اهلال هلالِ بدون قید، موضوع اصلی در شروع ماه
اینها را برای این نکته عرض میکنم که ما چارهای نداریم برای اینکه بحثهای فقهی محکم جلو برود، باید موضوع حکم را از طریق احراز آن بالدّقّه جدا کنیم. اینجا معلوم است که موضوع حکم زوال است. متشرعه شکی ندارند. حالا شما میگویید زید الظل. این علامت مضی آن است. طریق احراز آن است. قرار نیست که طریق موضوع را عوض کند. الآن هم در رؤیت هلال، هلال موضوع است. بدون اینکه قیدی به آن اضافه شود و نه کم شود. «اهلّ الهلال». خدای متعال که به چشم نیاز ندارد. به تلسکوپ هم نیازی ندارد. در علم او لحظه «اهلّ الهلال» ثابت است. کدام متشرعهای در این جملهای که من میگویم تردید میکند؟ خدای متعال میگوید این لحظه «اهلّ الهلال» است. بگوییم نه، تو داری خلاف شرع حرف میزنی! کدام متشرعه به این عرض من خدشه میکند؟! اینکه بگوییم خدا لحظه اهلال هلال را میداند.
اگر به این صورت است حرف ما این است: موضوع ثبوتی شهر همینی است که خدا میداند. این موضوع است. اگر میگوییم چشم ببیند و تلسکوپ ببیند، همه اینها طرق هستند. طرق را نباید به خود موضوع بچسبانید. همانطور که در زوال اختلاف پیش آمده ولی غیرمستقر بود؛ یعنی فقها با صاحب جواهر همراهی نکردهاند. اگر در هلال هم همین روش را اعمال کنیم؛ یعنی بالدّقّه موضوع هلال را از طرق دستیافتن به آن جدا کنیم مسیر بحث روشن میشود.
خب چه چیزی این راه را هموار میکند؟ تأکید بر آن بماند. بزرگانی که این فرمایشات را گفتهاند چه میگویند؟ آن جایی که ما تلسکوپ نداشتیم، اگر دوربین نداشتیم و همه ایستاده بودند و نمی دیدند، اما وقتی تلسکوپ داریم جای هلال را پیدا میکنند و بعد با چشم میبینند، فتوایشان چیست؟ اگر فتوایشان این است که در اینجا مجزی است، خب ادله که میگفت با چشم عادی ببینند! در اینجا که با چشم عادی نمی دیدید! فرض ما این است که با چشم عادی نمی دیدید. باید آن را پیدا کنند. اختلافات در این فرض از تاریخ اسلام زیاد میشد. این اشکال اخیر مهم است. روی آن فکر کنید. اگر فرمایشی نداشتید آن را بهعنوان اشکالی که سرنوشت بحث را در آینده عوض میکند ثبت کنید. مدام این را برای مفتین تکرار کنید؛ یعنی بگوییم حالا که آن را پیدا کردیم چه شد؟ خطاهای گذشته را چه کار میکنید؟ الآن هست یا نیست؟ چشم عادی که نمیبیند. فرض ما این است. شما میگویید کافی است. میگوییم چشم ها که نمی دیدید! چون وقتی آن را پیدا کردیم دید.
بدون نظر