جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 7817
پیشگفتار (خلاصه)
بسم الله الرحمن الرحيم سلسله درس گفتارهای شرح توحید شیخ صدوق در سال ۱۴۰۳ (جلسۀ نخست): بررسی فقرات پایانی خطبة الوسیلة بررسی واژگان نسب، حسب، کرم و شرف؛ درک نسب و روابط منشأ تعجب انسان؛ موارد تعجب انسان از روایات و آیات؛ وجوه سنت اکل بالید؛ کیفیت تاث...
ترتیب سه عبارت «ایّها الناس» در پایان حدیث
در شرح صفحه هفتاد و سوم بودیم. باب دوم، حدیث بیست و هفتم. قبلاً عرض کردهام که مرحوم کلینی رضواناللّهعلیه، این حدیث بیست و هفتم را، در کافی، به نام «خطبة الوسیله» آوردهاند. آن گونه که در حافظهام هست، در تحف العقول هم، اسمش آمده است. مرحوم صدوق هم، آن ر...
اشاره حضرت علیه السلام به ظلم سقیفه در «ایّها الناس»
ببینید حضرت علیه السلام، این [خطبه] را در کجا میفرمایند؟؛ در بحبوحه کارهای سقیفه است. معنای اینها، این است که آنها نه عینک درست دارند و نه رفع غفلت کردهاند و با این ظلمهایی که انجام میدهند، در وجودشان ذرهای خوف خداوند نیست. خیلی آرام در این زمان مهم...
تبدیل ارض به خبز نقی
شاگرد: در جلسه آخر سال گذشته آیه «یوم تبدل الارض» مطرح شد، بعد هم «لا شیة فیها» مطرح شد. بعد آن حدیث «ای تبدل خبزا تاکله الناس» را مطرح فرمودید. ما چیزی نفهمیدیم چطور «تبدل» اتفاق افتاد. استاد: بهخاطر مطالبی که حضرت علیه السلام راجع به صلوات فرمودند، یک ...
تعجب در «لَوْ أَتَاكُمْ مَنْ يُخْبِرُكُمْ عَنْ ذَلِكَ لَتَعَجَّبْتُمْ»
یکی از «لتعجبتم»هایی که اگر به اندازه کره زمین برایش پول بدهید کم است، همان «لتعجبتم» در کافی شریف است. حضرت فرمودند در قرآن کریم همه چیز هست: خبر السماء، خبر الارض، خبر الجنة. در قرآن هیچ چیزی نیست که نباشد. بعد فرمودند: «لَوْ أَتَاكُمْ مَنْ يُخْبِرُكُمْ عَ...
تعجب در تبدیل ارض به خبز نقی
شاگرد: منظور از خبز چه میشود؟ استاد: زمین تبدیل میشود و همه در پیشگاه الهی بارز هستند: «وَبَرَزُواْ لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ»؛ الآن این زمین چه زمینی است که نانی میشود که مردم میخورند؟؛ مردم نان را میخورند، آن زمین شده و همه هم در پیشگاه الهی حاض...
معادل سازی دو نظام مختلف در روایت تحف؛ عرفان المرء نفسه
شاگرد٢: بنابراین انسان به این خاطر متعجب است که میبیند واقعیات چه ارتباطی با هم دارند، درحالیکه ابتداءاً، به ذهن خطور نمیکند؟ استاد: و اینکه شما، در یک مناسبتهایی، وجوه مختلف یک آیه را میفهمید. همینجا در همین مباحثه یا در مباحثه مجمع البیان بود. شاید...
تعجب در آیه «وَإِن تَعجَب فَعَجَب قَولُهُم»
شاگرد: به ذهنم آمده بود که تعجب، با مقداری جهل مخلوط است. یعنی جهل به آن تناسب. ولی گاهی اوقات ممکن است مخلوط به هیچ جهلی نباشد؛ مانند «وَإِن تَعۡجَبۡ فَعَجَب قَوۡلُهُمۡ»[1] یا «أَتَوَاصَوۡاْ بِهِ»[2]. مثلاً جالب بودن مسالهای مثل برهان نظم. گاهی ممکن است ا...
اشتباه کتاب فروق اللغویه در ماده شریف
حضرت امیر علیه السلام در اینجا میفرمایند: شرفی اعلی از اسلام نیست. کرمی اعزّ از تُقی نیست. شرف و کرم، اعلی و اعزّ. به نظرم در فروق اللّغه[1] دارد که به خداوند متعال شریف گفته نمیشود. کریم و عزیز گفته میشود، ولی شریف گفته نمیشود. اندازهای که در ذهنم رف...
لزوم تحقیق در معنای اسلام در روایات
حضرت فرمودند: «أيّها النّاس إنّه لا شرف أعلى من الإسلام». در جلسه قبل عرض کردم که هیچ دور نیست که شروع کلام حضرت علیه السلام به اسلام بود، به این خاطر که حضرت علیه السلام، به آیه شریف «وَسَلِّمُواْ تَسۡلِيمًا»[1] استشهاد کردند. «لا شرف اعلی من الاسلام» یعنی ...
