نوع تشریع«صم للرؤیه»
شاگرد: «صم للرؤیه وافطر للرؤیه» شاید در مقابل «رأی و تظنی» صادر شده باشند. یعنی برای دخول ماه مبارک رأی و تظنی نداشته باش. مهم رؤیت و یقین است اما وقتی در مقام امتثال وسط روز شد، معلوم نیست این روایت ناظر به آن باشد.
استاد: خلاصه این رؤیت یک ظرفی دارد. این «صم للرؤیه» یعنی «صم للرؤیه فی ظرف الغروب»؟ یا «صم للرؤیه مطلقاً سواء عند الغروب او قبل الزوال»؟!
شاگرد: این روایت مطلق است.
استاد: اگر مطلق است باید به این اشکال جواب بدهید. «صم للرؤیه قبل الزوال»؛ چطور من قبل از زوال روزه بگیرم درحالیکه بخشی از روز رفته است؟!
شاگرد: شاید این روایت ناظر به این نباشد که وسط روز چه کار کنی. روایت تنها ناظر به این است که ماه مبارک رمضان را با رأی و تظنی روزه نگیر. ماه مبارک تنها با رؤیت است. اما اینکه اگر رؤیت قبل از زوال بود باید چه کار کنیم، اینکه نزد غروب باید چه کار کنیم، این روایت ناظر نیست.
استاد: فرمایش شما خروج از بحث است. شما الآن قبول کردید که این روایت مطلق است. وقتی میگویید اطلاقش اینجا را میگیرد، اطلاق ارادی را میگویید یا لغتی میگویید؟
شاگرد: اصلاً ناظر به این موضوع نیست.
استاد: پس اطلاق ندارد. یکی از مواردیکه علماء اطلاق را قبول نمیکنند همینجا است. لذا خروج از بحث است.
شاگرد: روایت اصلاً ناظر به این نیست که قبل از غروب دیدی، یا وسط روز دیدی. روایت در صدد بیان این است که ماه مبارک با رأی و تظنی ثابت نمیشود. بلکه با رؤیت ثابت میشود.
استاد: این حرف شما دقیقاً تأیید قول مشهور است. چرا؟ میگفتند دلالت چند جور داریم. دلالت مطابقی، تضمنی، التزامی. یکی هم میگفتند دلالت اشاره، دلالت تنبیه و اقتضاء. آن دلالتها چه بود؟ یعنی کلام یک دلالتی دارد که با یک استدلال عقلی، لازم گیری عقلی چیزی را به مدلول او نسبت میدهیم. الآن شما میگویید ناظر نیست. فقط دارد میگوید مشی بر یقین بکن. خیلی خُب. مشهور هم همین کار را کردهاند. گفتهاند «صم للرؤیه» یعنی ببین، و چون دارد امر میکند و امر بعد از گذشتن وقت مأمور به مقدور نیست، پس به دلالت اقتضاء مربوط به غروب میشود. شما به جای سید این را باید رد کنید. چطور رد میکنید؟
شاگرد: میگویم این روایت اصلاً ناظر به آنها نیست.
استاد: ناظر نیست ولی امر میکند یا نمیکند؟
شاگرد: امر میکند ولی امرش تنها در این حد است که شما ماه مبارک رمضان را باید با یقین روزه بگیرید.
استاد: امر صوم را دارد، اما صوم را چه کار میکنید؟ «صم للرؤیه».
شاگرد٢: در اینجا میتوانیم امر را تاویل ببریم و بگوییم «انت مکلف بالصوم».
استاد: «انت مکلف بالصوم»؛ یعنی تو مکلف به صوم هستی. به صومی که وقتش گذشته هم مکلف هستی یا نیستی؟
شاگرد٢: در اینجا قضاءاً و اداءاً ندارد. چون امکان تدارک قضاء هست، مکلف است به صوم آن روز هست.
استاد: تکلیف، یعنی جاهل بوده ولی تکلیف داشته. اشتراک الاحکام بین العالم و الجاهل. خُب «صم» یعنی تکلیف برای تو بالفعل شده است. آن وقت آیا تناسب حکم و موضوع که میگوید «للرویة»، یعنی اگر دیشب ندیدی، فردا دیدی، مکلف بودی؟! اقتضاء «صم للرویة» را عرض میکنم. «للرویة» میخواهد بگوید «انت عالم»، نه اینکه «انت مکلف بالصوم و انت جاهل». «انت جاهل» با معلق شدن بهعنوان «للرویة» تناسب ندارد. و الا فرمایش شما طبق ضوابط است؛ «صم» یعنی انت مکلف بالصوم ولو ندانی. قبل از زوال حتی اگر دیگران دیده باشند ولی تو ندیدی، تکلیف به صوم برایت این بود که قضا کن. این طبق ضابطه است. اما لسانی که میگوید «صم للرؤیه» یعنی «صم للرؤیه و ان کنت جاهلا»؟! «للرویة» یعنی خودت ببینی. میخواهم از حیث لسان عبارت عرض کنم که رؤیت یعنی «انت عالم». نه اینکه بگوییم «صم للرؤیه و ان کنت جاهلا». خُب این چه رؤیتی است؟!
شاگرد: بخشی از وقت که رفته. یعنی علم متأخر.
