رفتن به محتوای اصلی

عدم دخالت بقاع و لحظه غروب در تکون هلال، و قبول آن توسط مرحوم خوئی

 

آن چه که می‌خواهم عرض کنم و مهم‌تر است، ابتدای کلام است. ما دنبال چه بودیم؟ عرض کردم دنبال جایی بودیم که وقتی استاد و شاگرد اختلاف پیدا می‌کنند کمبود تحقیق داریم یا نه. امروز می‌خواهم یکی از آن‌ها را عرض کنم. ابتدای بحث ایشان حرف استادشان را می‌آورند. استاد می‌گویند: خروج قمر از تحت‌الشعاع؛ فاصله گرفتن ماه از خورشید بعد از مقارنه که ربطی به ساکنین بلاد مختلف زمین ندارد. طلوع و غروب و زوال به قم و بغداد و شرق و غرب مربوط است. اما این‌که لحظه‌ای باشد که قمر از تحت‌الشعاع خارج می‌شود، هیویین آن را با درجه محاسبه می‌کنند و ربطی هم ندارد که تهران یا هر جایی دیگر باشد. ساعتش برای کل کره زمین برابر است. این را مرحوم آقای خوئی می‌گویند.

بنابراین چون ظاهرةٌ سماوی است، بقاع و آفاق در آن دخالت ندارد. چون دخالت ندارد پس شروع ماه جدید ربطی به آفاق ندارد. پس ماه شروع می‌شود. هر کجا دیدند که ماه شروع شده، شروع شده. این اصل استدلال ایشان در منهاج است. با این این‌که بناء نداشتند که استدلال کنند اما در اینجا استدلال آورده‌اند.