تبعض ماهیت صوم در تعدد کفاره به تعدد افطار در کلام محقق ثانی
استاد: این برای مرحله پنجم است. مرحله پنجم فرمایش چه کسی بود؟ محقق ثانی بود در تکرر کفاره. محقق ثانی چه فرمودند؟ فرمودند کسی که عمداً روزه اش را میخورد، بعد از خوردن عمدی هنوز امر به «اتمم صومک» باقی است. خب امر به اتمام صوم دارد. روی آن مبنا چه طور میشود؟ معنای صوم چه میشود؟ عمداً خورده. ایشان فرمودند و از روایاتی هم استفاده کرده بودند، فرمودند با اینکه خورده شده، صدق صوم باقی است. و لذا وقتی تکرر مفطر میآید تکرر کفاره میآید. چرا؟ چون صائمی بوده که عمداً افطار کرده است. باید کفاره بدهد. روی مبنای ایشان چه صومی میشود؟ این را باید به چه صورت ارائه بدهیم؟ این از چیزهای خوبی بود که در حکم وضعی صوم بود. به نظر شما روی فرمایش ایشان باید چه بگوییم؟ توجیه مفهومی کنید.
شاگرد: روی فرمایش شما این میشود که اصل ماه را یک واحد بگیرند و از اول تا آخر آن نیت صوم داشته باشد.
استاد: الآن عمداً خورده است؛ بعد از اینکه عمداً خورد، هو بالدقة الفقهیة صائمٌ ام لا؟ خب معروف میگویند صائم نیست. برای آنها خندهدار است. اما روی آن چیزی که محقق ثانی فرمودهاند لازمه اش این است بود؛ فرمودند «هو صائم یجب علیه الصوم»، اگر دوباره عمداً خورد باید دوباره کفاره بدهد. با دفعه اول هیچ فرقی نمیکند. محقق اینطور فرمودند. روی فرمایش ایشان تعریف صوم چیست؟
شاگرد: الامساک عن الاکل فی کل لحظة.
استاد: یعنی گویا مثل امر استغراقی برای تمام لحظات و تمام انواع مفطرات است. عبارت شیخ انصاری را هم آوردم نمیدانم سر رسید یا نه. مطلب خوبی فرموده بودند. فرموده بودند همه اینها طولی و عرضی در همه انواع باشد. خب اگر صوم به این صورت باشد پس اینکه کل روز باید صائم باشد - نه صوم البعض - روی مبنای محقق ثانی، ما کل روز صائم هستیم. یعنی حتی اگر عمداً هم بخورد باز «صوم کل یوم» بر او صادق است. چرا؟ چون امرش هست. یک حکم وضعیِ غیر معنای شکسته شدن به اندک مخالفتی است. شارع برای صوم، یک حکم وضعی در نظر گرفته که این حکم وضعی غیر قابل انکسار، دفعتا ملتئم میشود؛ یعنی هر کجا شکسته شود باز بالفور بقاء آن حکم وضعی، ملتئم است. با اینکه عمداً خورده شارع در ادامه میگوید «انت صائم»؛ روزه هستی نباید دوباره بخوری. من گفتم باید امساک کنی، الآن هم صائم هستی. این مبنا به گمانم نسبت به چهار مورد قبلی، پنجم میشود.
36:26
این چیزی که ایشان فرمودند اولی بود. مسافر قبل از زوال دومی بود. حائضی که خورده بود سومی بود. چهارمی ساهی بود که تعریف صوم را ارائه میداد. پنجمی هم این مبنای مرحوم محقق بود؛ البته اگر مبادی آن سر برسد.
شاگرد: مبنای ایشان واسطه ندارد؟ یعنی اگر یک نفر روزه نگیرد ایشان قائل میشود به اینکه تکتک لحظات را روزه نگرفته؟ ظاهراً این حکم بهخاطر آن امساک ها و پرهیزها است. پرهیزها باید لحظه به لحظه باشد. نه اینکه صیام لحظه به لحظه است. اگر یک روز روزه نگیرد ایشان انحلال لحظات را طوری دارد که میگوید اگر هزار لحظه است میگویند هزار لحظه روزه نبوده؟ یا اینکه صوم او یک شیء بسیط است؟
استاد: اینکه الآن فرمودید صوم یک چیز بسیط است، یعنی دارید کل روز را بهعنوان ظرف یک صیام، بهعنوان یک ظرف بسیط در نظر میگیرید. البته ارتکاز هم موافق حرف شما است. اما آن چه که اصل کاری است، این است که این بساطت چند جور متصور است؟ یک بساطتی که الآن رایج و مانوس ما است، یک بساطت وضعیای که وقتی عمداً اکل آمد دیگر تمام میشود. این امر بسیط است. مرحوم محقق جور دیگری از بساطت را فرمودند. شاید بساطت فرمایش شما را منکر نیستند؛ فقط از بساطت تصوری دارند که میگویند صوم، از صبح تا شب، یک امر بسیط است، اما امر بسیطی است که وضعی بودنش با خوردن عمدی منثلم نمیشود. یعنی شارع تا آخر روز میگوید «یجب علیک الصوم؛ انت واجب الصوم». می گویی من که خوردم و آن بسیط رفت! میگوید نه! من این صیام بسیط را طوری در نظر گرفتهام که با این اکلهای عمدی منثلم نشد. گویا امر من منبسط بر همه اجزاء است. اکل در آنِ قبل من را از امر به امساک در آن بعدی باز نمیدارد. این چطور بساطتی است؟
شاگرد: با این مبنا ایشان قائل به قضاء نمی شوند؟
استاد: چرا! تکرر کفاره میآید. قضا که حتماً هست.
شاگرد: آن وقت این با آن میسازد؟
استاد: ببینید اگر روزه را عمداً خورد و روزه تمام شد، دومی را که میخورد افطار صوم نبوده که کفاره داشته باشد. اینجا مهم است. ایشان فرمودند «ولذا تکرّر الکفارة»؛ با اینکه عمداً خورده هنوز وجوب امساک بهعنوان صیام هست. حالا یک وقت است که میگوییم وجوب امساک تأدباً، اما این حرف محقق نیست. محقق نمیگویند وجوب امساک تأدبا دارد. اتفاقا لازمه اش این است که تکرر کفاره نشود. آن را که همه میگویند. نه، ایشان میگویند بعد از اینکه عمداً خورد، باز وجوب امساک دارد؛ صوما، صیاما، صائماً. از باب صائم بودن وجوب امساک دارد. و لذا اگر دوباره خورد باز «افطر صومه». این فرمایش ایشان بود. تلاش من این است که ببینیم ایشان از صوم بسیط از صبح تا شب چه درکی دارند؟ باید قضا هم بکند ولی میگویند منثلم نشد. این صومی است باقی.
بدون نظر