استاد: خُب صحبت سر همین است. فعلاً به فرمایش سید کاری نداشته باشید. ما به فرمایش مشهور کار داریم. ایشان میگویند وقت صوم از طلوع فجر است. چطور بگوییم «صم للرؤیه» و حال آنکه وقت نیت این تکلیف گذشته است؟! مکلف در وقتی است که من بتوانم تکلیفم را انجام بدهم. وقتی جاهل بودم باید قضا کنم؛ برای ادامه روز… .
شاگرد٢: در رؤیت میتوانیم فعلاً غروب و غیر را نیاوریم و بگوییم صوم باید با رؤیت باشد، با رأی تظنی نباشد. اما اینکه تطبیق این صوم با رؤیت به چه صورت است، در طول میآید. اگر در شب بود که از فردا میگیرید. اگر در بین روز بود، باز هم «للرؤیه» صدق میکند اما نحوه تطبیقش همانی است که مرحوم سید میگویند.
استاد: علی ای حال فرمایش همه آقایان در این است که نیازی به جواب سید نیست. یعنی روی فرمایش شما نیازی به جواب سید نیست. چرا؟ چون میگوییم «صم للرؤیه و افطر للرؤیه»، چیزی که روایت ناظر به آن است یا اثبات تکلیف است (انت مکلف)، یا اینکه بهدنبال ظن و شک نرو، بلکه دنبال رؤیت باشد. یا به فرمایش شما نیازی نیست به این روایات استشهاد کنیم. اینها مانعی ندارد. در این حدی که بگوییم روایات «صم للرؤیه و افطر للرؤیه»، نمیتواند روایات رؤیت قبل از زوال را نافی باشد.
استدلالی که در استدلال مشهور در صفحه دهم بود را ببینید. فرمودند: «فالأمر بالصوم إنّما يكون قبل دخول وقت الصوم؛ إذ لو أمر بالصوم بعد مضيّ جزء من وقته فإمّا أن يتوجّه الأمر إلى مجموع الوقت أو إلى البقيّة المستقبلة من النهار، و الأوّل باطل؛ لانتفاء القدرة عليه، و كذا الثاني؛ لأنّ الإمساك في جزء النهار لا يكون صوما شرعيّا»؛ شما به این استدلال چه جوابی میدهید؟
شاگرد: «صم للرؤیه» قرار نیست تکلیف همه افراد را روشن کند. بهعنوان پایه قرار میگیرد؛ یعنی شما باید اصل کارت با رؤیت باشد، اما اینکه در برخی از موارد رویتت به چه نحو باشد، اموری است که در طول روشن میشود.
استاد: یعنی چون ناظر به اثبات اصل تکلیف است.
شاگرد٢: یعنی میخواهد بگوید ماه مبارک این است. اصل تکلیف این است.
شاگرد: یعنی مشهور میگویند وقتی دیدیم تازه امر میآید. مثالهای سید به این میخورد که بگویند از همان روزی که برای زوال دیدیم، امرش برای چیزی است که آن موقع میآید. یعنی روز را نگاه میکنیم و به حین امر کاری نداریم. امر به این خورده که باید آن روز را روزه بگیری.
استاد: فرمایش شما شق ثالثی میشود. یعنی «فالأمر بالصوم إنّما يكون قبل دخول وقت الصوم؛ إذ لو أمر بالصوم بعد مضيّ جزء من وقته فإمّا أن يتوجّه الأمر إلى مجموع الوقت أو إلى البقيّة المستقبلة من النهار»؛ شما میگویید این «امّا» یک ثالثی دارد. «وقته فإمّا أن يتوجّه الأمر إلى مجموع الوقت أو إلى البقيّة المستقبلة من النهار»؛ شما میگویید لازم نکرده اینطور باشد؛ «صم للرؤیه و افطر للرؤیه» حتماً این باشد که امر به مجموع وقت متوجه باشد یا متوجه باشد به بقیه مستقبل. بلکه هیچکدام است.
شاگرد: تو باید روزه ات مستند به رؤیت باشد. اما چه رویتی؟ رؤیت قبل از زوال؟ رؤیت عند الغروب؟
شاگرد٢: نقطه مشترک سید با مشهور این است که میخواهند روایت را ناظر بگیرند. مشهور یک طور درست میکند و ایشان یک طور. درحالیکه میتوان روایت را ناظر به آن فضا نگیریم. احکامی است که شارع در طول تکلیفش درست میکند.
شاگرد: اگر به صبیای که قبل از زوال بالغ میشود، جمع بین این دو میشد.
استاد: بین روز چیزی نخورده و قبل از زوال بالغ شد. فرض هم گرفتیم دیشب رؤیت شده ولی او بالغ نبوده. قبل از زوال مکلف شده، الآن این امر را چطور درست میکنیم؟ فرعش این بود: «لو بلغ الصبی فی اثناء الصلاة»؛ داشت نماز ظهر میخواند…؛ در اینجا اختلاف بود. عدهای گفته بودند که این نماز فایدهای ندارد. باید دوباره از اول بخواند. عدهای گفته بودند که تمام کند و دوباره بخواند. عدهای گفته بودند صحیح است. چند سال پیش یکی از فروعی که مباحثه کردیم و خیلی طول کشید همین فرع بود. فرع خیلی پر فایدهای بود.
شاگرد٢: جواب سید با این روایت صحیحه و موثقه قابلقبول است؟
بدون نظر