عبد الله (ع) اصلحك الله اليوم الذي يشك فيه من رمضان أو شعبان يصومه الرجل فيتبين انه من رمضان قال عليه قضاء ذلك اليوم ان الفرائض لا تؤدی على الشك[3]
«درست قال حدثني بعض اصحابنا عن محمد بن مسلم»؛ ببینید یکی از این روایات از هشام بود و یکی از محمد بن مسلم، ظاهراً با این روایت با روایت ابن مسلم جور است و فقط اضافه دارد. اضافهای که در این روایت هست فضای بحث را عوض میکند باید صحبت کنیم.
«قال قلت لابي عبد الله (ع) اصلحك الله اليوم الذي يشك فيه من رمضان أو شعبان يصومه الرجل فيتبين انه من رمضان»؛ یوم الشک را روزه میگیرد و متبین میشود که که از رمضان بوده، «قال عليه قضاء ذلك اليوم ان الفرائض لا تؤدی على الشك»؛ اینجا را اضافه دارد. مرحوم صدوق فرمودند «لاتقبل»، در اینجا فرمودند «لاتودی». این فضای دیگری میشود.
[1] وسائل الشيعة - ط الإسلامية ج۷ ص۱۶
[2] همان ص۱۷
[3] الأصول الستّة عشر ص۱۶۹
بدون نظر