تصحیح نیت روزه کل شهر در رؤیت قبل از زوال طبق داعی
13:30
شاگرد: حتی اگر داعی بالفعل هم نباشد، قاعده میسور میگوید اگر کل ماه را نتوانست نیت کند، ولی هر چه از آن مانده را نیت کن.
استاد: اینکه چطور نیت کند شاید بیش از این وجوه باشد.
شاگرد٢: خصوصیت نیت، برای اول ماه است.
استاد: بله، آیا مقارنت زمانی لازم هست یا نیست؟ تا قبل از صاحب حدائق که خیلی بحث سنگینی بود.
شاگرد: من میگویم حتی اگر مقارنت زمانی لازم باشد، قاعده میسور میگوید هر قدر که ماند را نیت کن. سی روز هم نشد، بسیار خُب این مقداری که مانده را با هم نیت کن.
استاد: مانعی ندارد. قاعده میسور هم در اصلش اختلاف شده و هم در مجرای آن. ممکن است کسی اصل قاعده میسور را بپذیرد و این را مجرای آن نداند. چون باید میسوری باشد تا بگویند «المیسور لایترک بالمعسور». اگر یک واحد بسیط باشد وقتی بخشی از آن رفت، دیگر میسوری نمیماند. مجال این بحثها هست. حالا هر کسی از چه دیدگاهی نگاه کند.
شاگرد٣: اگر ماه را بعد از زوال را دید، شبی که میآید شب دوم است یا شب اول؟
استاد: اگر بعد از زوال ماه را دیدند، شبی که دارد میآید شب اول میشود. در این کسی شک ندارد.
شاگرد٣: نزد متشرعه که لیل سابق بر نهار است، چطور جمع میشود؟
استاد: در ساعت سه بعد از ظهر ماه دیده شد، روز یک شنبه است، امروز که یک شنبه شب است و شب دو شنبه است، میشود شب اول ماه و فردا روز اول ماه میشود. در بعد از زوال مشکلی نداریم. مشکل قبلش است.
شاگرد٣: «اتموا الصیام» مگر برای بعد از زوال نمیآید؟
استاد: اینکه برای بعد از زوال، «اتموا الصیام» بهعنوان یک حکم صرفاً ندبی باشد، احتمالش صفر نیست. میگوییم اگر ساعت سه بعد از ظهر هم دیدید، از این سه تا غروب چیزی نخور. این صرفاً یک حکم ندبی است؛ البته اگر مراعات انشاء طولی را قبول کنیم. اما از حیث اختلاف فتوا، بین شیعه اختلافی هم نیست؛ اجماع است بر اینکه اگر ساعت سه دیدی هیچ امساکی نیست. حتی امساک تکلیفی واجب نیست. ولو چیزی نخورده باشید.
شاگرد٣: مطابق همان انشائات طولی، اگر دوازده زوال باشد و هلال در دوازده و ده دقیقه دیده شد، «اتموا الصیام» میآید؛ ولو صیام را به هر نحوی در نظر بگیریم؛ یا مستحب باشد و یا واجب باشد که در مفهوم صیام توسعه قرار بدهیم. طبق این مبناء شبی که میآید شب چندم میشود؟
استاد: با این توضیحی که عرض کردم شب اول میشود. چرا؟ چون در اینجا پشتوانه اجماع داریم. در قبل از زوال اختلاف بود، کسانی که قبل از زوال را میپذیرفتند باز قبول داشتند که اگر قبل از زوال دیدیم و امروز را روز اول گرفتیم، دیشب شب اول است. اما در بعد از زوال اجماع داریم؛ کسانی هم که قبل از زوال را میگفتند، میگویند دیدن بعد از زوال، برای امروز فایدهای ندارد، و شب آتی شب اول ماه است. این یک امر مسلم است؛ در این چیزی که عرض کردم اختلاف هم نیست. یعنی همه قبول دارند.
شاگرد: آن جا نمیگوییم مدرک را میدانیم، لذا اجماع مدرکی میشود. یعنی حالا که این انشائات طولی برای ما صاف شد و گفتیم وجوب صیام هم برای ما آمد، آن وقت میتوانیم بگوییم چون در شریعت، شب سابق بر نهار است، لذا شب دوم میشود؟
استاد: انشاء طولی شارع، بالفعل است. اما آمده در طول آن انشاء، با شب و روز، دستهبندی کرده و به قطعات یک ماه شهر مبارک، برچسب زنی کرده. شارع عزیمتاً برای این برچسب هایی که زده حکم گذاشته است. وقتی حکم گذاشته الآن دیگر از عزیمت شارع به آن طولیت بر نمی گردیم. طول را برای جایی میگذاریم که این عزیمت بههیچوجه موضوعیت پیدا نکند، به آن حکم طولی هم در حدی که خود شارع اجازه بدهد رجوع میکنیم. باز وجوب و الزام را نمیتوانیم به گردن او بگذاریم؛ چون شارع خودش برای وجوب و الزام تبیین میکند که من این را واجب کردم.
وقتی حکم طولی و عزیمتی آمد، دیگر آن در رتبه خودش بالفعل است. اما احیاء شدنش با مرتبه لاحقه، ممکن نیست مگر در [فضیلت]. مثل مسأله «الامر فی الندب سهل» که صاحب جواهر مکرر میفرمایند. در اینجا مانعی ندارد یک حکم فضیلتی تنزیهی از بعضی از ادله اثباتی، استفاده کنیم. نکته اش این است که دیگر ادله اثباتی تعارضی ندارند. یعنی هر کدام «وقع فی محله».
بدون نظر