رفتن به محتوای اصلی
جستجوی پیشرفته
عبارات جستجو
نوع محتوا

مطابقت کامل
جستجو در برچسب‌ها
گزینه های تاریخ
پس از به روز رسانی
قبلا به روز شده
ایجاد شده پس از
ایجاد شده قبل از

نتایج جستجو

نتایج یافت شده 7817

ترجیح نسخه‌ی «نظر» به جای «فطر»

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳) شرح فقره‌ی «محرم على بوارع ثاقبات الفطن...

  هفته‌ی قبل بحث در سه جمله‌ای بود که سیاق هماهنگی داشت. حضرت علیه‌السلام سه حکم را در مورد مبدأ متعال نفی فرمودند: تحدید و تکییف و تصویر. «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده وعلى عوامق ناقبات الفكر تكييفه ، وعلى غوائص سابحات الفطر تصويرة»[1]. در نسخه‌ی توح...

عوامق جمع عمیقه

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳) شرح فقره‌ی «محرم على بوارع ثاقبات الفطن...

  جمله‌ی دوم این است: «وعلى عوامق ناقبات الفكر تكييفه». هفته‌ی قبل صحبت شد که «ثاقبات» انسب به «فطن» است و «ناقبات» انسب به «فکر» است. لذا در این‌جا نسخه‌ی توحید بهتر است. نسخه‌ی عیون، «ناقبات الفطن و ثاقبات الفکر» بود. در آخر کار بحث شد که گویا در این‌جا «ثا...

فَطَر، به‌معنای شکافتن و شکفتن

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳) شرح فقره‌ی «محرم على بوارع ثاقبات الفطن...

حالا عبارت را ببینید: فرمودند: «علی عوامق ناقبات الفکر». «عوامق» جمع عمیق است. «عمق» آن ضخامت چیزی است که زیاد باشد. در اصطلاح می‌گوییم: طول و عرض و عمق. یعنی یک چیزی است که عریض و وسیع است، عمیق هم هست. در مثل دریا هم به کار می‌رود. عمق، فرو رفتگی در چیزی ا...

ترجیح معنایی نسخه‌ی «نظر» نسبت به نسخه‌ی «فطر»

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳) شرح فقره‌ی «محرم على بوارع ثاقبات الفطن...

  اگر این معنا درست باشد - هم‌چنین سایر معانی – این‌جا است که دقیقاً کلمه‌ی «فِطَر» از ذهن دور می‌رود. چرا؟؛ مرحوم آقای آسیدهاشم هم فرمودند. چون در «فطرت» یک نحو شکوفایی هست. شکوفایی الهی. او سابحات نیست، غوائص نیست؛ کار فطرت این نیست که غواصی کند. در فطرت، خ...

«سابحات نظر»؛ فکر شناگر

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳) شرح فقره‌ی «محرم على بوارع ثاقبات الفطن...

  حالا «سابحات» خوب می‌شود. «سبحه» به‌معنای شناگری است. خدا رحمت کند آقای جعفری را! آن اوائل این شعر را خواندند و من یادم مانده است. آن نحوی به کشتیبان گفت: «از مت تو سباحی مجو». سباحی یعنی شناگری. گفت: بلد هستی شنا کنی؟ اول از او پرسید: تو نحو بلد هستی؟ گفت ...

اضافه‌ی موصوف به صفت و جمع بودن «نظر»

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳) شرح فقره‌ی «محرم على بوارع ثاقبات الفطن...

  شاگرد ٢: خود «نَظَر» جمع نیست؟ استاد: اسم جمع است. «نَظرة» مفرد آن است و «النظَر و الانظار» جمع آن می‌شود. علی أیّ حال، ما در این‌جا نیاز به جمع داریم. معلوم باشد. یعنی اصل عبارت این است که امیرالمؤمنین علیه السلام با افصح و ابلغ روش‌های فصاحت و بلاغت، دو ...

