جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 8253
الف) نقد علامه تهرانی بر تفکیک بین خروج از تحتالشعاع و کسوف در ظاهره سماوی بودن
(00:10) صفحه چهل و دو از کتاب رسالة حول رویة الهلال بودیم. فرمودند: إن قلتَ: فرق بین الكسوف و خروج القمر عن تحت الشعاع، لأنّ الكسوف لیس أمراً سماویاً؛ و لا ربط له بالقمر؛ بل هو عبارةٌ عن احتجاب الشّمس لأهل الأرض بحیلولة القمر، الحاصل بدخول الأرض فی الظلّ ا...
ب) تبیین تفاوت اهلال هلال با کسوف و اثبات ظاهره سماوی بودن اهلال هلال
(9:26) ببینید اصل اینکه فرمودند (اینها) فرقی ندارند، یک ارتکازٌ مّایی در ذهن من هست که این دو فرق دارند. دیروز عرض کردم، البته آقایان مناقشه فرمودید. مناقشاتی بود که مورد احترام دقت علمی است. اما بدون اینکه طولش بدهیم، مقصودم در فرق بین این دو را میگویم. ...
ج) موضوعیت کسوف و اماریت اهلال هلال در ادله؛ شهر شخصی و کسوف آفاقی
(27:25) اصل حرف این است: ایشان فرمودند: خسوف و کسوف با طلوع قمر یکی شد. اساس بحث فقهی ای که الآن میخواهیم بگوییم این است: از منظر بحث فقهی خیلی تفاوت است بین خسوف و کسوفی که شما مطرح کردید، با خروج قمر از تحتالشعاع. چرا؟ فرض میگیریم همه فرمایشات شما درست ب...
غیر موافق بودن لوازم قول به نوعیت شهر با ارتکاز
(30:57) ببینید ایشان فرمودهاند: چه مانعی دارد که موضوع دخول شهر باشد؟! دخول شهر هم برای بقاع زمین متفاوت است؛ هر کدام مختلف است. اینکه مشکلی ایجاد نکرد. شما میگویید: «اذا اهلّ الهلال»، ما میگوییم: «اذا رئی الهلال دخل الشهر». خب «اذا رئی الهلال فی هذه البق...
الف) اهلال هلال قبل از مغرب و ابهام در شروع ماه
(32:07) من عروه را الآن محضر شما میخوانم؛ همه شما با این مسأله مانوس هستید. من میخواهم شاهد بیاورم تا ببینید وقتی به این صورت صحبت کنیم چه چیزهایی متفرع میشود. فصل في أوقات اليومية ونوافلها وقت الظهرين ما بين الزوال والمغرب ويختص الظهر بأوله بمقدار أدائ...
ب) وجود دو شهر مبارک ناقص و تام در یک سال
(40:52) دوّمی آن چیست؟ شما بنا بر نوعیت میگویید: در یک سال دو ماه داریم. مشکلی ندارد؛ برای افغانستان هنوز ماه رمضان نشده ولی برای قم شده است. فردا برای آنها است. خب کره، دو ماه مبارک دارد. نوعیت این است. سؤال ما این است: کما اینکه برای ما و عراق مفصّل به ا...
ج) بیشمار شدن افراد شهر مبارک در فرض مبنای نوعیت
(42:34) سوم؛ شما میگویید: نوعیت هست؛ [آیا] نوع بدون فرد فایدهای دارد؟! اگر شما میگویید دو ماه مبارک داریم، خلاصه دو فرد میشود. یک فرد ماه مبارک برای افق قم میشود و یک فردش هم برای کابل میشود که ندیده بودند و فردا شب را اول ماه گرفته بودند. دو تا فرد می...
د) عدم امکان تعیین میقاتیت در مبنای نوعیت
(45:45) چهارمی؛ شاهد از خود این کتاب است. بینی و بین الله این رسالهای که مرحوم آقای تهرانی نوشته اند به استادشان، گویا سنگ اول و آخر است. یعنی همه حرفها را در آن زدهاند. بهخاطر اینکه تمام توان علمی خودشان را ثبوتا و اثباتا به کار گرفتهاند تا این مطلب را...
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی: تفاوت کسوف با اهلال هلال. موضوعات فرعی: عدم موضوعیتِ رؤیت در روایات کسوف، اشکال به استدلال مستمسک العروة در صلاةالکسوف، اشتباه برداشت در جواهر از کلام مفتاح الکرامة، تصحیف در نسخه مفتاح الکرامة، اشکال به مرحوم تهرانی در مقایسه کسوف با اهلال هلا...
تبیین تفاوت حکم کسوف و اهلال هلال؛ ظاهرة سماویة
(00:15) بحث خسوف و کسوف را بررسی کنیم. بعداً وقتی به روایت ابن راشد رسیدیم، اگر افادات آقایان ذیلش بود بر میگردیم ان شاء الله هر چه ممکن بود. در مراسلات در چاپی که من دارم، ظاهراً اولین چاپ است و تاریخ انتشارش در کتاب آن زمانیکه از مشهد گرفتم ظاهراً نیام...
