رفتن به محتوای اصلی

«و السمع من الاذن»

پس وقتی می فرماید : ( بالنور سَمِع ) معلوم می شود این نور غیر از نور حسی است . در دیدن غیر ازاین نور یک نور حسی هم کار می کند اما در شنیدن نور حسی نیست اما آن نور هست . آن نور شاید همین چیزی است که نفس ارسال می کند . خود شنیدن همان، دل دادن و گوش کردن حرف است . خود شنیدن در همان موظن ارسال صوت حاضر می شود . لذا من صوت را در موطنش می شنوم نه دم گوشم . لذا می فهمد که صدا دور بود یا نزدیک . پس نفس همان جا حاضر می شود نه این که صرفا صوت بیاید و به گوش برسد . لذا در همین روایت ادامه می دهند : « و السمع من الأذن و الشم من الانف» اگر من روح لطیفی داشته باشم وقتی در اتاقی دارم حرف می زنم ، اگر کسی پشت در گوش ایستاده باشد ، متوجه می شوم .