بررسی معنایی واژگان نسب، حسب، شرف و کرم و شرح فقرات مربوطه
خب، حالا [معنای] کرم چیست؟؛ کرم هم بهمعنای بالا بودن و دوری است. در لغت «حسب» را از ماده حساب و شمردن گرفتهاند؛ «عدّ مفاخر الآباء»؛ همانی که میگویند فلانی حسب و نسب دارد. نسب دارد، یعنی پدرش و طایفهاش معلوم است. مثلاً میگویند: تو چه کسی هستی؟؛ میگوید:...
اکل بالید و آیه «وَلَقَد كَرَّمنَا بَنِي ءَادَمَ»
شاگرد: مؤید شما آیه «وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِي ءَادَمَ وَحَمَلۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ كَثِير مِّمَّنۡ خَلَقۡنَا تَفۡضِيلآ»[1]. استاد: یعنی بنی آدم را از پستیهایی که حیوانات دارند، بالاتر...
اکل بالید سنت پیامبران علی نبینا و آله و علیهم السلام
در روایت دارد: «من سنن الانبیاء لعق الاصابع»، یا «الاکل بالید». چرا پیامبر شدند؟؛ چون سنتشان این است که انگشتشان را بلیسند؟! این چه سنتی است؟!؛ این پیامبربودن با لیسیدن انگشت چه تناسبی دارد؟؛ اینطور به ذهنم میآمد که هر کسی از بشر وقتی دستش را به عسل بز...
تلازم خوف از پروردگار و ترک ظلم
شاگرد۲: «من خاف ربّه کفّ ظلمه»؛ خوف ربّ همانا و کفّ ظلم همانا. اگر کف از ظلم را بهشتی شدن بگیریم، چطور در سوره نازعات میفرماید: «وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ»[1]؟ گویا دو تا است. هم خوف و هم نهی نفس از هوا. استاد: د...
شرح فقرۀ «لا شرف اعلی من الاسلام»
«لاشرف اعلی من الاسلام»؛ تناسب حکم و موضوع در فرمایشات امیرالمؤمنین عجیب است! اگر چندین جلسه بحث کنیم و لغت اینها را بیاوریم، بعد میبینیم از این عبارات اعجاز در میآید. الآن روح معنای «شرف» چه شد؟؛ علو شد. وقتی حضرت علیه السلام میخواهند در مقام حکم بیان ک...
شرح فقرۀ «و لا كرم أعزّ من التقى»
«ولا كرم أعزّ من التقى»؛ عزت با آن معنایی که عرض کردم؛ عزیز چه کسی است؟ عزیز مقام ذلیل است. ذلیل، پست و خوار است. عزیز، از مقام ذلت و پستی بالاتر است. یعنی در یک جایگاهی قرار گرفته است که تذبذب و تلون و اذیت و پستی در آن نیست. لذا میفرمایند: «لا کرم اعزّ»؛ ...
شرح فقرات «و لا شفيع أنجح من التوبة و لا كنز أنفع من العلم ، و لا عزّ أرفع من الحلم و لا حسب أبلغ من الأدب»
«و لا شفيع أنجح من التوبة»؛ کسی را میخواهید که کمک شما کند؛ شفیع کمک کار است؛ اگر میخواهید کمک کار داشته باشید، بالاتر از توبه ندارید. «التّائبُ مِن الذَّنبِ كَمَـنْ لا ذَنْبَ لَهُ»[1]. یکی از زیباترین روایات، روایت امام جواد علیهالسلام است که حضرت علیه ا...
اختلاف نسخه در این فقره
«و لا نسب أوضع من الغضب»؛ نسب میخواهی؟ اگر غضب کنی، نسبت از بین رفته است. هر چه هم باشی، فایدهای ندارد. ولی خب، عجیب است که در فقه و سایر کتب شیخ صدوق رضوان اللّه تعالی علیه، در اینجا، «نسب» با «صاد» است؛ «و لا نصب اوضع من الغضب»[1]. به نظر شما کدام یک ا...
تفاوت نقل فقرۀ پایانی خطبه در کتب شیخ صدوق با دیگر کتابها
[در شرح] صفحه هفتاد و سوم بودیم. حضرت علیه السلام فرمودند: «أيها الناس إنّه لا شرف أعلى من الإسلام ، ولا كرم أعزّ من التقى ، ولا معقل أحرز من الورع، ولا شفيع أنجح من التوبة، ولا كنز أنفع من العلم، ولا عز أرفع من الحلم ، ولا حسب أبلغ من الأدب، ولا نسب أوضع...
راهحل مجلسی اول: سقط از نقل شیخ صدوق و ترجیح کافی
مرحوم مجلسی اول، در کتاب روضة المتقین، فرمایشی دارند. چرا در روضة المتقین این روایت مطرح است؟؛ چون این کتاب، شرح فقیه است. شیخ صدوق هم در هر سه کتابشان این خطبه را آوردهاند. لذا مجلسی اول، این خطبه را در کتاب روضة المتقین ذکر کردهاند. ایشان وقتی به فقره ...