جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 8266
اصطلاح حدیث غریب و استعمال آن درباره اسناد
در ابواب احکام شهر رمضان، باب سوم، حدیث دوم بودیم. شاگرد: مطلبی که ذیل این حدیث در اقوال اعلام بود، امکان احتیاط عام بود. دلیل امکان احتیاط عام هم روایت عبدالعظیم حسنی بود. استاد: اینها شواهدی بود که بحث کمتری نیاز داشت. ادله و شواهد خیلی زیاد است. من عرض...
روایت جاثلیق
مرحوم آشیخ آقابزرگ تهرانی میگویند که جاثلیق، همان کاتولیک است. پاپ و رئیس اصلی. بعد از غزوه تبوک ظاهراً برنامهریزی کردند که جاثلیق با صد کشیش دیگر از روم به مدینه آمدند. وقتی وارد شدند پیامبر خدا از دنیا رفته بود. با مسجد مدینه و خلیفه اول مواجه شدند. گفت...
روایت محمد بن مسلم و تعبیر «زاد حماد فیه»
در روایت دوم، تا بحث «تظنی» خواندیم. این جور عرض کردم که این روایت دوم که در وسائل آمده، بخش پایانی آن در اینجا افتاده است. فرمودند الحدیث. اما در صفحه 209 چاپ اسلامیه، حدیث یازدهم، کاملاً آمده است. این حدیث شریف در کافی آمده، در فقیه آمده، در تهذیب آمده، د...
تفاوت دو روایت «اذا رایت الهلال فصم» و «اذا رایتم الهلال فصوموا»
حالا به حدیث اول و دومی که در باب سوم مشغول بودیم، برگردیم. من این حدیث اول و دوم را یک بار میخوانم، شما از نظر بحث کلاس فقه که میخواهید از آن یک حکم شرعی استفاده کنید، ببینید در لحن امام علیهالسلام تفاوتی میبینید یا نه؟ عن زيد الشحام جميعا عن أبي عب...
«اذا رآه واحد رآه الف» دلیلی بر مسأله شیاع
جالب این است که این «رآه الف» را در روایت شیاع نیاوردهاند. به گمانم یکی از بهترین ادله در شیاع، همین روایت است. در مستمسک میگویند اصحاب شیاع را گفتهاند، اما دلیل ندارد. بله اگر دنبال لفظ شیاع هستید، این کلمه در روایات نیست. ولی همین «رآه الف» برای آن خیل...
احتمال همسانسازی یقین یک نفر با هزار نفر در روایت محمد بن مسلم
شاگرد: این روایت با امکانش را نمیگوید؟ به فعلیتش کار ندارد، حالا همه بگویند یا نگویند. ولی طریق شما باید به این صورت باشد. طریق را معرفی میکند که تظنی و رأی نباشد. ولو بالفعل برای همه حاصل نشود. ولی تو میدانی این طریق، طریقی است که حاصلکننده است. استاد...
احتمال مدیریت امتثال در روایت محمد بن مسلم
استاد: شرائطی باشند که بببینند. من میخواستم فرمایش ایشان را توضیح بدهم تا یک کلمه عرض کنم. این در صورتی است که بگوییم لبهی بیان حضرت در «رآه واحد لرآه الف» این باشد که بهخوبی میخ یقین را بکوبیم. یعنی باید یقین باشد. کسی دچار توهم نشود. ما در اینجا بهدنب...
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی:بررسی روایت محمد بن مسلم و مراد از «رأی» و «تظنّی» در آن موضوعات فرعی: بررسی سندی، متنی و دلالی روایت محمد بن مسلم بررسی معنایی تعبیر «لیس بالرای و لا بالتظنی» معنای باب تفعّل و تطبیق آن بر «تظنّی» ملاک تعلّق احکام الزامی به افعال و حالات جوانح...
بررسی سند روایت محمد بن مسلم
در باب سوم از ابواب احکام شهر رمضان، حدیث دوم بودیم. فرمودند: محمد بن الحسن باسناده عن علي بن مهزيار، عن محمد بن أبي عمير، عن أبي أيوب وحماد، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر عليه السلام، قال: إذا رأيتم الهلال فصوموا، وإذا رأيتموه فأفطروا، وليس بالرأي ولا با...
عدم قدح منتسبان به معاریف، امارهای بر وثاقت
11:49 شاگرد: نسبت به بیت برقی که فرمودید ممکن است بگوییم چون در مظان ذکر بوده و ذکر نشده، احتمال تعریض بوده است. استاد: تعریض به اینکه موثق نباشند؟! شاگرد: چون بیت علم است، بااینحال آنها را ذکر نکردهاند. استاد: ببینید اینها مشایخ صدوق هستند. در قرن چه...
