نقد و بررسی قول اول و دوم در روایت داود رقی
آن چه که عرض من است این است که در این پنج معنایی که فرمودند، آن دو معنای اخیر، تاویلات بود. اگر صبح بیست و هفتم ندیدید «فهو هاهنا هلال جدید» شب سیام. این جور در نمیآید. همچنین معنایی که منسوب به محقق سبزواری است؛ در مشرق ببینند در غدوتنا و … اینها احتمالاتی است. این دو هیچ. احتمال سوم هم معنا ندارد. «فلم یر» یعنی «فلم یر فی اللیلة الماضیة». این هم روشن است. «اذا طلب الهلال غدوتا فلم یر» یعنی «فلم یر» در همین غدوة. لذا احتمال سوم هم اصلاً به ذهن نمیآید. میماند احتمال اول و دوم. احتمالی که سید بحر العلوم در اینجا فرمودند و احتمالی که شهید فرمودند. این دو احتمال را باید بررسی کنیم.
عرض من این است: خیلی تعجب است. خود سید کلمه «غدوة» را آوردهاند، فیض به جای اینکه «غدوة» بگویند گفتند «اول النهار» ولی خب لغت «غدوة» به چه معنا است؟ شما نگاه کنید. غدوه در آیات شریفه به کار رفته است. فرصت نشد روایات را ببینم. ولی کتب لغت را نگاه کردم. تصریح لغویین است، یک جا خلاف آن را ندیدم که بگویند «غدوة» از نماز صبح است تا طلوع شمس. یعنی وقتی شمس طلوع کرد، دیگر غدوه نیست، تمام شد. این خیلی در معنای حدیث مهم است.
در معنایی که سید بحر العلوم فرمودند حتماً باید خورشید طلوع کند، بعد از طلوع خورشید با یک فاصلهای هلال طلوع کند آن وقت آن را ببینید. اینکه «غدوة» نیست. «وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا»[1]. صحاح، مجمع البحرین، التحقیق، لسان العرب دارند که «الغدوة من صلاة الفجر الی طلوع الشمس». بین الطلوعین میشود. «وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ»[2] همه اینها در آیات شریفه تفسیر شده؛ «آصال» نماز عصر است، «عشیة» نماز عصر است، «غدوة» نماز صبح است. نماز صبح هم وقتی خورشید طلوع کرد تمام است. یعنی معلوم است که «غدو» برای قبل از طلوع خورشید است. حتی در فرهنگ ابجدی که فارسی معنا کرده، نوشته «سفیده دم، صبح گاهان، پگاه». حتی وقتی ترجمه فارسی کرده برای بعد از طلوع شمس نیاورده است. خب وقتی کلمه «غدوة» در عرف آیات، لغت و … برای قبل از طلوع شمس است، احتمالی که سید بحرالعلوم و فیض فرمودهاند کنار میرود. چون ما در روز صبح سیام قبل از طلوع شمس در «غدوة» اصلاً هلال نداریم.
خب هلال جدید، چرا هلال گفته اند؟ خب معلوم است که در اینجا در مقابل هلال جدید، هلال قدیم است. «اذا طلب الهلال القدیم» یعنی همان هلالی برای ماه جلوتر بوده و حالا باریک شده، «غدوتا فی طرف المشرق، فهو هاهنا هلال جدید»؛ در طرف مغرب هلال جدید است. یعنی «طلب الهلال القدیم فلم یر فهو هاهنا هلال جدید». یک معنای خیلی روشن. خب وقتی منطوق حدیث معنای واضحی دارد، منطوقش به این قشنگی حرف میزند ما چه کار داریم به مفهوم «اذا لم یر»؟! حدیث میخواهد چه بگوید؟ مقصود از القاء این حدیث بسیار روشن است. میخواهد بگوید هلال جدید شده، ببینید یا نبینید. «رئی ام لم یر». آقا میگفتند «رئی او لم یر» چه شد، روی این احتمالات «رئی او لم یر» اصلاً هیچ شده. اصلاً به آن عنایت نمیشد که چرا امام فرمودهاند «رئی او لم یر». و حال اینکه مقصود اصلی از این حدیث داود رقی همین میشود. «رئی او لم یر»؛ ببینید یا نبینید طرف مغرب هلال، هلال جدید است.
31:39
روی این مبنا غدوه چه زمانی است؟ غدوه صبح بیست و نهم است. نه سیام. در سیام، بیست و نه روز و نیم گذشته، حتماً قمر از مقارنه عبور کرده. چون صبح سیام است؛ از مقارنه عبور کرده. وقتی از مقارنه عبور کرده…؛ چون اجماع داریم که ماه بیشتر از سی روز نمیشود. در صبح سیام دیگر نمیتواند مقارنه باشد و بعد از ظهرش هم هلال را ببینید. اگر هم از حیث محاسبه بشود، نمیدانم. شاید خیلی نادر است. و الّا اصلش هم معلوم نیست بشود. پس این حدیث به صبح سیام ربطی ندارد. چون صبح سیام غدوتا نمیتوانیم طلب کنیم. چون غدوتا نیست؛ قبل از طلوع شمس اصلاً هلال نیست، هنوز زیر افق است، چطور آن را طلب کنند؟! چون صبح سیام است هلال زیر افق است. طلب معنا ندارد.
اما فرمایش شهید که جناب آقا رضی خوانساری از ایشان نقل کردهاند؛ ما روایت را معنایی کنیم که قطعاً باطل شود؟! بگوییم بیست و هشتم که نمیبینیم، حالا درست است صبح بیست و هشتم که ندیدیم بگوییم «هاهنا هلال جدید»؟! خب روایت که نمیخواهد یک چیز قطعی الکذب را بگوید. معلوم است که روایت نمیخواهد بگوید ماه میتواند بیست و هشت روز باشد، یا بیست و هفت روز باشد. نباید بر چیزی حمل کنیم که واضح البطلان است. یک حدیثی که مرحوم شیخ آن را میآورند و در کتابها میآید، بعد آن را یک معنای واضح البطلان کنیم.
[1] مریم ۶۲
[2] الاعراف ۲۰۵
بدون نظر