نقدی بر ادعای عدم متکفل بودن شارع در بیان احکام کره؛ منطقة الفراغ
(12:48)
شاگرد: وقتی واضح شد که این حرکات راسمِ خودشان را دارند؛ شب و روز راسم خودش را دارد و شهر هم راسم خودش را دارد، در اینجا این مسأله اصولی میآید که نفهوم شناسی را از عرف می گیریم ولی در تطبیق دیگر حرف عرف را دخالت نمیدهیم و تطبیق عقلی است، اینجا هم خود عرف میفهمد راسم شهر، مفهوما ربطی به شب و روز ندارد ولی در تطبیقش سراغ برچسب زنی ها میرود. آن برچسب زنی ها را در دیه مغلظه با مسامحه انجام میدهد.
استاد: آقایان پنج-شش افاده خوبی داشتند. همه را گذاشتم تا عرض کنم. این فرمایش شما را ذیل جلسه دویست و هفتاد و نه گذاشتند. در یک ارسال، ایشان همین مطلب شما را که فرمودید جواب میدهند. میفرمایند کجا گفته شده که اگر میگوییم شبِ یک ماه یا روزِ یک ماه، این برای خودش نیست؟! نه، وقتی میگوییم شب اول ماه مبارک، این یک چیزی برای خود ماه استو ماه حتماً متخذ از آن حرکت نیست. بله، آن حرکت مبدء است. مصحّح یک شهر است. اما شهری که عقلائی است و شرع هم آن را امضاء کرده، شهری است که شب و روز اجزاء خودش هستند. نه یک اجزاء برچسب زنی. بلکه عقلاء میگویند: ماه رجب، ماه مبارک رمضان، شب اول و روز آخر، اینها برای خودش است. به عبارت دیگر همان شب و روز است که راسم شهر عرفی است. حرکت وضعی زمین است که راسم شهر است از ابتدا تا انتهاء. ولو مصحّح اینکه این حرکت را در عرف جا بیاندازد، حرکت قمر است. فقط مصحح است. اساس حرف ایشان در آخر کلامشان است، میفرمایند: « حاصل آنکه روایات متعددی داریم که امور ملکوتی و باطنی کلانی بر ازمنه ای مترتب میشود که شک نداریم ناظر به ساعت محلی است»؛ مثل زوال که فقط مربوط به ساعت میشود. البته یک روایتی بود که میگفت وقتی زوال میشود، مَلَک چه کار میکند. معلوم میشود که آن زوال هم مربوط به زوال خاص است. نه زوال کل بلد. آیا آن هایی که مربوط به زوال ها است، چیزهایی است که به مکلف مربوط میشود؟ یا مربوط به کره میشود؟ ساماندهی حالات خود مکلف –مکلف محوری- با مبادی حکم در کره محور، یعنی در کل کره میخواهیم این حرف را بزنیم. نوعاً تأکید ایشان در چیزی که ارسال کردهاند، بر ادله اثباتیه است. بحثهای ثبوتی ما را بهعنوان یک وجهی که خودش فی حد نفسه مشکلی ندارد را پذیرفتهاند. اما میفرمایند از کجا میخواهی در ادله اثباتیه، اینها را به شارع نسبت بدهی؟! مثلاً میفرمایند: در آینده وقتی کل کره به هم وصل شد، از کجا میگویید که شارع باید برای آنها حکم داشته باشد؟ یعنی چه نیازی است که شارع متکفل بیان آنها باشد. بلکه برای همان زمان کافی بوده است.
بدون نظر