تفاوت متنی در حدیث محمد بن مسلم در منابع مختلف
عبارت حدیث در باب دوم به این صورت است: محمد بن الحسن باسناده عن علي بن مهزيار، عن محمد بن أبي عمير، عن أبي أيوب وحماد، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر عليه السلام، قال: إذا رأيتم الهلال فصوموا، وإذا رأيتموه فأفطروا، وليس بالرأي ولا بالتظني ولكن بالرؤية الح...
تفاوت معنایی «رأی» و «تظنی» در تعبیر «لیس بالرای و لا بالتظنی»
حالا به استظهاری که از حدیث میکنیم، برگردیم. ببینیم ارجاعی که علماء به این احادیث دادهاند، به کجا منتهی میشود. حضرت فرمودند: «لیس بالرای و لا بالتظنی»؛ من گمانم این است که حضرت فرمودهاند «و لا بالتظنی». بهخصوص اینکه «لا» در این نسخه هم تکرار شده است. ...
معنای باب «تفعّل» و تطبیق آن در «تظنی»
شاگرد: اینکه تظنی را به اعمال ظن معنا کردید در این روایت چه معنایی میدهد؟ استاد: باب تفعل نوعاً برای این است که انسان خودش را به ماده میزند. مثل ورود بر ماده است. برخلاف «أفعل». «أغدّ البعیر» که یکی از معانی خوب باب افعال است، یعنی «صار ذا غُدّة». این ب...
معیار تعقل احکام الزامی به حالات نفسانی و افعال جوانحی
شاگرد: برخی طبق حالت نفسانی فتوا میدهند. مثلاً کسی به فعل منکر رضایت دارد، میگویند خود همین رضایت داشتن حرام است. یعنی گویا یک کبری در ذهن است که اگر چیزی به جوارح نرسد فتوایی بر آن نیست، ولی برخی با اینکه فعل جوانحی است، به آن فتوا میدهند. استاد: در ح...
معنای ورود فاعل به ماده در باب تفعّل و تطبیق آن با معنای مطاوعه
شاگرد۲: معنای مطاوعه با معنای تجریدیای که شما در باب تفعل فرمودید، چیست؟ استاد: در بعض موارد به تناسب مؤلفههای ماده و ورود، مطاوعه شکل میگیرد. شاگرد: یعنی معنای غالبی شمردن برای آن اشتباه است؟ استاد: در غالب موارد وقتی وارد میشود، این از آن استفاده م...
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی:قرائن عدم موضوعیت یقین در وجوب روزه ماه مبارک موضوعات فرعی: نقد و بررسی دیدگاه کتابهای نهایة النهایه و منتقی الاصول در موضوعیت یقین برای وجوب صوم شهر رمضان شواهد و قرائن روائی دال بر عدم موضوعیت یقین
تکمله بررسی عبارت نهایة النهایه
روایت دوم این بود: محمد بن الحسن باسناده عن علي بن مهزيار، عن محمد بن أبي عمير، عن أبي أيوب وحماد، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر عليه السلام، قال: إذا رأيتم الهلال فصوموا، وإذا رأيتموه فأفطروا، وليس بالرأي ولا بالتظني ولكن بالرؤية الحديث[1] از دیروز دو...
دلالت تعبیر «فإذا كانت متغيمة فأصبِح صائما» بر عدم موضوعیت یقین در وجوب صوم
خب روایت دوم از باب سوم؛ حضرت فرمودند «لابالرای و لابالتظنی». ببینید این روایت در مانحن فیه سه چهار چیز دارد. اولین آنها این است؛ مرحوم اصفهانی بیان کردند که «اذا رایتم الهلال فصوموا»، «رایتموه فافطروا»، «لیس بالرای و لابالتظنی»، رأی تظنی فایدهای ندارد، «...
الف) وإن شهد عندك شاهدان مرضيان بأنهما رأياه فاقضه
این روایت دوم را باید در کنار روایت چهاردهم ببینیم؛ در اینجا میگویند «لیس بالتظنی» اما آن جا دارد با تغیم روزه بگیر. نکته دوم اینکه در همین باب در روایات قرائن داخلیه داریم برای اینکه مقصود از صوم و التظنی، بیانی که آقایان استفاده کردهاند –اناطه صوم به ...
ب) فإن کان من شهر رمضان
قرینه داخلیه دیگر «فان کان من شهر رمضان» است. بحثهای دیگر کنار برود. از ارتکاز ببینید. «کان من شهر رمضان»؛ چرا میگویند قضا کن؟ بهخاطر اینکه «کان من شهر رمضان». پس معلوم میشود که شهر رمضان بودن، وجوبش و قضائش منوط به یقین نشده است. اینها قرائن داخلیه ا...