لزوم نظام دادن به شروع ماه در کره و رفع سردرگمی در رؤیت هلال
و لعلّ الاستدلال السابق و الاستيحاش الحاصل منه، بدلًا من أن يبعد القول بإجزاء التلسكوب، يمهّد للأذهان الأرضية للإذعان و القبول للقول القائل بعدم لزوم اشتراك الأفق، فإنّ الهلال موضوع و ميقات لعامّة الناس، فهو هلال الأرض لا هلال البلد، و لا بدّ من نظام يناسب الشكل الشلجمي، ينتظم به أمر جميع البلاد في يوم أرضيّ و ليلة أرضية، و ذلك هو الميقات للناس الذي ورد قوله(عليه السلام) فيه: «صُمْ حين يصوم الناس و أفطر حين يفطر الناس فإنّ الله عزّ و جلّ جعل الأهلّة مواقيت»، و الله العالم[1]
«و لعلّ الاستدلال السابق و الاستيحاش الحاصل منه، بدلًا من أن يبعد القول بإجزاء التلسكوب، يمهّد للأذهان الأرضية»؛ این خطاها و این استیحاش با این اشکالی که الآن نسبت به همه عرض کردم؛ اینکه با تلسکوپ هلال را پیدا کنید و بعد با چشم عادی ببینید؛ برای همه اذهان زمینهسازی میکند که «للإذعان و القبول للقول القائل بعدم لزوم اشتراك الأفق، فإنّ الهلال موضوع»؛ آن هم نه اشتراک در شب، بلکه به این نحوی که الآن اشاره آن را عرض میکنم؛ «و ميقات لعامّة الناس، فهو هلال الأرض لا هلال البلد»؛ نمیگویند این هلال قم است و آن هلال کاشان است. هلال، هلال است. هلال کره زمین است، هر کجا باشید.
خب حالا که به این صورت است، بگوییم شب واحد معیار است؟ نه، شب واحد هم اشکالات دارد. «و لا بدّ من نظام»؛ باید یک فکری کنیم. قبلاً هم عرض کردم آن جزوه سید بحر العلوم را برای همین خواندیم. فردا انشاءالله آن جزوه را شروع میکنیم. جزوهای بود به نام «مصباحٌ فی حکم رویه الهلال قبل الزوال». چرا ما این را انتخاب کردیم؟ بهخاطر جمله صاحب جواهر. صاحب جواهر فرمودند از سید بحر العلوم تعجب است با اینکه استقامت طریقت دارد اما در اینجا خلاف مشهور فتوا داده است. ما گفتیم ببینیم سید چه کار کرده؟ چطور خلاف مشهور فتوا داده؟ داشتیم این را مباحثه میکردیم. به صفحه هفتم رسیدیم. موثقه و به فرمایش ایشان صحیحه اسحاق بن عمار رسیدیم. انشاءالله فردا ادامه میدهیم.
چرا مصباح سید را مباحثه کردیم؟ عرض من این بود که در ادله اثباتیه ما چیزی داریم که متکفل این حرف است. کدام حرف؟ همینی که الآن داریم آن را میخوانیم. «و لابد من نظام يناسب الشكل الشلجمي»؛ ما برای شروع ماه، پایان ماه، تقسیمبندی آن، نظامی بدهیم که مناسب با این شکل شلجمی باشد. نظمی هم که میگوییم طبق صرف اشتراک در شب نباشد. «ينتظم به أمر جميع البلاد في يوم أرضيّ و ليلة أرضية»؛ نه یوم و لیل بلدی. یوم بلدی دوازده ساعت است. یوم ارضی بیست و چهار ساعت است. شب کل زمین و روز کل زمین، نه شب یک شهر. یک نظامی بدهیم. وقتی امر کل کره را منظم کردیم، برمیگردیم و روی بلاد هم تطبیق میدهیم. منظور من معلوم است؟ آن وقت تا کل کره را منظم نکنیم، در بلاد سردرگم هستیم. اول باید به کل کره نظم بدهیم، و به ارتباط شهر با کل کره نظم بدهیم، بعد بگوییم حالا که کل کره به این صورت شد روی کره تطبیق بدهیم. این عرض من است.
«و ذلك»؛ این نظامی که کل کره را منتظم میکند، «هو الميقات للناس الذي ورد قوله(عليه السلام) فيه: «صُمْ حين يصوم الناس و أفطر حين يفطر الناس فإنّ الله عزّ و جلّ جعل الأهلّة مواقيت»، و الله العالم».
[1] رویه الهلال بالعین المسلحه
بدون نظر