رفتن به محتوای اصلی

چهار سال اختلاف سنی جعفر با امام عسکری (ع)

(5:25)

شاگرد: در این کتاب تاریخ وفات جعفر را هم ذکر کرده است.

استاد: بله، در آخر جلد سوم از ایشان آورده، سؤالی که ما مطرح کردیم با حرف ایشان حل می‌شود. ما گفتیم می‌گویند وفات جعفر بن علی سلام الله علیه(برای والدشان)؛ آن جا دارد جعفر الزکی التواب. زکی در کتاب‌های دیگر هم می‌آید. ولی بین این طرف که ساختار را می‌گفتند لقب کذاب مشهور است. روایت هم برای آن دارند و معروف است. سؤال این بود که ایشان بزرگ‌تر هستند یا امام عسکری علیه‌السلام؟ ایشان در سال دویست و هفتاد و یک وفات کرده‌اند. عمرشان هم چهل و پنج سال بود. خب از امام عسکری بزرگ‌تر می‌شوند. یعنی دویست و بیست و هفت گفته اند. این سؤال بود. شواهدی متعددی در فدکیه آورده بودند که در روایات ما تصریح به این هست که امام حسن عسکری علیه السلام بزرگ‌تر از جعفر بودند. خب این چه طور می‌شود؟ با این چیزی که در موسوعه هست، حل می‌شود. ایشان گفته وفات جعفر دویست و هشتاد و یک است. یعنی ده سال اضافه می‌شود. تولد امام عسکری علیه السلام دویست و سی و دو است و ایشان دویست و سی و شش است. یعنی چهار سال از امام کوچک تر هستند.

شاگرد: وفاتش دویست و هشتاد و یک است؟

استاد: بله، تولد هم دویست و سی و یک است. یعنی در سامرا به دنیا آمده بود. حضرت در سال دویست و سی و سه به سامرا تشریف آوردند. امام علیه‌السلام سه سال در سامرا ماندند، تازه جعفر به دنیا آمد. یعنی مسقط الراس او سامرا بوده است. به خلاف امام عسکری علیه‌السلام که مسقط الراس ایشان مدینه النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده است.

شاگرد: اسم کتاب چیست؟

استاد: موسوعة انساب آل البیت علیهم‌السلام، آقای عدنان الحسینی رفاعی. فلسطینی است. البته دیدم یک مؤسسه النَسَب دیگری هم هست که سه نسخه از آن در آرشیو گذاشته‌اند. در یکی از آن‌ها مؤسسه با خط قرمز نوشته بود، «فیه جُمِع کل شیء». یعنی به همه مطالب آن اعتباری نیست. این جور چیزی را آن مؤسسه کنار این کتاب تذکر داده بود. علی ای حال کتاب مفصلی است.

شاگرد: چون فلسطینی بوده این را نوشته اند؟

استاد: نه، شاید بعضی از چیزهایش موافق نبوده است. چون می‌دانید علماء نَسَب انواعی دارند. برخی از آن‌ها در مقابل مخالفین برخوردهای تندی دارند. چون می‌خواهند در جعل و کذب به‌شدت دقت کنند. قبلاً هم عرض کردم، در تاریخ هم هست. مثلاً ابن خلدون حسابی از نَسَب فاطمیون مصر دفاع می‌کند. اما ابن کثیر و شاید ذهبی مناقشه می‌کنند.