جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 7817
نفی عقل عملی در حدیث «تلک النکراء»
شاگرد: آنچه که در روایت آمده است: «فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ تِلْكَ النَّكْرَاءُ»[1]، منظور همین است؟ استاد: در روایت دارد: «قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِي ك...
ادراک احاطی در وهم و ادراک فنائی در عقل
پس در اینجا مقصود از «وهم» چیست؟؛ همیشه «وهم» احاطه میخواهد. امام علیهالسلام از تناسب حکم و موضوع فرمودهاند که در جاهای دیگر هم میبینید. چرا وقتی اسم خداوند متعال را میبرند، وهم احکام ناجوری میآورد؟ اصلاً کار وهم به احاطه عادت کرده است؛ شانی از روح ا...
فنای نفس در واقعیت استحاله اجتماع نقیضین
این را عرض میکردم، آن عقل صحیحی که خداوند متعال به بشر داده است، آن اندازهای که تکوینا به نحو فنای قدسی جلو میرود، آنجا دارد نفس الامر را ادراک میکند. از آن جهت، وجودی صحیح میشود. از آن حیث دیگر معصوم میشود؛ طبق تعبیری که در روایت هست. یعنی عقل هر بش...
تشکیک در فنای قدسی نفس و مسألۀ عصمت
شاگرد: حاضر است به چه معنا است؟ استاد: یعنی خود نفس الامر استحاله، شانی از شئون این نفس مدرِک است. اما نه از این باب که اضافۀ اشراقیه به نفس داشته باشد. از این باب که نفس، ماده آن صورتِ نفس الامریه است. خیلی تفاوت میکند. گاهی شما یک معانی را درک میکنید و...
النمل الصغار تتوهم أن لله تعالى زبانتين
شیخ بهائی در کشکول میفرمایند که این حدیث کمر اولیاء اللّه را میشکند: «و لعل النمل الصغار تتوهم أن للّه تعالى زبانتين كمالها»[1]؛ مورچهها میگویند محال است که خداوند بتواند بدون دو شاخک عالم را اداره کند. خب، معلوم است او میبیند اگر شاخک نداشته باشد، نمی...
انواع ادراکات اشراقی نفس؛ تدوین ریاضیات
شاگرد: آیا میتوان گفت هر جا ادراک بهصورت احاطهای باشد، وهم میشود؟ یعنی اگر بهصورت اضافۀ اشراقیه باشد، وهم میشود؟ استاد: خیر؛ بسیاری از ادراکات اضافۀ اشراقیه است و وهم هم نیست. یعنی عقول جزئیه، وقتی در درک حقائق متمکن میشود، به نحو علم حصولی حقایق را...
«ذکر ازلیته»؛ درک ازلیته
شاگرد: در تعبیر «ذکر ازلیته»، مقصود از ذکر چیست؟ استاد: مقصود از «ذکر»، قطعاً لفظ نیست. چون تعبیر «احاطه و وهم» آمده است. وهمی که میخواهد احاطه پیدا کند، کاری به لفظ ندارد. حتی اگر بگوییم وهم هم میخواهد به لفظ بیاورد، باز نسبت دادن احاطه به لفظ مشکل است....
«حصر» و «حسر» بهمعنای تعب و واماندگی
«و حصرت الأفهام عن استشعار وصف قدرته»؛ مرحوم مجلسی میفرمایند: «والحصر العي في المنطق وحسر البصر حسورا كل وانقطع من طول مدى»[1]. «والحصر العي في المنطق»؛ وقتی میخواهد حرف بزند نمیتواند، کم میآورد. به این معنا که خسته میشود؟ «عی» بهمعنای خسته شدن ...
حسرت روحی، لازمۀ معنای خستگی و واماندگی
«حسرت» هم همینطور است؛ «وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡحَسۡرَةِ إِذۡ قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ»[1]؛ آن حسرت روحی را که همه میدانیم چیست، اما چرا به حسرت روحی «حسرت» گفته میشود؟؛ شاید از همین باب است. یعنی تا وقتی دارد میتازد، میتازد. روزی که وامانده شد، آن وقت، یوم ا...
واماندگی و حسرت روحی ناشی از مرور حافظه در عامل هواپیماربایی
این جریان را خودم از کسی که تیر خورده بود، شنیدم! میگفت: شش نفر بودیم و پنج نفر هم نشسته بودند. سالهای قبل یک هواپیما از تهران به بندر رفت. در اخبار هم گفتند. قبلاً هم نقل کرده بودم. در روزنامه، عین حرفهای این ناقل چاپ شده است و ببینید؛ جالب است. شش نفر ...
قضیۀ شنیدن حکم اعدام و مرور حافظه توسط زندانی
آن استاد، اسفار درس میدادند؛ از رفیق خودشان میگفتند. در درس میگفتند: من یک رفیقی داشتم. آمد به خود من گفت که من یک چیز باورنکردنی دیدم. در زمان شاه در زندان بودم؛ بعد از ظهر، پاسپان آمد و حکم اعدام، در ساعت شش صبح را، به دستم داد. گفت: من تنها در سلول بو...
غفلت، ریشه ندیدن حقائق و یوم الحسره
شاگرد: نکتۀ علمی آن چیست؟ استاد: نکتۀ علمی آن این است که بعضی از چیزهایی که وقتش میشود، آیۀ قرآن میفرماید: «وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ فَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ مُشۡفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَة وَل...
شدت صوت در سین و صاد، عامل شدت معنا در «حصر» و «حسر»
علی ای حال، مرحوم مجلسی «حسر» و «حصر» را در کنار هم آوردهاند. فرمودهاند: «و الحصر العي في المنطق وحسر البصر حسورا كل». در بحثهای لغوی هم ملاحظه بفرمایید. به کلاس جناب ابنجنی برویم. ایشان هم کلاس تشکیل داده است. هر چه سعی کنیم در کلاسهایی که علماء تشکیل...
«استشعار» به معنای طلب شعور و درک
استشعار چیست؟ مرحوم مجلسی میفرمایند: «والاستشعار : لبس الشعار والثوب الذي يلي الجسد كناية عن ملازمة الوصف ، و يحتمل أن يكون المراد به هنا طلب العلم والشعور»[1]. «و الاستشعار : لبس الشعار»؛ شعار آن پیراهنی است که مباشرتا به موی بدن چسبیده است. «دثار» لباس...