جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
تشکیک = تفاوت
مقصود ما از تشکیک، تفاوت است[1]؛ تفاوت در صدق و در مصداق. [1] در تعاریف منطقیون از تشکیک نیز، محور معنا اختلاف است و مسائلی از قبیل تقدم و تأخر، مصادیق این اختلاف شمرده می شوند: و ربما يدل اسم واحد على شيئين بمعنى واحد في نفسه، و لكن يختلف ذلك المعنى بينه...
انواع تشکیک
ببینید چند مورد میتوانم بگویم: ١.تشکیک مراتبی ماهیّت در مراتبش تشکیک دارد. خب این خوب است و همه مأنوس هستند. ٢. تشکیک طیفی اما گاهی میگوییم که ماهیت یک طیف[1] تشکیل داده، ٣. تشکیک کف و سقفی یا تعبیر کف و سقف که به کار میبردم؛ ماهیت یک سقف دارد و ی...
انواع جامع گیری در مفاهیم
در صحیح و اعم، در بحث جامعگیری برای لفظ صلاة بحثهای خوبی پیش آمد. اینها از کجا میآید؟ سه مبنا یا شاید هم بیشتر باشد. حاشیه اصول فقه مظفر سه مبنای گذشته: ١.طبیعت لا تفقد من کمالها شیئ؛ این در حوزه تسمیه و طبائع معانی، و در حوزۀ اطلاق و اشاره ملاحظۀ شأ...
مقدمه
منطق فازی: شالوده ذهن بشر من یک عبارتی داشتم که زیاد عرض میکردم: شالوده ذهن بشر، منطق فازی و بینهایت ارزشی است، منطق دو ارزشی: تار و پود ذهن بشر ولی تار و پود آن منطق دو ارزشی[1] است [2]. پارچه یک شالوده دارد که آن را نگاه میکنید؛ نقش دارد، خال دارد، ...
مفهوم متواطی؟
الآن من یک مثال بزنم: سیب؛ نصف سیب سیب متواطی یا مشکک است؟ با ارتکازتان بگویید. سیب، متواطی است. یعنی صدق آن بر افرادش بالتشکیک نیست. حالا کسی نصف یک سیب را خورده، سیب بر آن صدق میکند یا نمیکند؟ خب اینکه نصفش خورده شده. انسان یک زید میتواند خیلی انسان...
رمز تشکیک در مفاهیم
مفاهیم؛ متواطی و مشکّک در هر مفهومی، بالفعل دو جهت موجود است، ما این تقسیم را قبول نداریم که مفهوم یا متواطئ است یا مشکک. بلکه هر مفهومی حیثی از تواطئ دارد، حیثی از تشکیک دارد؛ از آن حیثی که با بیرون خودش میسنجید متواطی است، از آن حیثی که در اندرونش مشکک. ...
تشکیک در ماهیّات
عدهای میگویند: که تشکیک در ماهیت ممکن نیست؛ تشکیک تنها و تنها در وجود است. کما اینکه آن طرفش هم میشود؛ تشکیک تنها در ماهیت است و در وجود تشکیک نیست[1]. امّا تردید نکنید هم در وجود، تشکیک داریم و هم در ماهیت، [1] تنبيه نقل ديدگاه بعضى از فلاسفه درباره...
مقدّمه: طبیعت و فرد
طبیعیِ لفظِ «زید» یکی از مطالب بسیار خوب در کتب اصولی، مسالۀ وضع بود که ذهن ها را تلطیف می داد و به یک چیزی می رساند که همه ی باحثین و ناظرین قبول داشتند، اما با این که همه قبول آن را قبول داریم و مردم هم با ما همراه هستند، ولی قبل از آن به فکرش نبودیم. خیلی ...
تبیین تشکیک در حرف «راء»
من یک مثال سادهای را خدمت شما بگویم. در فارسی، عربی و سایر لغات حرف «راء» دارید. اتفاقا حرف «راء» از حروفی است که چون برای بشر خیلی ساده اداء میشود، به گمانم هیچ زبانی نباشد که «راء» نداشته باشد. خیلی حروف هست که در خیلی از زبانها نیست، اما به نظرم در الفبا...
رمز تشکیک در طبائع
شما به ارتکاز خودتان مراجعه کنید. سالها در اصول بحث کردهایم و گفتیم که پدر و مادر لفظِ «زید» را برای بچه خود میگذارند. فرد لفظ زید را روی او میگذارند که از دهان پدر در میآید؟ آن چه که در ذهن پدر است را روی او میگذارد؟ میگویید هیچکدام. پدر و مادر طبیعی...
