رفتن به محتوای اصلی

بررسی اشکالات سید بحرالعلوم به شیخ طوسی در استظهار از روایت اسحاق بن عمار

 

خُب حالا ببینیم فرمایش مرحوم بحر العلوم در رد شیخ الطائفه چه بود. صفحه هشتم بودیم. فرمودند:

ما رواه الشيخ رحمه اللّه-في الموثّق-عن إسحاق بن عمّار، عن أبي عبد الله عليه السلام: ثم ّ قال: سألته عن هالل رمضان، يغم  علينا في تسع و عشرين من شعبان؟ فقال: «لاتصم الا أن تراه، فإن شهد أهل بلد آخر [أنّهم رأوه] فاقضه، و إذا رأيته وسط النهار فأتم صومه إلى الليل»…هذا،  و قد قیل لتوجیه الروايةبحیث ينطبق على القول المشهور وجهان: الاول: حمل الامر بإتمام الصوم على الاستحباب، و أن المراد صومه على أنّه من شعبان. قاله الشیخ في التهذيب.

و يتوجّه علیه مضافا إلى ما فیه من صرف الامر عن ظاهره-و هو الوجوب-أن الصوم على هذا الوجه لا يختص بصورةرؤية الهلال نهارا، فضلا عن رؤيته في الوسط خاصّة كما تدل علیه الرواية، على أن سوق الحديث يقتضي أن يكون الصوم المأمور به هنا هو الصوم المنهي عنه في قوله علیه السّلام: «لاتصم الا ان تراه»، و لا ريب أن المراد صومه على أنّه من رمضان[1].

«و يتوجّه علیه مضافا إلى ما فیه من صرف الامر عن ظاهره-و هو الوجوب-أن الصوم على هذا الوجه لا يختص بصورةرؤية الهلال نهارا»؛ حدیث می‌فرماید «اذا رایته وسط النهار فاتم صومه»، خُب ببینی یا نبینی، به‌عنوان شعبان، صومت را اتمام کن. چون مستحب است. چه لزومی داشت که حضرت بفرمایند «اذا رایت وسط النهار فاتمّ»؟!

«علی هذا الوجه»؛ یعنی وجهی که شیخ فرمودند «اتمّ»، یعنی وقتی در روز سی‌ام شعبان هلال را دیدی، صومش را تمام کند علی انه من شعبان. خُب هلال را ببینی یا نبینی، اتمام صیام مستحب است.

«فضلا عن رؤيته في الوسط خاصّة»؛ هر وقتی باشد روزه اش مستحب است. «كما تدل علیه الرواية».

همچنین فرمودند «صرف الامر عن ظاهره»؛ ظاهر امر وجوب است، اما شیخ آن را بر استحباب حمل کرده‌اند. از این بحث شد. اشکال سوم چیست؟

«على أن سوق الحديث يقتضي أن يكون الصوم المأمور به هنا»؛ این‌که حضرت می‌فرمایند «اتمّ صومه»، «هو الصوم المنهي عنه في قوله علیه السّلام: لاتصم الا ان تراه، و لا ريب أن المراد صومه على أنّه من رمضان»؛ «لاتصم» یعنی «لاتصم من حیث انه تقصده من شهر رمضان»، نه «علی انه من شعبان». روزه ای که در آن جا نهی کرده بودند، در اینجا می‌گویند حالا که هلال را دیدی انجام بده؛ یعنی همان منهی را حالا انجام بده. بنابراین شما نمی‌توانید بگویید صوم عوض شده؛ یعنی اول نهی می‌کند «علی انه من شهر رمضان»، بعد امر می‌کند «علی انه من شعبان».

23:29

خب من عرض کردم هیچ‌کدام از این سه اشکال در ذهن خیلی صاف نمی‌شود. در جلسه قبل هم عرض کردم. در مسأله «صرف الامر عن ظاهره» در «اتمّ صیامه»، می‌گوییم خلاصه قبل از آن یک نهی مطرح شده است. وقتی نهی در کار آمد، نزد عرف عام، توهم آن قلیل المئونه است. توهم آن نهی برای مخاطب عام عرف، قلیل المئونه است. در این مقام کافی است که همین توهم نهی قبلی سبب شود که امر «فاتمّ» از ظهورش در وجوب الزامی خارج شود و دیگر ظهور عرفی در آن پیدا نکند. ما می‌خواهیم به آن ظهور، احتجاج کنیم، وقتی چنین چیزی آمد نمی‌توانید به گردن ایشان بگذارید که ظاهر در وجوب است. البته فتوای خودشان وجوب است؛ ایشان می‌گویند حضرت فرمودند «اذا رایته وسط النهار فاتمّ»، بعداً هم  می گویند: آن را با اجماع به قبل از زوال می‌بریم، پس قبل از زوال واجب است که روزه بگیریم.

شاگرد: در «وَإِذَا حَلَلۡتُمۡ فَٱصۡطَادُواْ»[2] احتمال وجوب صید نیست، اما اگر فرض کنیم که هم احتمال وجوب صید می‌رود و هم احتمال حرمت آن می‌رود، در اینجا نمی‌توان به ظهور امر در وجوب اخذ کنیم؟

استاد: این همان مسأله‌ای است که شیخ انصاری فرمودند «قرینیة الموجود». در اینجا درست است که برای صوم، وجوب می‌آید اما بلاریب، نهی را داریم؛ موجودی را داریم؛ یعنی قرینه‌ای را داریم که برای صرف از وجوب، محتمل القرینیة دارد. وجودش قطعی است؛ چون حضرت فرمودند «لاتصم». این هست.

