رفتن به محتوای اصلی

عدم ملازمه امضاء شروع ماه از غروب توسط شارع با انحصار آن

ارزش‌گذاری تعبیر «غیر صحیح قطعاً» در شروع ماه از لحظه خروج قمر از تحت‌الشعاع در بیان آیت‌الله سیستانی

صفحه هفتم جزوه بودیم. به‌دنبال این صفحه، مباحث کتاب «اسألة» مطرح شد. فرمودند:

و بالجمله ما ذکر من الفرق بین حالات القمر و بین اللیل و النهار و ان کان ثابتا فی اصله، و لکنه لایقتضی بوجه البناء علی انه بخروج القمر عن تحت‌الشعاع یبتدی الشهر القمری الجدید لاهل الارض جمیعا فی تمام الاصقاع و البقاع-کما ادعاه قدس‌سره فی البیان المتقدم- الّا اذا ثبت ان العرف الممضی من قبل الشرع المقدس قد اتخذ بدایة الشهر القمری ما ذکر ولکن هذا غیر صحیح قطعاً، و الّا لزم ان تکون بدایة الشهر القمری لنصف الکرة الارضیة فی اثناء النهار و هو ما لا یساعد علیه العرف، فان الشهر یبتداء عند العرف من اللیل[1]

حاصل فرمایش این شد: حرف استاد ما که فرمودند لحظه خروج قمر از تحت‌الشعاع، لحظه‌ای است که همه کره زمین در آن شریک هستند، قبول است؛ اصلش ثابت است، اما لازمه‌ای که ایشان گرفته‌اند  که شروع شهر قمری از همین لحظه است، قبول نیست. و لذا اشتراک شب را به‌خاطر این مسأله بار کردند و گفتند نصف روز هم چون گذشته، فایده‌ای ندارد.

 بعد فرمودند تنها در صورتی می‌توانید بگویید حالا که خروج قمر از تحت‌الشعاع در یک لحظه است، شروع ماه هم از همین لحظه است، که عرف ممضای از قِبل شرع هم همین را انجام بدهند. یعنی وقتی قمر از تحت‌الشعاع خارج شد، عرف ممضای شارع هم بگویند حالا ماه شروع شد. نه این‌که بگویند ماه از شب شروع می‌شود. که فرمودند: «ولکن هذا غیر صحیح قطعاً، و الّا لزم ان تکون بدایة الشهر القمری لنصف الکرة الارضیة فی اثناء النهار و هو ما لا یساعد علیه العرف، فان الشهر یبتداء عند العرف من اللیل»

من عرض کردم پرفایده بودنِ بحث‌های علمی به این است که گام­هایی که در استدلال برداشته می‌شود، نسبت به درجه‌ای که از صددرصد دارد، سنجیده شود. در اینجا هم آن چیزی که من روی آن تأکید کردم این بود جمله بود: «هذا غیر صحیح قطعاً». یعنی ایشان چیزی را می‌فرمایند که به‌طور قطع صحیح نیست. دو تا لنگه دارد؛ یکی قبلش هست؛ یعنی ظاهر «هذا غیر صحیح قطعاً» این است که به قبل می‌خورد. یکی هم «و الا»ای است که دنباله آن فرمودند. آن «و الا» هم یعنی قطعی است یا نه؟ هر دو در این «غیر صحیح» مهم است. ولی آن چه که مسلم است منظور ایشان از «غیر صحیح قطعاً» می‌باشد، قبلش می‌باشد. چه چیزی «غیر صحیح قطعاً»؟ این‌که عرف ممضای از طرف شارع، شروع ماه قمری را از همان لحظه خروج قمر از تحت‌الشعاع بگیرد؛ می‌خواهد شب باشد یا روز باشد. این قطعاً غیر صحیح است. یعنی عرف عرب که ممضای شارع است، از شب می‌گیرد. نه از لحظه خروج. لذا این قطعاً غیر صحیح است.این عرف عرب است.

بعد می‌فرمایند:‌ «الّا لزم ان تکون بدایة الشهر القمری لنصف الکرة الارضیة فی اثناء النهار»؛ اگر بگوییم این‌طور باشد لازم می‌آید ماه قمر در وسط روز داخل شود، چون نصف کره روز است. «و هو ما لا یساعد علیه العرف»؛ یعنی این عدم مساعده ی عرف هم قطعی می‌شود؟ یا این‌که این هم شاهدی برای قطع قبلی است؟ شاید دومی اظهر است که مقصود ایشان باشد. «فان الشهر یبتداء عند العرف من اللیل».

تا اینجا یا دو قطعی داریم یا یکی، بحث سر این بود که این قطعیت ها را سر برسانیم. در عرف ممضی من قِبل الشرع، یک سؤال مطرح کردیم. آیا عرفی که ممضای من قبل الشرع است و شرع آن را امضاء کرده، یعنی شارع فرموده‌: ای عرف من تو را منحصراً امضاء کرده‌ام و لیس لک بدیلٌ؟ این‌که ملازمه ای ندارد.