ترتب ثبوتی تکییف بر تحدید و تصویر بر تکییف

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳)

  فعلاً مقدمات سه جمله را بررسی کردیم. تعبیر «محرّم» به هر سه آن‌ها بر می‌گشت. «محرّم تکییف»، «محرّم تحدیده»، «محرّم تصویره». بر چه کسی «محرّم» است؟ «محرّم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده و محرّم على عوامق ناقبات الفكر تكييفه ، و محرّم على غوائص سابحات الفطر تص...

تحدید الفطن، فرض فضا برای خداوند

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳)

  آن وقت مقصود از تحدید در این‌جا چیست؟ یعنی در یک فضای توهمی که درک می‌کند، آن فضا را محدود می‌کند. نه این‌که از حیث عقلش مفاهیم را محدود کند. از این هم بحث می‌کنیم، مانعی ندارد. فعلاً تحدید فضا است؛ طول و عرض و عمق. در روایتی هست که نزد حضرت علیه السلام آم...

توصیف، معنای عرفی تکییف و کیفیت

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳)

  شاگرد: طبق روایات، خداوند «کیّف الکیف» است، اما معنای لغوی آن در روایت رعایت شده است؟ یعنی خارج از معنای لغوی خودش هست یا همان است؟ استاد: تکییف؟ شاگرد: بله؛ چون فرمودید دنباله‌روی اوصاف و این‌که بپرسیم خداوند چطور است، سؤال غلطی نیست. استاد: ببینید خود ...

وجود خداوند فوق کیفیت است؛ خالق کیفیت است

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳)

  شاگرد: «کیف» که فرمودید، یعنی بالأخره خود «مکیِّف» هست یا نیست؟ استاد: بحث سر این بود که عقل اول می‌گوید: محدودش کن تا بتوانی توصیفش کنی. یک جایی از عالم او را جا بده و بعد بگو این اوصاف را دارد. بعد از این‌که او را تکییف کردی و توصیف کردی، بعد او را صورت‌...

تجرید خداوند از وصف عدم تناهی و رفع تناقض در آن

۸. توحید صدوق (۱۳۹۶/۱۲/۲۳)

  شاگرد: این‌که می‌گوییم خداوند بی‌نهایت است، این تکییف نیست؟ این‌که می‌گویند لا اسم و لا رسم له، فلا حدّ له، این تکییف نیست؟ شاگرد ٢: می‌توان به این صورت گفت: آن کیفیت‌هایی که با تناهی ملازمت دارد را می‌توان نهی کرد؟ اگر بتوانیم کیفیت‌هایی را تصویر کنیم که ...

پیشگفتار (خلاصه)

۹. توحید صدوق (۱۳۹۷/۰۱/۱۵)

سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۷ (جلسۀ نخست)؛  شرح فقرۀ «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده…وعلى غوائص سابحات الفطر تصويرة» دو احتمال در تعبیر «محرم تحدیده و تکییفه و تصویره»؛ بررسی «فوق ما لایتناهی بما لا یتناهی»؛بستر افراد بستر لایتناهی؛ عالم ...

دو احتمال در معنای «محرم تحدیده و …»

۹. توحید صدوق (۱۳۹۷/۰۱/۱۵) ادامه‌ی شرح فقره‌ی «محرم على بوارع ثاقب...

الف) ترتب ثبوتی تحدید عقلی، تکییف وهمی و تصویر خیالی عبارتی که بحث می‌کردیم، به این‌جا رسید: سه حکم «تحدید»،‌ «تکییف» و «تصویر» را بیان کردند. حضرت علیه السلام فرمودند: «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده و على عوامق ناقبات الفكر تكييفه ، وعلى غوائص سابح...

متعلق «باء»، کلمه‌ی فوق یا لایتناهی است؟

۹. توحید صدوق (۱۳۹۷/۰۱/۱۵) وجود خداوند فوق ما لایتناهی بما لا یتنا...

  بحثی بود که آیا تحدید و محدودیت ...؛ این‌که خدای متعال را نمی‌توان تحدید کرد، پس تحدید برای او، معنا ندارد. تحدید به‌معنایی که آن روز عرض کردم؛ شما می‌خواهید از بی‌نهایت، محدودش کنید تا بعد از محدود کردن، تکییفش کنید و بعد از تکییف، تصویرش کنید. آیا معنای آ...