شاگرد: ظهور در وجوب، اقوی در محتمل القرینیة نیست؟

استاد: بحث این است که اگر احتمال وجود القرینه بدهیم، به آن اعتناء نمی‌کنند. اما اگر موجود هست و احتمال قرینه بودن آن را می‌دهیم، اینجا اختلاف هست. در بحث تعارض احوال در اصول مفصل صحبت کردیم. ظاهراً حاج آقا ترجیح دادند که می‌توان به ظهور وجوب تمسک کرد. این‌طور یادم هست. شاید مرحوم شیخ می‌گفتند نمی‌شود. عین عبارت مرحوم شیخ یادم نیست. آیا قرینیت موجود، اصالة الاطلاق را از بین می‌برد یا نه؟ به نظرم شیخ یک اشکالی داشتند.

علی ای حال من می‌خواهم عرض کنم توهم، قلیل المئونه است، شما نمی‌توانید محکم به شیخ بگویید که ما در اینجا امر داریم و امر هم ظهور در وجوب دارد.

نسبت به اشکال دوم هم عرض می‌کنم؛ صحبت سر ماه بود، هوا ابر بود، بعد حضرت فرمودند روزه نگیر، اما وقتی فردا دیدند، حضرت می‌خواهند اشاره کنند که با این‌که من گفتم روزه نگیر اما اگر فردا در روز دیدی، روزه را تمام کن؛ «اتمّ». فرمودند چه فرقی می‌کند؟! روزه سی ام شعبان همیشه مستحب است! در اینجا چون قبلش زمینه‌سازی‌ای بوده و نهیی بوده، این نهی ممهد این بوده که حضرت برای استحباب صیام شهر شعبان صحبت کنند. پس نمی‌توانند بگویند فرقی نمی‌کند.

نسبت به این اشکال که صوم مأمور به همان صوم منهی عنه است، عرض می‌کنم؛ در این‌که صوم منهی عنه در اینجا داریم هیچ مشکلی نیست. اگر یادتان باشد روایات را دسته‌بندی خیلی ظاهری کردیم. «لاتصم» را جزء ادله ناهیه از صوم یوم الشک قرار دادیم. ظاهرش این است. می‌گویند «لاتصم»؛ روزه را نباید بگیری. فقط با اجماعات و ادله خارجیه گفتیم این نهی از ظهورش در حرمت منصرف می‌شود و با سائر روایات جمع می‌شود که یعنی «لاتصم علی انه من شهر رمضان».

بنابراین آن  دقتی که باعث می‌شود، فرمایش شیخ و سید در مقابل هم قرار بگیرد و ما آن را قضاوت کنیم، این است: وقتی نهی از صوم متحیث به این حیثیت است که «لاتصم علی انه من شهر رمضان»، از این ناحیه، حیثیت باقی می‌ماند. نه این‌که برگردد. حضرت فرمودند «لاتصم الا ان تراه». شما می‌خواهید به گردن شیخ بگذارید که حضرت فرمودند اگر فردا دیدی «فاتم صومه» یعنی «صم علی انه من رمضان». سید این را می خواهند بگویند در حالی که شیخ می‌گویند اتفاقا برعکس است؛ یعنی وقتی از صوم مطلقاً نهی شد که «علی انه من رمضان» باشد، این نهی تا آخر می‌ماند. حضرت که از نهی خود دست برنداشتند. پس چون نهی قبلی متحیث بود، قرینیت دارد که امر بعدی این حیثیت را ندارد. نه این‌که همین حیثیت را دارد. درست خلاف فرمایش سید بحر العلوم است. شیخ می‌گویند حضرت فرموده‌اند روزه نگیر، وقتی گفته‌اند نگیر نباید بگیری؛ چون دیشب ندیدی روزه نگیر.

 اگر فردا در روز دیدی، با این‌که گفتم نگیر، بگویم دوباره بگیر؟! نه، آن حیثیتی که برای دیشب گفتم نگیر، باقی است؛ «علی انه من رمضان» باقی است. حالا «اتمّ صیامه» اما «علی انه من شعبان». لذا بین نهی و امر جمع می‌شود. چون دو حیث است. لذا ایشان نمی‌توانند به گردن شیخ بگذارند. شیخ به‌خوبی می‌توانند بگویند اتفاقا چون نهی قبلی، متحیث به حیثیت رمضان است، و در یک کلام، نباید تهافت باشد، این خودش قرینه بر حرف من شیخ می‌شود؛ یعنی «اتمّ صومه علی انه من شعبان». دو حیث می‌شوند تا جمع شوند.

این فرمایش سید در قبال فرمایش شیخ بود.

«الثاني: ما ذكره بعض مشايخنا المحقّقین دام ظلّه العالي»؛ مرحوم وحید بهبهانی هستند. قبلاً هم عرض کردم در آن رساله خود، صفحه پانصد و پنج، و صفحه پانصد و هفده. « و هو أن المراد وجوب اإلتمام لو وقع الاشتباه في آخر شهر رمضان»؛ این ذیل حدیث اصلاً مربوط به اول ماه نیست. درست است که اول فرموده «یغم علینا فی شهر رمضان» و حضرت فرمودند «لاتصم الا ان تراه»… .


[1] رویت هلال،ج٣،ص۱۹۶۷ - ۱۹۸۶

[2] المائده ٢