لزوم بررسی ذریه جعفر
(37:16)
نسبت به مطلب دیروز هم آقا نکته درستی فرمودند. گفتند شیخ مفید که فرموده اند هیچکدام از ذریه جعفر را نمیشناسم، ایشان در بغداد و محیط خودشان بودند. نسابه هم که نبودند. نسابه های دیگر از ذریه های جعفر بن علی نقل کردهاند که آنها از اهلسنت باشند. البته در نسب، روشی که نسابه ها داشتند روش مبسوط بوده است. اگر با امکانات امروزه استفاده کنید و از روش مشجّرات در نسب استفاده کنید و تحقیق کنید خیلی خوب است. نسابه ها پدر را میگوید و بعد میگوید این پدر «اعقب» آن پسر را. دوباره در مورد بچه هایش میگویند «اعقب فلانا». به این روش مبسوط میگویند. یعنی از پدر شروع میکنند و جلو میروند. اما روش مشجّرات از الآن شروع میکنند. این آقا میگوید من سید هستم. خب تو پسر چه کسی هستی؟ پدرت چه کسی بوده؟ شجره نامه درست میشود. در شجره از پایین شروع میکنند و به آباء میرسند. الآن اگر بانکی از سادات کل کره زمین به نحو مشجرات باشد، خوب است. مثلاً بدانیم الآن در مغرب و مراکش و اردن و عراق ساداتی که هستند از حیث شجره نامه کدام یک به جعفر میرسند؛ جعفر بن علی سلام الله علیه! سلام الله علیه را برای پدرشان گفتم. خود ایشان را هم عرض کردم امرشان مشخص نیست. آن چه که در شیعه ساختار پیدا کرده را به هم نمیزنیم. همیشه عرض کردم ساختار شکنی در قرن بیستم برای خودش فنی شده است. و این مضرّ است. آدم باید خیلی متدرب حرفهای باشد تا ساختارشکنی را اعمال کند و درست و به جا باشد. و الّا بالای نود در صد ساختارشکنی غلط است. خلاف حکمت و عقلانیت است. دریدا بعد از دوسوسور ساختارگرائی را آورد؛ برای خودش فنی است. نوع محققین این کار را میکنند. ولی مهم است که نباید ساختارشکنی کرد.
علی ای حال جعفر کذاب در فضای ساختاریافته ای که هست، همین است. حالا اینکه از محتملات دیگر بحث بشود، در فضای علمی جا دارد.
بدون نظر