تناقض‌انگاری بین لایتناهی بودن خداوند و قید زدن او به لایتناهی

۹. توحید صدوق (۱۳۹۷/۰۱/۱۵) وجود خداوند فوق ما لایتناهی بما لا یتنا...

  علی أیّ حال، این‌که بگوییم خداوند متعال غیر متناهی است، تعبیر ناقصی است. آن روز هم عرض کردم که در آخرین مقاله‌ی اصول فلسفه، به این اشاره می‌کنند. می‌گویند این‌که می‌گوییم خدای متعال غیر متناهی است، دقیق نیست. بالاتر است. به بیان دیگر؛ شاید عبارت این بود؛ هم...

تفاوت بحث لایتناهی با بحث اطلاق مقسمی و قسمی

۹. توحید صدوق (۱۳۹۷/۰۱/۱۵) وجود خداوند فوق ما لایتناهی بما لا یتنا...

  شاگرد: به تعبیر کلاسیک، اختلافی که بین دو حکیم بود، چنین بود: خداوند لا بشرط است و یا بشرط لا، با این بیان، می‌خواهید بفرمایید همان لا بشرط است؟ حدّه أن لا حدّ له، تعبیر تسامحی و غیر دقیقی است. عده‌ای قائل هستند که این تعبیر دقیقی است اما عده‌ای می‌گویند لا...

نقطه‌ی انطلاق و بستر مالایتناهی افراد است، نه طبایع و نه خداوند متعال!

۹. توحید صدوق (۱۳۹۷/۰۱/۱۵) وجود خداوند فوق ما لایتناهی بما لا یتنا...

  ببینید در این‌جا بحث‌هایی داریم که ساده‌تر هست، ولی به خیالم انفع است. یعنی بحث‌هایی که شاید از این‌طور بحث کردن ساده‌تر است، اما نفع آن در فضای ذهنی بالاتر است. اساساً حرفی می‌گویند که حرف خوبی هم هست؛ می‌گویند: چیزی که غیر متناهی شد، حدّ را که برداشتیم، د...

طریق معرفت خداوند، عجز از معرفت او است!

۹. توحید صدوق (۱۳۹۷/۰۱/۱۵)

  شاگرد: برای همین است که تصور آن محال است؟ استاد: بله؛ ولی وقتی به این صورت جلو می‌رویم، ذهن لذتی را درک می‌کند در این‌که می‌فهمد که چطور در مورد خداوند متعال نمی‌توان گفت که غیرِمتناهی است. خدای متعال که فرد یک طبیعی نیست که غیر متناهی‌اش کنیم. غیرِمتناهی ...

«کمال الاخلاص نفی الصفات عنه» و جواز توصیفاتِ در مسیر توحید قبل از رسیدن به کمال

۹. توحید صدوق (۱۳۹۷/۰۱/۱۵)

  با این توضیحی که عرض کردم، می‌توانیم «باء» را به «ما لا یتناهی» بزنیم. ما لا یتناهی بما لا یتناهی. نه یعنی بی‌نهایت به توان دو. یعنی ما لا یتناهی به توان بی‌نهایت. البته این‌که دوباره می‌توان آن را توسعه داد، بر عهده‌ی ذهن شریف خودتان باشد. الآن او فوقش است...

قطع عارف به وصول نهایی، شروع کار او!

۹. توحید صدوق (۱۳۹۷/۰۱/۱۵)

  شاگرد ١: چند سال پیش خدمت شما رسیدیم و سؤالی مطرح شد. شما این روایت را مطرح کردید و فرمودید کسی که در طریق است، مرحله‌ی بالاترش را می‌بیند و فکر می‌کند ... . استاد: خیال می‌کند هیچ چیزی نیست. نمی‌دانم. من عبارتی را یادم هست. از کتاب مرحوم آشیخ محمد بهاری. ...