جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
تجزیه و ترکیب عبارت
در اولین مباحثهای که چندین سال پیش بود، عرض کردم که گویا به حد دستور غیر قابل امتناع فرموده بودند و الا طلبهای مثل من چطور میتواند توحید صدوق را مباحثه کند. ولی خُب، همین اندازهای که فرمودند و بعد شروع شد و چندین سال همینطور بود. مان آنها هم فرجهای ش...
«ممتنع» از ریشه «مَنُع» بهمعنای مناعت طبع، معنای غیر مطاوعی باب افتعال
خود کلمهی «ممتنع»، واژهی خیلی مهمی است. روی حساب برداشت غالب اذهان، «امتنع» را مطاوعه میگیرند. از «منع» است. «منعه فامتنع». شما زید را از یک کاری منع میکنید، میگویید: «منعته فامتنع»؛ من جلوی او را گرفتم و منع کردم، او هم قبول کرد. مطاوعه منع است. این م...
«ادراک» بهمعنای نیل و رسیدن
«ممتنع عن الادراک»؛ ادراک چیست؟ ادراک نیل است و مدرِک، نائل است. البته «درَج» و «درَک» هم هست. قبلاً از آنها بحث شد. فعلاً ادراک، بهمعنای نیل است، رسیدن به یک چیزی است. «تعقّبته فادرکته»؛ دنبالش کردم، «فادرکته». با سرعت بهدنبال او رفتم و به او رسیدم. این...
«ابتدع» بهمعنای آفرینش بدون الگو
«ابتدع»؛ «بدع» به چه معنا است؟ «بدأ» بهمعنای شروع کار است. بهمعنای مطلق خلق است. اما «بدع» یک معنای بیشتری از «بدأ» دارد. «من شرّ ما برأ و بدأ». اما «بدع» یک جور خلقی است که قبلاً سابقه نداشته است. «بدیع السماوات»، «بِدع» یعنی چیز نو. میگویند: خیلی بدیع ...
«تصریف» بهمعنای تغییر از حالی به حالی
تصریف چیست؟؛ صرف از حالی به حالی رفتن است. «و صرّفه» یعنی چیزی را از حالی به حالی ببرد. حالی به حالی بردن هم انواع و اقسام است؛ در کلیات، در جزئیات. وقتی به کلی مطلب رسیدیم، انواع آن را عرض میکنیم. «تصریف الریاح»[1]؛ خدای متعال باد را از اینجا به آنجا می...
«ذات» بهمعنای صاحب و ماهیت
پس «صرف»، از حالی به حالی بردن است. «تصریف»، ایجاد تغییر و دگرگونی در چیزی است. «الذوات»، اصل کلمه «ذات» به معنای صاحب است. «ذو و ذات». «ذات»، مونث «ذو» است. «ذو» یعنی صاحب، «ذات» هم یعنی صاحب. چون بالاترین چیزی که صاحب چیزی است، خودش است، میگوییم: «ذات ا...
نقش محوری حرف «باء» در در استظهار از «ممتنع عن الادراک بما ابتدع ...»
حالا ترکیب و تحلیل نحوی جمله؛ چیزی که در اینجا خیلی نقش ایفاء میکند، کلمهی «ب» است؛ «ممتنع عن الادراک»، «عن» حرف است، ولی متعلق آن روشن است. متعلق «عن»، «ممتنع» است. از ادراک ممتنع است. در آن مشکلی نداریم. اما کلمهی «باء» در اینجا ذووجهین است. یعنی کلم...
دو احتمال در متعلق «باء» در بیان علامهی مجلسی؛ متعلق به «امتناع» یا متعلق به «ادراک»
متعلق «باء» چیست؟؛ میبینید مرحوم مجلسی در بحارالانوار دو احتمال دادهاند. مرحوم آسید هاشم، در تعلیقه، یکی از آنها را انتخاب کرده است. فرمودهاند: «بما، متعلق بالادراک»؛ ممتنع عن الادراک بما؛ چیزی را که درک میکنیم به وسیلهی چیزی درک میکنیم. میگوییم: «...
وجود دو معنای استعانت و سببیت در «باء» در برهان إنّی در تعبیر «ممتنع عن الادراك بما ابتدع»
استاد: باعث یعنی سبب؟ کتبت بالقلم؛ وسیله است. اینکه من گفتم بهخاطر نکتهای است. ما برهان إن و برهان لِم داریم. در برهان لم، سبب و مسبب یک جور است. اما در برهان إن، وقتی باء را به کار میبرید، میتواند هر دو نقش را ایفاء کند. یعنی در عالم اثبات، آن چیزی را...