شارع عرفی را امضاء می‌کند اما این عرف ثبوتا معادل­هایی هم دارد. گزینه‌های دیگری هم هست که شارع برای آن‌ها حرفی نزده است. به صرف این‌که این عرف را امضاء کند بگوییم پس شارع با دیگر گزینه‌ها مخالف است؟! این‌طور چیزی نیست. به‌خصوص که ادله و روایات این‌طور نیست؛ عملاً امضاء شده و هیچ مشکلی نداریم که شریعت آن را امضاء کرده، اما این همه ادله‌ای که فقها روی آن بحث می‌کنند و باید فقه الحدیث آن را توضیح بدهند، یعنی چه؟! یعنی در کنار این امضاء، شارع مطالب دیگری را هم فرموده است. نمی‌توان از آن‌ها بگذریم. آن‌ها هم ادله شرعیه است و فقها هم روی آن بحث کرده‌اند.

یکی دیگر، قضیه تاریخی بود که عرض کردم در کتاب‌ها آمده است. خبر ‌دادند عده‌ای در سفر بودند، هلال را در روز دیده بودند و روزه را خورده بودند؛ وسط روز برای عید فطر خوردند. هم در زمان خلیفه دوم و هم زمان خلیفه سوم اتفاق افتاده. در یکی از نامه­ها نهی کرد و در دیگری تفصیل دارد. پس این‌که برای عرف کاملاً صاف باشد وسط روز صحیح نیست، این نقل های تاریخی می‌گویند عرف مستقر قطعی نیست.

نصف کره ارضیه، شروعش از روز باشد، فتوای استادشان که می‌گویند قبل از زوال دیدید، آن را قید نمی‌زنند به این‌که حتماً باید قاطع شوید که دیشب هم دیده می‌شد. این را نفرمودند. بلکه به‌خاطر روایت گفتند اگر قبل از زوال دیدید، مجزی است. ولو وقتی جلوتر می‌رویم می‌بینید اصلاً اساس این فتوای خلاف مشهور مرحوم خوئی بر این است که می‌دانیم دیشب دیده نمی­شده. اصلاً فتوای ایشان بر اماریت نیست. ایشان که می‌گویند «لایبعد ان رویة قبل الزوال یدل علی ان هذا الیوم من الشهر الآتی»، یعنی ولو بدانیم دیشب هلال نبوده. اصلاً ریخت فتوای ایشان این است.

 بنابراین این بخش هم صحبت شد که استادشان می‌فرمایند ماه قمری از روز شروع شود، چه مانعی دارد اگر قبل از زوال هلال دیده شد ماه شروع شود؟! بعد از زوال هم قبلاً بحث کردیم.

ایشان برای فرمایش خودشان، روایاتی را شاهد آوردند. فرمودند:‌ «هذا من المستفاد من النصوص الشرعیه»، بعد دو روایت را ذکر کردند. جلسه قبل به‌عنوان احتمال عرض کردم. که حالا این‌ها یادآوری چند جلسه قبل بود.

مرحوم حاج‌‌آقای کازرونی از علماء بزرگ یزد بودند. رضوان‌الله‌علیه! من از ایشان شنیدم. می‌فرمودند شیخ مرتضی…؛ ما می‌گوییم شیخ انصاری، اما اساتید یزد و اصفهان می‌گفتند شیخ مرتضی. تکه کلامشان این بود. می‌فرمودند: وقتی شیخ مرتضی شنبه برای بحث می‌آمد. می‌گفت عامی شدم. دو روز پنج شنبه و جمعه تعطیل شده بود، شیخ می فرموده عامی شدم. یعنی مطالب علمی در دو روز هم از ذهن در می‌رود. حالا منظور این‌که این چند دقیقه برای یادآوری مباحث جلسه قبل را تکرار کردم.

جلسه قبل به اینجا رسیدیم: آیا ذیل صحیحه اسحاق بن عمار می‌تواند یک احتمالی ولو ضعیف داشته باشد یا نه؟ حضرت فرمودند: «اذا رایته وسط النهار فاتم صومه الی اللیل». دیگر نمی خوانم چون مطالب یادتان آمد. روایت در مورد «تسع و عشرین من شعبان یغم علینا»، حضرت فرمودند: «لاتصم الا ان تراه، فان شهد اهل بلد آخر فاقضه و اذا رایته وسط النهار فاتم صومه اللیل». آن چه که مرحوم سید بحر العلوم فرمودند این بود که با اجماع آن را به قبل از زوال تخصیص زدند. آیا همین مراد روایت است؟ یا نه، احتمال دارد «وسط النهار» یک اطلاقی دارد که می‌گوید اگر وسط روز دیدی شروع ماه از همان وقت است؟ از حالا هم روزه بگیر. خُب قبلاً که خورده؟! اگر قبلاً خورده که معنا ندارد؟! و لذا عرض کردم احتمال ضعیفی است. الآن هم همین را عرض می‌کنم. 


[1] اسألة حول رویة الهلال و اجوبتها، ص۸