«حصر» و «حسر» بهمعنای تعب و واماندگی
«و حصرت الأفهام عن استشعار وصف قدرته»؛ مرحوم مجلسی میفرمایند:
«والحصر العي في المنطق وحسر البصر حسورا كل وانقطع من طول مدى»[1].
«والحصر العي في المنطق»؛ وقتی میخواهد حرف بزند نمیتواند، کم میآورد. به این معنا که خسته میشود؟ «عی» بهمعنای خسته شدن است. یا بهمعنای ناتوانی از اصل گفتار است؟ خیلی فرق میکند چون خسته شده است، دیگر زبانش تاب ندارد با اینکه از ابتدا لکنت زبان دارد. «عی»، خسته شدن است. صرف لکنت نیست. بعد از «سین» هم مثال میزنند. حضرت علیه السلام، در اینجا از سین مثال نیاوردهاند، ولی خود مرحوم مجلسی از باب لغت مثال میآورند. «و حسر البصر حسورا، كل»؛ «کَلال» بهمعنای خستگی و واماندگی است. «ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئا وَهُوَ حَسِير»[2]؛ «حَسِر» یعنی وامانده شدن.
[1]. علامۀ مجلسی، بحار الأنوار (بر اساس چاپ: دار احیاء التراث)، ج ۸۷، ص ۲۲۷.
[2]. الملک، آیۀ ۴.
بدون نظر