عدم وضوح ملازمه میان امتناع ادراک و تصریف ذوات در بیان علامهی مجلسی
حالا چرا امتناع ادراک دارد؟ من نفهمیدم، شما هم ملاحظه کنید اگر نکتهای به ذهن شریف شما آمد، به من هم بفرمایید. در بیان ایشان گویا سیاق عبارت و نحوهی استدلالیتش به هم میخورد. میفرمایند: «إما لوجوب وجود المانع من حصول حقيقته في الاذهان»؛ ذوات متغیره را که ...
وجه اول در بیان ملازمهی امتناع ادراک خداوند با تصریف ذوات
تفسیر باء به سببیت ثبوتی و تکوینی؛ سیال بودن مخلوقات سبب عدم ادراک ذات ثابت خداوند با این تفصیلی که عرض کردم، آنچه که به ذهن میآید، چیست؟ حضرت علیه السلام میخواهند چه چیزی را به فطرت اذهان مخاطبین خودشان القاء کنند؟ چرا نمیشود خدا را شناخت؟ چرا خداوند م...
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۶(جلسۀ سوم)؛ شرح فقرۀ «ممتنع عن الادراك بما ابتدع من تصريف الذوات» بررسی واژگان عبارت از دیدگاه صرفی و نحوی و معنای لغوی؛ نقش محوری باء در «بما ابتدع» در استظهار از عبارت؛ وجوه بیان شده در تلازم تصریف ذوات با عدم...
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۶(جلسۀ نخست)؛ شرح فقرۀ «ولم يغب عن علمه شيء فيعلم بحيثية» احتمال تصحیح قیاسی و اضافه کردن قید «علمه» در برخی نسخه ها؛ دلیل تصحیح قیاسی:تناقض انگاری بین مقام غیبوبت الهی و علم مخلوقات به او؛تعیین احتمال درست؛ شواه...
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۶(جلسۀ دوم)؛ شرح فقرۀ «مبائن لجميع ما أحدث في الصفات» رابطۀ نفی صفات از ذات و عینیت صفات با ذات؛ عینیت یک طرفه صفات با ذات؛نحوۀ تجرید خداوند از صفات کمالیۀ مخلوقین و تثبیت صفات سلبی؛ صفات مخلوقین پُلی برای درک صف...
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۶ (جلسۀ چهارم)؛ ادامۀ شرح فقرۀ «ممتنع عن الادراك بما ابتدع من تصریف الذوات» وجه اول در تبیین ملازمۀ میان امتناع ادراک و تصریف ذوات؛ سنخیت مُدرِک و مُدرَک در ادراک متصرف و ثابت، امکان شناخت عقلانی خداوند و استحال...
متعلق «بما ابتدع» به «ممتنع» از سیاق عبارت
در چاپ کتاب مرحوم آسید هاشم تهرانی رضواناللّهعلیه، در صفحهی هفتادم بودیم. به نظرم چاپ دیگری هم بود که بعضی از آقایان داشتند و غلط چاپی هم داشت. این چاپ، چاپ خوبی است که آقای آسیدهاشم زحمت کشیدهاند. در سطر اول باب دوم، حدیث بیست و ششم بودیم. خطبه مبارکه...
دو معنا در «تصریف»
دو معنای «تصریف» را ذکر کنم؛ «تصریف» از حالی به حالی رفتن بود یا اینکه «تصریف» در تنوع یک چیز بود. «نصرّف الآیات»، به این معنا نیست که یک آیه را از حالی به حالی میبریم. بلکه یعنی آیات جور و واجور برای شما میآوریم. تصریف بهمعنای تنوع و گوناگونی میشود. ه...
امتناع ادراک خداوند در مشاعر متصرف و امکان ادراک خداوند به وسیلهی معارف عقلانی
اشکال ایشان این بود که در این صورت اساس معرفت زیر سؤال میرود. خُب، پس چیزی که ذاتش باقی نیست، چیز دیگری را هم نمیتواند درک کند. اساساً علم با ثبات سازگاری دارد. با زوال که سازگاری ندارد. البته این تقریری از بیان حضرت علیه السلام بهعنوان محتملی بود و الا...
تحقق هر شناختی در بستر ثبات
استاد: آن بحث دیگری است. حاصلش این است: فرمودید این وجودی است که لحظه به لحظه میآید، ثباتش به خدای متعال است. خُب، صرف این بحث حل نمیشود. ببینیم خدای متعال لحظه به لحظه به زید وجود میدهد. وجود او لحظه به لحظهای است، دارد معدوم میشود و موجود میشود. یک ...
ادراک مشاعری در بستر سیلان
شاگرد: هنوز اشکال باقی است. یعنی ما ادراک مشاعری نداریم؟ فرض ادراک، ثبات است. حتی در فضای مشاعری. استاد: ما ادراک مشاعری ثابت نداریم. یعنی شما نمیتوانید بگویید: چشم من یک چیز ثابت را میبیند. مثلاً چشم من ببیند که قاعدهی فیثاغورس درست است. چشم من ببیند ک...