نقدی بر استظهار مرحوم حکیم از روایات کسوف؛ عدم موضوعیت رویت
(4:15) آقای حکیم فرمودهاند: لقصور النصوص عن شمول غيره. لا سيما بملاحظة ما في مرسل المقنعة، ورواية عمارة: من اعتبار الرؤية. فإن الظاهر وان كان اعتبارها بنحو الطريقية إلى وجود نفس الكسوف ، الا أنه ظاهر في اعتبار كونه بنحو يمكن أن تقع عليه الرؤية ، فلا تجب ل...
برداشت نادرست صاحب جواهر از مفتاح الکرامه و منشائیت آن برای فرع عروه
(23:00) آن چه که الآن میخواهم محضر شما عرض کنم، این است: فرعی که در عروه هست را ببینید. در آن جلسه هم عرض کردم. نمیدانم توانستید برایش چیزی پیدا کنید یا نه. تا اندازهای که در ذهن من طلبه هست عرض میکنم. زمینه تحقیق آن برای ذهن شریف شما باشد. این فرض زلزله،...
تصحیف در نسخه مفتاح الکرامه؛ «حاشیته علی هامش البیان»
(30:10) ببینید من چند نقل از مفتاح الکرامه یادداشت کردهام؛ اصلاً این «حاشیته» یک تصحیف است؛ تقریباً ظن قویای حاصل میشود که «حاشیته» نیست. عبارات را ببینید؛ در مفتاح الکرامه، چاپ جدید؛ جلد ششم، صفحه پانصد و هشتاد و شش فرمودهاند: «بعض مَن علّق علی هامش البی...
تفاوت کسوف و اهلال هلال در ظاهره سماوی بودن؛ نقدی بر علامه تهرانی
(44:40) آن چه که الآن بحث ما است، این است: در مراسلات ایشان فقط کسوف را مطرح کردهاند. گفتهاند «و لعمری ما الفرق بین طلوع القمر اذا خرج عن تحتالشعاع و بین الکسوف». بعد فرمودهاند: إن قلتَ: فرق بین الكسوف و خروج القمر عن تحت الشعاع، لأنّ الكسوف لیس أمراً...
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی: مراحل استنباط در مسائل فقهی. موضوعات فرعی: چهار مؤلفه برای استنباط فقهی؛ تقریر، تأیید، تثبیت و اختیار. تفکیک مقام دلالت روایات از مقام سند، برخی فوائد نقل روایات ضعیف یا موضوع، نام گذاریِ قرن بیست و یکم به قرن تلفیق و ترکیب، بحث ترتّب و ارتکازی ...
لزوم تفکیک مراحل استنباط در نقد بحث رویت هلال
(00:25) جزوهای را که مصباحی از مصابیح علامه بحر العلوم بود بحث میکردیم. ظاهراً تنبیه دوم را هم خواندیم. به تنبیه سوم که رسیدیم عرض کردم دو بحث را هم به مباحثه اضافه کنیم تا تمام بشود. یکی بحث خسوف و کسوف بود. یکی هم روایت ابن راشد بود. اگر زنده بودیم این دو...
تفکیک مقام دلالت روایات از مقام سند روایات
استاد: نه، من این را نگفتم. ببینید گفتم باید احتمال تأیید در آن باشد. در دروغ که احتمال تأیید نیست. من چرا دروغ را گفتم؟ گفتم آقا گفته اند چرا از انس تأیید میآورید؟ اینجا گفتم از انس تأیید میآوریم چون بحث ما سر دلالت یک حدیث است. بعد طردا للباب این را اضاف...
برخی فوائد نقل روایات ضعیف یا موضوع
شاگرد: روایتی هم که قطعاً موضوع است، اگر محدوده وضع آن را بدانیم باز احتمال تأیید دارد. مثلاً در آن برهه این لغت این معنا را داشته است. استاد: بله، این درست است. من این را میگفتم بعد دیدم آقایانی که اصطلاح جدید دارند، برایش تعبیر به رکورد میکردند. یعنی د...
قرن بیستویکم، قرن ترکیب
(32:36) شاگرد۲: توضیح همه این مطالبی که فرمودید میتواند این باشد : اوّل اینکه پایه را تکوین قرار بدهیم؛ پایه حلول ماه قمری. دوم: میزان را شب بگیریم. سوم: تا جایی که بتوانیم از تکوین دست برنداریم مگر در ضرورت. چهارم: در موارد ضرورت سراغ زوال هر بلد برویم. پنج...
ارتکاز عقلائی در بحث ترتب
(39:48) شاگرد: رویه عقلائی و ارتکاز عقلائی با مجموعه ادله ای که در طول سه-چهار سال فرمودید، ناچارا به گزینههای طولی میافتید. استاد: بله، ارتکاز بشر این امور طولی را انجام میدهد. اصل نظریه ترتب در اصول نبود. ظاهراً محقق ثانی یک چیزی فرموده بودند. بعد دیگر ...