رفتن به محتوای اصلی

قلّت وقوع رأس سهمی در بلاد اسلامی در طول تاریخ و قلّت تحقق خطا

 

و ما نستفيده من هذه الخرائط أنّ البلاد الواقعة في رأس الشلجمي، و هي تختلف في کلّ شهر، لا تمكن فيها الرؤية إلّا بالتلسكوب، و بعد مُضيّ بضع ساعات، تنقسم البلاد بالنسبة إلی إمكانيّة الرؤية إلی ما تمكن فيها الرؤية بالعين المجرّدة و ما لا تمكن إلّا بالعين المسلّحة، و هذه نكتة مهمّة جدًّا، فرُبَّ بلدٍ لا تمكن فيه الرؤية إلّا بالتلسكوب و في نفس اللحظة في بلدٍ آخر مشارك معه في الغروب تمكن فيه الرؤية بالعين المجرّدة، و هذا ممكن حتّی علی الفتوی المشهورة بين الفقهاء من لزوم اشتراك الأفق في کفاية الرؤية في بلدٍ لآخر، فإنّ الشلجمي يعطي بوضوح أنّه يمكن في بلدين قريبين مختلفين في العرض أن لا تمكن الرؤية في أحدهما إلّا بالعين المسلّحة، و في الآخر تمكن الرؤية بالعين المجرّدة[1]

«و ما نستفيده من هذه الخرائط»؛ حالا که این برنامه‌ها تهیه شده و در هر ماهی به دست هر کسی می‌رسد، می توانیم یک کارهای روشن‌تر و ملموس‌تری انجام بدهیم تا فضای ثبوتی و اثباتی فقه جلوتر برود. با یک امور روشنی که همه می‌توانیم سر آن اتفاق کنیم. خوبی این جور بحث‌ها این است که آینده بحث فقهی بیشتر مورد اتفاق باحثین می‌شود. این جور نیست که اختلاف، ادامه پیدا کند.

12:06

«و ما نستفيده من هذه الخرائط»؛ نقشه ها به ما چه می‌گوید؟ «أن البلاد الواقعة في رأس الشلجمي»؛ یعنی جایی که حدود سه یا چهار ساعت امکان دارد که تنها با تلسکوپ ببینید. یعنی در تمام نقاط کره زمین، امکان رؤیت با چشم مجرد نیست. این رأس سهمی می‌شود. این تنها سه ساعت است. خب رأس سهمی کجا قرار می‌گیرد؟ جای خاصی ندارد؛ در هر ماهی یک جا است. این سه ساعت، چهار ساعت در رأس سهمی یک ماه در ایران است، یک ماه در منطقه عراق و حرمین است، گاهی در امریکا است، گاهی در اقیانوس است، گاهی در چین است. روی محاسبه، جای رأس سهمی عوض می‌شود.

از نظر کسانی که می‌گویند تلسکوپ مجزی است، تنها وقتی می‌گوییم اشتباه شد که این رأس سهمی که فقط با تلسکوپ دیده می‌شود و با چشم مجرد دیده نمی‌شود، درست در بلاد اسلامی قرار بگیرد. در حرمین شریفین، در عراق، در جاهایی که مسلمین بودند و معصومین علیهم‌السلام بودند؛ و به‌طور کلی درجایی‌که احکام صوم و فطر جاری می شده، ببینیم چندبار بوده که اگر تلسکوپ بود آن‌ها روزه می‌گرفتند یا عید فطر می‌گرفتند و حالا که نبوده پس مسلمین اشتباه می‌کردند. این خیلی مهم است. این تنها رأس سهمی است. و الا در غیر آن را الآن عرض می‌کنم.

«و هي»؛ یعنی بلادی که در رأس شلجمی واقع می‌شوند، «تختلف في کلّ شهر»؛ یعنی در هر ماهی بلاد مختلف می‌شوند.

«لا تمكن فيها الرؤية إلّا بالتلسكوب»؛ رأس شلجمی در هر ماهی در یک منطقه قرار می‌گیرد که تنها با تلسکوپ دیده می‌شود.

«و بعد مُضيّ بضع ساعات، تنقسم البلاد»؛ وقتی رأس شلجمی تمام شد، جایی شروع می‌شود که در مرکز و مغز شلجمی شما می‌توانید با چشم عادی هم ببینید. یعنی در لایه‌های رویی شلجمی است، که بالای آن تنها با تلسکوپ دیده می‌شود، لایه زیرین آن به این صورت می‌شود که باید هلال را با تلسکوپ پیدا کنید و بعد با چشم ببینید، و در لایه بعدی هم که به‌راحتی با چشم دیده می‌شود. خصوصیت سهمی و شلجمی بودن هم برای همین است. سهمی به این صورت است که فاصله گرفتن دو ضلع سهمی از مرکز، همیشه برابر است. لذا گفتم «قطع مکافئ». خروج از مرکزش با خط دلیل برابر است. به خلاف هذلولی؛ در هذلولی هر چه شما فاصله می‌گیرید به سرعت منحنی باز می‌شود. چون در هذلولی صفحه را موازی با عمود مخروط قرار می‌دهید و مخروط با قطع می‌کنید. قاعده مخروط هم دارد باز می‌شود، لذا هر چه دو وتر هذلولی جلوتر می‌رود سرعت پیدا می‌کند. لذا می‌گوییم قطع زائد. اما سهمی به این صورت نیست، قطع مکافئ است. هر چه جلو می‌رود خروج از مرکز آن با فاصله‌ای که از خط دلیل دارد برابر است.

«… و هذه نكتة مهمّة جدًّا»؛ این نکته سر برسد یا نرسد ما آن را برای مباحثه گذاشته‌ایم. جزوه همین است. ممکن است بعداً باحثین و محققینی که فکر می‌کنند این را سر نرسانند. حرفی نیست. ولی به گمانم نکته مهمی است در سنجش خطای استصحاباتی که داشتیم و رؤیت با چشم مسلح. خصوصاً زحمتی که آقا کشیده‌اند؛ وقتی این جزوه نوشته می‌شد آن را نمی‌دانستم؛ ایشان فرمودند نسبت یک ششم است. خیلی جالب است؛ در فدکیه صفحه‌ای هم گذاشتند؛ خطای چشم غیر مسلح در رؤیت هلال، یعنی توهم رؤیت. کسانی که به‌شدت مخالف با تلسکوپ هستند و مدافع چشم غیر مسلح هستند، خودشان قبول دارند و می‌گویند خطای رؤیت هلال با چشم غیر مسلح، پانزده درصد است. یعنی در هر صد موردی که هلال با چشم غیر مسلح دیده می‌شود –رؤیت به دروغ، جای خودش- خطایی که توهم رؤیت کرده و حال آن‌که رؤیت نبوده، پانزده مورد است.


[1] همان