عدم تنافی بین میقاتیت هلال و تعدد گزینههای ثبوتی در شروع شهر
حجّة المشهور وجوه: الأوّل: ظاهر قوله تعالى ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيٰامَ إِلَى اللَّيْلِ. خرج ما خرج بالدليل و بقي الباقي. الثاني: الأخبار المتواترة، حيث أمروا فيها بالصوم بالرؤية مطلقا أعمّ من أن يكون قبلالزوال أو بعده، و أمروا بالإفطار بالرؤية كذلك، من غير تفصيل بين قبل الزوال و بعده، كما يقول به الخصم[1]
صحبت در کلام مرحوم سید بود که به استادشان جواب دادند. فرمودند: «و فیه النظر». داشتیم خود عبارت جناب وحید را میخواندیم. فرمودند: «حجة المشهور»؛ مشهور یعنی رؤیت قبل از زوال، فایده ندارد و حتماً باید دیشب هلال را دیده باشند.
«الأوّل: ظاهر قوله تعالى ثُمَّ أَتِموا الصِّيٰامَ إِلَى اللَّيْلِ»؛ عرض شد باید وارد و مورود آیه شریفه را بررسی کنیم.
«الثاني: الأخبار المتواترة»؛ اخبار متواتره فرمودند «صم للرؤیه و افطر للرؤیه»[2]. این «صم» متفرع «إذا رأيتم الهلال فصوموا و إذا رأيتموه فأفطروا»[3] است. در صفحه پانصد به «فاء» هم تعبیر میکنند؛ «کلمة الفاء». دال بر این است که فردا باید روزه بگیرند و امروز فایدهای ندارد.
در جلسه قبل نکتهای را عرض کردم؛ استدلال مشهور که ایشان میفرمایند، سر جایش مشکلی نیست. ایشان میخواهند استفادهی انحصار کنند. یعنی شارع که این را فرموده، فرموده منحصراً راه این است. آن وقت آقا (یکی از شاگردان) فرمودند اگر شارع راه منحصری قرار ندهد، پس میقاتیت به هم میخورد؛ اگر چند راه باشد به هم میخورد.
خُب عرض کردم هر کدام از این گزینهها بهخودیخود روی حساب یک اصل موضوع است و میقاتیت را به هم نمیزند. شما بناء بگذارید که وقتی قبل از زوال دیدید، بگویید امروز اول ماه است. وقتی بناء را بر این گذاشتید، میقاتیت که به هم نمیخورد؛ بلکه میقاتیت محفوظ است. همچنین اگر بناء بگذارید حتماً قبل از غروب ببینید، روی این مبناء، میقاتیت محفوظ است. فقط مشکل در این است که آنها را با هم اجراء کنند؛ چند گزینه باشد که عدهای این را اجراء کنند و عدهای آن را اجراء کنند. پس در اصل میقاتیت، نسبت به گزینههای ثبوتی مشکلی نداریم. چون هر گزینه ثبوتی، اگر اصل موضوع قرار بگیرد، میقاتیت محفوظ است.
اجراء آنها است که با هم تزاحم و تمانع دارند. اگر اجراء آنها با هم مشکل دارد، خُب خود شارع میتواند این گزینههای ثبوتی را برای منافعی که دارد، بهعنوان گزینههایی در عرض هم قرار بدهد و برای اجراء آن کاری کند که میقاتیت به هم نخورد؛ راههای مختلفی دارد که اجراء آنها تزاحم نکند. مثلاً یکی از چیزهایی که مهم بود و امام علیهالسلام فرمودند این بود: «صم حین یصوم الناس، افطر حین یفطر الناس»[4]. یعنی مسأله اجتماع بلد مسلم بر اینکه رؤیت هلال باشد، در شروع مهم است. آن چه که سبب میشود شروع، در آن انجام شود. هر گزینهای که سبب بهم خوردن «حین یصوم الناس» و صیام الناس میشود، آن مرجوح میشود و کنار میرود.
راه کارهایی که نوعاً شارع برای اجراء یکی از آنها دارد؛ اختیاراتی که شارع داده؛ ما واجبات تخییریه خیلی داریم. خیلی از موارد واجبات تخییریه مانعة الجمع در امتثال نیست. مثلاً بر کسی که کفاره واجب است، حرام نیست هم عتق رقبه کند و هم ستین مسکین را اطعام کند. این عملاً ممکن است. اما اینکه شما بگویید اگر به قصد انجام بدهد تشریع است، بحث دیگری است. میخواهم بگویم ممکن است که با هم جمع شوند. کما اینکه در اینجا هم ممکن است دو نفر انجام بدهند، اما لازمه میقاتیت آن به هم میخورد. حج افراد و قران؛ از اول یا افراد را قصد کن یا قران یا تمتع و تا آخر برو. خیلی موارد هست.
ولی برخی از موارد هم هست که نه، وجوب تخییری است؛ مثل صلات مسافر در مواضع تخییر؛ اگر در مسجد الحرام مسافر بودید - در مساجد اربعه - حتی اگر رکعت دوم را هم خواندید و به قصد قصر هم خواندید، میتوانید برگردید و نماز را تمام کنید. چرا؟ بهخاطر اینکه اینطور نیست که وقتی یکی را شروع کردید مانعة الجمع باشد؛ بلکه بین دو طرف مخیر هستید که این تخییر شما تا آخر عمل هم باقی است.
در اینجا میتوانیم بگوییم اگر ثبوتا فرض تخییر باشد، شما در ابتدای کار و در اجرای آن یکی از آنها را مخیر هستید. اما برای اینکه میقاتیت محفوظ بماند شارع اجازه نمیدهد که با هم اجراء شوند. یکی از آنها را باید انجام بدهید؛ از موارد تخییری است که حتماً باید یکی از آنها اجراء شود.
[1] رؤيت هلال، ج۱، ص: ۴۹۹
[2] تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج۴؛ ص۱۶۳
[3] وسائل الشيعة ؛ ج۱۰ ؛ ص۲۸۹
[4] تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج۴ ؛ ص۱۶۳
بدون نظر