صورت امساک در یوم الشک
شاگرد٣: منظور از یصومه میتواند این باشد که طرف تنها امساک کرده باشد؟ میگوید من مبطل انجام ندهم، چون احتمال دارد که ماه مبارک باشد. یعنی امساک میکند که اگر ماه مبارک باشد، کار حرامی انجام نداده باشد.
استاد: فرمایش شما این است که یک امساکی داریم که نیت امساک را دارد اما آیا این امساک معنون به صوم شرعی هست یا نیست؟
شاگرد: «لاتودی علی الشک» هم با آن همراه است.
استاد: این فرمایش شما نسبت به واقع قابل تصحیح هست یا نیست؟ کسی امساک میکند اما اینکه آن را معنون به صوم بکند یا نکند، نمیکند. فقط امساک میکند. همین الآن شما فکر کنید که قابل تصحیح هست یا نیست؟ نیتش این است: میگوید من امروز هیچ چیزی نمیخورم اما کاری هم ندارم که بگویم روزه شرعی هستم.
شاگرد: برای خدا چیزی نمیخورم.
استاد: چیزی نمیخورد برای خدا است؟ یا همینطوری نمیخورد تا رژیم بگیرد؟ کدام یک از اینها است. اگر قضیه رژیم و … نیست، قضیه ماه مبارک است ولی هیچ چیزی نمیخورد. عرض من این است که در چنین فضایی نفس نیت امساک ولو آن را معنون آن بهعنوان صوم شرعی نکند ولی این امساک بهخاطر این داعی که احتمال ماه مبارک بودن است، خودش قهرا معنون هست، او در نیت اخطاری معنون نکرده.
شاگرد: یعنی نیت اخطاری نکند بهخاطر اینکه نهی از روزه یوم الشک هست.
استاد: بله، او میخواسته محافظهکاری کند از گرفتار شدن به چیزهای دیگر. اینجا است که ما میگوییم الآن امساک او به حمل شایع داعی قربی داشته اما خودش در فضای اخطار خودش آن را به صوم شرعی معنون نکرده است. اما هست. یعنی کسی که بهخاطر ماه مبارک چیزی نخورده است، ولی شبهه داشته که نیت صوم کند –تشریع شود، حرام باشد یا نباشد، امر دارم یا ندارم- و همه احتیاطات او صبغه بندگی دارد. حالا چرا این را عرض میکنم؟ بهخاطر یک اگر است. همین کسی که این امساک را کرده و آن را معنون به صوم نکرده، اگر به او بگویند حتماً ماه مبارک هست، چه میگوید؟ میگوید معنونش هم هست یا نه؟ یادتان هست که نیت تقدیری را عرض کردم؟ نیت تقدیری در خیلی از جاها میتوانست کار کند. اینجا تعنون تقدیری در ذهن خود او هم هست. یعنی الآن بهخاطر یک مانعی که هست آن را معنون نکرده. اگر تقدیرا فرض بگیریم که الآن به او بگویند شما امساک میکنی ولی قطعاً ماه مبارک هست، آیا او میگوید کار من ربطی بهعنوان صوم ندارد؟! میگوید من میخواستم نیت کنم؛ نیت صوم و قوه آن موجود بود، من از اخطار آن، مانع داشتم. این عرض من در این است که قابل تصحیح است. نمیخواهم بگویم که تا آخر سر برسد. شما هر جایی میرسید «یحتال فی تصحیحها» که حضرت فرمودند کار کمی نیست. یعنی شما وجوهی را در ذهنتان میآورید تا بتوانید محمل صحت عملی را پیدا کنید. وقتی این مسیر را میروید آن وقت در بسیاری از روایات میبینید که اهل البیت علیهمالسلام چه فضای وسیعی را در فقه باز میکنند.
بدون نظر