١.حجیّت یافتن مدلول جمعی برای فقها
مادامی که بحث نظام مدوّن نشده است، ما محتاج هستیم مراجعه کنیم به آنچه که دلیل داریم، از ناحیه شارع حجت داریم. بگوییم «له اصل فی کتاب الله». وقتی که «لا یبلغه» چه کار بکنیم[1] ؟ لذا وقتی مدوّن نیست، ما مجبوریم درِ خانهی اعلم، برویم. میگوییم شما زحمت کشیدید و ...
٢.کمرنگ شدن نظریات شخصی در فقه
نظام گاهی در اشخاص، به خاطر شخصیّاتشان، مخفی میماند . بعد از اینکه خرده خرده، نظام نزد عرف عام مکشوف شد، همان کسی که به خاطر خفاء نظام، روحیات خودش را قبلاً اعمال میکرد ، حالا که نظام مکشوف شد، فرق خودش را با صاحبِ نظام میفهمد. میگوید من با آن کسی که این...
٣.کم شدن اختلافات فقهی
ما میخواهیم آن پیکره را، آن اصلِ کاری را به دست بیاوریم که همه مشترک باشند. دست روی خانهها نگذاریم. ما میخواهیم آن پیکره را کشف کنیم. وقتی به آن نزدیک بشویم، آن وقت در آن خانههای جدول که اختلاف میکردند، بعد از اینکه آن نظم برای ایشان واضح میشود، اختلافا...
۴.اثبات حقیقت دین؛جدای از تفسیر متشرعه
این بحثی که الآن عرض کردم اگر خوب سر برسد -به یک تعبیر- تیر خلاصی است به این که میگویند دین نزد فقها و متشرعه، تلقیِ آنها از شرع است. اصلاً اینطور نیست. این، جوابِ دقیقِ منطقی به او است؛ به همان معنای مؤلّف محور. یعنی اساساً ارتکاز متشرعه و آن کاری که شارع...
معنای عالَم
[1]میز عوالم به چیست و چطور می شود که عالَم عوض می شود ؟ یک چیز بسیط واحد را در نظر بگیرید که هیچ نحوه تعدد در آن فرض نشود ، ارتکاز شما حاضر نیست ، به آن عالَم بگوید . مثلا به مرکز یک دایره بما هی نقطة ، عالَم نمی گوییم . چون در دل مفهوم عالَم ، تألیف و نظام خ...
١.عناصر اولیه
اولین چیزی که از یک نظام به ذهن انسان می آید ، عناصر اصلیه ی تشکیل دهنده ی آن است . قوام هر نظامی به این عناصر است. ذرات اولیه . این یک احتمال که عالَم بودن عالَم به این باشد . پس اگر گفتیم مثلا عالَم ما از اتم و ملکول تشکیل شده است ، عوض شدن این عالَم به این ...
٢.چینش اجزاء
احتمال هم دارد که قوام عالَم به اجزاء تشکیل دهنده ی آن نباشد . بلکه به نحوه ی نضد و چینش این اجزاء باشد . یعنی از همان اتم و ملکول تشکیل شده ولی نحوه کنار هم چیده شدنشان فرق دارد . مثل سالن پر از صندلی که گاهی صندلی ها را به مبل تبدیل می کنیم ولی گاهی فقط دکور...
٣.قوانین حاکم
احتمال دیگر این است که نه به اجزاء باشد نه به چینش بلکه به قوانین حاکم بر این نظام است . هر نظامی را قوانینی اداره می کند . اگر این قوانین عوض شد ولو با همان اجزاء و نحوه چینش ، عالَم عوض می شود . البته این احتمالات شاید مانعة الجمع نباشد
۴.تموج پایه/ مزاج
احتمال دیگر هم این است که اساسا عوالم نه به قوانین برگردد نه به اجزاء بلکه به تغییر موج پایه ی آن برمی گردد که تبدّل قوانین و اجزاء هم در پرتو آن صورت می گیرد . یعنی هر عالَم برای خودش مزاجی دارد . مزاج یعنی نظمی که از مجموعه عناصر اولیه و قوانین به پا می شو...
ریاضیات در حکمت نظری
حکما یک تقسیمبندی از قبل دارند. میگویند حکمت نظری سه بخش است: الهیات، ریاضیات، طبیعیات[1]. الهیات، تماماً غیر مادّی است، طبیعیات، تماماً مادّی است. ریاضیات بینابین است. درکش، فهمش، مسائلش، غیر مادی است؛اما تحققش در دل ماده است. این چنین مطلبی میگفتند که ضم...