دو اشکال قابل پاسخ به «رؤیت قبل از زوال»
دو تا مشکل دارد. یکی اینکه شب آنها که گذشته. دیشب چه شبی بود؟! اگر میخواهید بگویید اول طلوع فجر، ماه مبارک است چون قمر از تحتالشعاع بیرون آمده، خب دیشب شب اول ماه بود یا نبود؟! نبود. چون هنوز که از تحتالشعاع بیرون نیامده بود. لذا دیشب را چه کار کنیم؟! این یک مشکل.
مشکل دوم این است که خب حالا الآن وقت طلوع ما است یا وقت طلوع شمس ما است، خب میدانیم قمر از تحتالشعاع بیرون آمد. در افق ما –در افقی که وقت طلوعش هست و میدانیم در وقت طلوع ما، قمر از تحتالشعاع بیرون آمده- قمر در افق آنها کجا است؟ زیر افق است. یعنی اول شمس بیرون میآید و نیم ساعت بعدش تازه هلال طلوع میکند. هلالی که زیر افق است چه ثمرهای دارد؟! اصلاً هلالی ندارند که ببینند. این دو تا اشکال. اصلاً هلالی ندارند که بخواهند ببینند. چطور شما میخواهید بگویید اول روز برای آنها شروع شود؟! خب حالا به مبنای ایشان برگردیم.
شاگرد۲: اعتبار شارع این است که شب آن را دیده. ولو اینکه در روز هلال دیده شود.
استاد: ایشان میگویند خلاف ارتکاز است. برای حرف خودشان پنج شاهد میآورند. شاهد پنجم و چهارم، شاهد روائی است. شاهد سوم شاهدی است که در تلسکوپ هم بود. میگویند اگر قرار بود که بلاد غربی مثل اندلس و آمریکا، میزان باشد، غالب مسلمانان در زمان معصومین هم روزه هایشان را نگرفتهاند. چرا؟ چون هیچ شهری نیست مگر اینکه وقتی ما در اینجا ندیدیم، شش-هفت ساعت بعدش هلال از تحتالشعاع بیرون میآید و مثلاً در غرب اسپانیا میبینند. تمام شد. پس لازمه اش این است که غالب مسلمانان، روزه نگرفته باشند. پارسال بحث کردیم. شاهد دوم ایشان، تبعض اللیل است. میگویند خلاصه نصف شب یا کل آن باید از شهر بیرون برود. یا تبعض شود و بگوییم که نصف شب برای ماه قبلی است و نصف دیگرش برای ماه بعدی است، یا اعتبارا کل شب را به ماه بعدی ملحق کنید که خلاف آن چیزی است که خود شما میخواهید. همه اینها بررسی نیاز دارد. فقط میخواهم روی مبنای مرحوم خوئی که قائل به رؤیت قبل الزوال هستند، توضیح بدهم که شرائط به چه صورت است.
بدون نظر