رفتن به محتوای اصلی

ساعات مستویه و ساعات معوجه دو نمونه از برچسب‌زنی و اعتبار در تکوین

 

فوائد جليلة

الأولى : اعلم أن اليوم نوعان حقيقي ووسطي فالحقيقي عند بعض المنجمين من زوال الشمس من دائرة نصف النهار فوق الأرض إلى وصولها إليها وعند بعضهم من زوال مركز الشمس من دائرة نصف النهار ثم إن العرب فرضت أول مجموع اليوم والليلة نقط المغارب على دائرة الأفق فصار اليوم عندهم بليلته من لدن غروب الشمس عن الأفق إلى غروبها من الغد والذي دعاهم إلى ذلك هو أن شهورهم مبتنية على مسير القمر مستخرجة من حركاته المختلفة مقيدة برؤية الأهلة … فأما عند غيرهم من الروم والفرس ومن وافقهم فإن الاصطلاح واقع بينهم على أن اليوم بليلته هو من لدن طلوعها من أفق المشرق إلى طلوعها منه بالغد

«… ثم إن العرب فرضت أول مجموع اليوم والليلة نقط المغارب على دائرة الأفق فصار اليوم عندهم بليلته من لدن غروب الشمس عن الأفق إلى غروبها من الغد»؛ از غروب تا غروب است. این اولی است. دومی؛ «فأما عند غيرهم من الروم والفرس ومن وافقهم فإن الاصطلاح واقع بينهم على أن اليوم بليلته هو من لدن طلوعها من أفق المشرق إلى طلوعها منه بالغد»؛ آن‌ها از طلوع تا طلوع حساب می‌کنند.

وقتی می‌خواستند عرب را توضیح بدهند، این را گفتند: «والذي دعاهم إلى ذلك هو أن شهورهم مبتنية على مسير القمر مستخرجة من حركاته المختلفة مقيدة برؤية الأهلة»؛ پس وقتی هلال را می‌دیدند می‌گفتند دیدیم که دور جدید آغاز شد. وقتی از اول خلقت سال‌هایی گذشته بود، وقتی آن‌ها می‌خواستند شهور را برای تقویم خودشان بر مبنای سیر قمر تنظیم کنند، برچسب می‌زدند؛ بگویند که ماه جدید داخل شد. آن را مبتنی‌بر دیدن هلال کردند. خب شب قبل هلال را دیده‌اند، دیگر معنا ندارد که بگویند ماه قبل باقی است! پس به‌خاطر این برچسب‌زنی شب جلو آمد و هیچ مشکلی ندارد.

شاگرد: این اعتبار یک مزیتی دارد و این است که دارند می‌بینند، از طرف دیگر آن اعتبار مزیت دیگری دارد که موافق تکوین است.

استاد: ببینید تکوین که تکوین است، شرائط تکوین اگر طوری بود که ما را در نظم خودمان کمک کند… .

شاگرد: چه چیزی در ذهن شما هست که اعتبار عرب را به اعتبار فارس اولویت می‌دهید؟

استاد: صفحه هفدهم، الفائدة الرابعة؛

الفائدة الرابعة : اعلم أنهم يقسمون كلا من اليوم الحقيقي واليوم الوسطي إلى أربعة وعشرين قسما متساوية يسمونها بالساعات المستوية والمعتدلة وأقسام اليوم الحقيقي تسمى بالحقيقية والوسطي بالوسطية وقد يقسمون كلا من الليل والنهار في أي وقت كان باثنتي عشرة ساعة متساوية ويسمونها بالساعات المعوجة لاختلاف مقاديرها باختلاف الأيام طولا وقصرا بخلاف المستوية فإنها تختلف أعدادها ولا تختلف مقاديرها والمعوجة بعكسها[1]

مرحوم مجلسی می‌فرمایند علماء یوم متوسط و حقیقی را به بیست و چهار ساعت تقسیم کرده‌اند. تا اینجا مشکلی نیست. فرمایش شما بعد از این است. در ادامه می‌فرمایند دو جور تقسیم کرده‌اند. مگر شما نمی‌خواهید بگویید بیست و چهار ساعت در شبانه‌روز؟! دو جور تقسیم کرده‌اند.  یک قسم این است: «باثنتي عشرة ساعة متساوية ويسمونها بالساعات المعوجة». یک تقسیم دیگری دارند که «يسمونها بالساعات المستوية». ساعات مستویه با معوجه چه فرقی دارند؟ شما کل شبانه‌روز را تقسیم می‌کنید به بیست و چهار ساعت متساوی؛ یعنی همه شصت دقیقه است. این بهتر است؟ یا بگویید طلوع آفتاب تا غروب آفتاب دوازده ساعت است، حالا چه روز تابستان باشد که شانزده ساعت است باز به دوازده ساعت تقسیم می‌شود. شب تابستان هم باشد که هفت ساعت است، همچنان شب دوازده ساعت است. کدام یک از این‌ها بهتر است؟ الآن ما به ساعت مستویه عمل می‌کنیم.

33:38

خب اشکالی که ساعت ما دارد این است: اشکالش این است که طلوع و غروب آفتاب مدام تغییر می‌کند. طلوع آفتاب چه زمانی است؟ خب ببین. اگر تابستان است ساعت پنج است. اما اگر ساعت معوجه باشد، همیشه می‌دانید که طلوع آفتاب چه زمانی است. همیشه سر دوازده است. ولی ساعات فرق می‌کند. یک ساعتی هست که چهل دقیقه تمام می‌شود. چون مجبور هستیم شب کوتاه را به دوازده قسمت تقسیم کنیم. این مطلب خیلی خوبی است. مرحوم مجلسی آن را توضیح فرموده‌اند. خب حالا کدام یک از این‌ها بهتر است؟ هر دوی آن‌ها تکوینی است.

