عدم اشاره علامه به مخالفت سید مرتضی در تذکره و منتهی، شاهدی بر تصحیف ناصریات
(12:42)
علی ای حال علامه در ایران بودند. ولی خب باز همین فرمایش شما که ایشان به ایران آمدند در ذهن من بود. فرمایش شما دو فرض دارد؛ یکی این احتمال که وقتی در ایران بودند نسخه ای از ناصریات به دستشان آمده، این قوی نیست. یکی هم اینکه بعداً در عراق نسخههای زیدیه پخش شده بود و در عراق به دستش آمده بود. این مانعی ندارد.
شاگرد۲: در زمانیکه علامه مدرسه سیار داشتند، چه طور؟ احتمالش نیست که آن موقع به دستشان رسیده باشد؟
استاد: آن زمان، قبل از این کتابهای فقهی شان بود. نکته همین است؛ اگر آن زمان به دست ایشان رسیده بود باید این عبارت ناصریات که از زیدیه گرفتهاند در تذکره و منتهی بازتاب داشته باشد. و حال آنکه در تذکره میگویند بین شیعه اصلاً مخالف نداریم. یعنی احدی نگفته «اذا رئی قبل الزوال فهو للیلة الماضیة». در منتهی هم میگویند «شاذ لانعرفه». سید مرتضی که شاذ نیستند تا بگویند «لانعرفه». بنابراین دو کتاب تذکره و منتهی ایشان، این احتمال را بعید میکند که وقتی ایران بودند ناصریات به دستشان آمده باشد و آن بازتاب را در مختلف به جا بگذارند که تا الآن در فضای فقه، کتاب مختلف ماخذ این انتسابات عجیب به سید است.
علی ای حال ما راهی بهغیراز این نداریم. تنها احتمالی که داریم همین است؛ کتاب ناصریاتی که از سید بوده، بعداً توسط زیدیه و طرفداران صاحب شرح تجرید استنساخ شده و آنها تصحیح کردهاند. تعبیر «القابلة» را به «للیلة الماضیة»تبدیل کردهاند. فعلاً احتمال دیگری در ذهنمان نیست. فعلاً راهی هم غیر از این نداریم.
بدون نظر