رفتن به محتوای اصلی

«لأُقاتل به مع المهدی عج»

(3:06)

دیروز از مطالبی صحبت شد. اگر در ادامه آن‌ها نکاتی را ذکر کنم، خوب است. حافظه من خیلی صدمه دیده است؛ اصلاً این جور نبود. گاهی می‌بینم یا باید مباحثه نکنم یا اگر مباحثه می‌کنم چیزی که فعلاً در ذهنم می‌آید را بگویم تا سر نخ بشود. بعد هم تذکر مستمر بدهم تا شما مراجعه کنید. دیروز گفتم رواجنی پنجاه سال قبل از حضرت بود؛ بعد دیدم در ذهن من یک پنجی بود ولی یک صفر اضافی گذاشته بودم. بلکه پنج سال قبل از تولد حضرت وفات کرد. دویست و پنجاه وفات کرده و تولد حضرت دویست و پنجاه و پنج است. همانی که گفتم مکفوف بود. در مستدرک را نگاه کنید. کتب رجالی شیعه را ببینید. اصلاً رجالیون شیعه خبر مباشری از او ندارند. اسم او را از حافظه اشتباه گفتم؛ اسم او «عباد بن يعقوب البخاري الرواجني أبو سعيد العصفري» است. از کسانی است که مرحوم نوری در مستدرک می‌گویند دلالت بر تشیع او می‌کند. یعنی اهل بغداد او را نمی شناختند. به گمانم در منطقه بخارا بود و از بغداد فاصله داشت. ولی کتابهایش بود. این جور قوی بود. با این‌که پیر شده بود در کار خودش محکم بود. شمشیر را آماده گذاشته بود؛ گفته بود «لأُقاتل به مع المهدی عج».

شاگرد: روایات ائمه اثنی عشر را نقل کرده؟

استاد: بله، در کافی هست. صفحه مستقلی هم در فدکیه هست. منظور این‌که من که ابوعصفور گفتم، اشتباه حافظه من بود. الرواجنی را بیشتر اهل‌سنت ذکر کرده‌اند. قضیه‌ای که می‌گوید بر او وارد شدم و شمشیر روی دیوار داشت، در احدی از کتب شیعه نیست. اصلاً خبر از حالات مباشری او نداشتند. زندگی او کلاً در محیط اهل‌سنت بوده است. آن‌ها او را می‌شناختند و از او نقل کرده‌اند و از رافضی بودنش گفته اند.

مطلب دیگر هم دعای ابوالحسن ضراب اصفهانی بود. او در مکه بوده. ولو مثل علی بن مهزیار اول به مدینه رفت و تفحص کرد، بعد به آن جا رفت. تاریخ هم دارد. خیلی جالب است. دعای ابوالحسن ضراب اصفهانی در مکه در سال دویست و هشتاد و یک بوده است.

شاگرد: کدام دعا؟