وقتی عرب می‌گوید «اذا راینا الهلال دخل الشهر»، قرار نیست که بگویید خلاف تکوین است. هر دوی آن‌ها تکوینی است. مگر رؤیت هلال خلاف تکوین است؟! شما دارید دوره جدید قمر را با چشم می‌بینید. می‌گویید تا دیروز ماه نبود و امشب رد شده است. آمده دور جدید خودش را آغاز کرده است. این هم تکوینی است. بنابراین هر دو تکوینی است، ما منافع خودمان را نگاه می‌کنیم و در نظم و آثار، با آن‌ها تطبیق می‌دهیم. الآن یک جا است که ما ساعت مستویه را انتخاب کرده‌ایم؛ می‌گوییم مشکلی نداریم. آفتاب یک روز ساعت پنج طلوع کند و یک روز ساعت هفت؛ ولی اگر ساعت به اندازه باشد راحت‌تر هستیم. یک زمانی است که در یک عرف می‌گویند این چه کار است؟! ما می‌خواهیم روز و شب را بفهمیم؛ می‌خواهیم بفهمیم که ساعات شب چقدر رفته است، لذا آن‌ها آن را انتخاب می‌کنند. خب حالا کدام یک از آن‌ها تکوین است؟ هر دوی آن‌ها. می‌خواستم این را عرض کنم.

شما می‌گویید بهتر نیست که مطابق تکوین باشد؟ درحالی‌که دیگری هم تکوین است. در ملاحظه منافع، ملاکاتی را انتخاب می‌کنند که بر انتخاب برچسب‌زنی آن آثار بار می‌شود. الآن می‌خواهید بگویید اول روز رجب؛ اولین شب ماه رجب است، کدام مناسب است؟ می‌گوییم شب بعدی یا شب قبلی؟ می‌گویند وقتی ما هلال را دیدیم، رجب ماه است، لذا ماه شروع شده و هلال آن را دیدیم. می‌گوییم هلال ماه را دیدیم، می‌گویند نه! هنوز که ماه نیامده، صبر کنید تا فردا طلوع آفتاب بشود تا رجب شروع شود!

شاگرد: عرض من این است که هر دوی آن‌ها باشد. اهل البیت در فضای عرب این فرمایشات را فرموده‌اند و مشخص است که شب پنج شنبه قبلش است، چون با ماه پیش می‌رود. ولی مشکلی هم ندارد که خداوند قبول دارد که شب دوشنبه، بعدش است. یعنی اگر حکمی در فضای فارس جعل کرد و گفت شب دوشنبه، مقصودش بعدی است، نه قبلی.

استاد: ببینید باید خیلی دقت کنیم که از جیب خودمان چیزی در نیاوریم. ثبوتا فرمایش شما قبول است و من هم به‌دنبال همین هستم. مدام تأکید می‌کنم که فرمایش شما را جا بیندازم. ولی نه این‌که در عالم اثبات همه را بدون دلیل بیاوریم. اثباتا باید دلیلی را بیاورید. بله، قرار شد ثبوتا ممکن باشد و هر کدام هم یک منافعی دارد. اما این‌که اثباتا متشرعه باشد چه کار کنند، حرف دیگری است. در اثبات باید دلیل بیاورید.

آن چه که بزنگاه عرض من است، این است: وقتی ما در ثبوت تک نظر هستیم، در اثبات اگر دو دلیل دیدیم می‌گوییم که معارض هستند. لذا یکی را طرح می‌کنیم. اما وقتی چند وجه ثبوتی را به‌خوبی تصور کردیم، اگر در ادله اثباتیه دو-سه تا دلیل آمد نمی‌گوییم که معارض هستند.

شاگرد: دلیل اثباتی همین «و لا اللیل سابق النهار» است. به اطلاق آن اخذ می‌کنیم. می‌گوییم شب، سابق بر روز نبوده لذا کما کان هم نیست. اما این یک عادّی غیر از آن عادّ است. یک عادّی است که با قمر شروع می‌شود و یک عادّی هست که با طلوع شمس شروع می‌شود.

استاد: نکته مهمی که فرمایش شما از آن پَرش می‌کند این است: اگر شما تنها می‌خواهید تکوین را بگویید، قطعی است. یعنی طبق این روایت می‌توانید بگویید اول روز بوده و بعد هم شب. تا حالا هم همین است. چون از اول به همین صورت جلو می‌آید. اما صحبت سر این است که شما در فضای تکوین می‌خواهید به این شب و روز عنوانی بدهید یا ندهید؟ عنوان یک‌شنبه، فروردین و … . اگر نمی‌خواهید عنوان بدهید که ما اصلاً مشکلی نداریم. بگویید طبق خلقت اول روز است و بعد شب است. ما مشکلی نداریم. صحبت سر این است که طبق یک دلیل اثباتی می‌خواهیم برچسب بزنیم. یعنی برای عرف یک نظم تقویمی و احکام حقوقی قرار بدهیم. لذا است که می‌گویم دلیل اثباتی باید متکفل آن باشد. این عرض من است.


[1]  همان، ص۱۷