جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 7722
اشاره به بعضی موارد ادعائی«خطأ الکاتب»
طبری گفته و مرحوم طبرسی هم به تفصیل گفته؛ میگویند این معقول است که یک نویسنده در کتاب خدا اشتباه کند، آن هم نه درجاییکه مبهم باشد، جایی است که این قدر واضح است. هر کسی نگاه کند میبیند قبلش «راسخون» است و بعدش «مومنون» است، اما بین آنها «المقیمین» است. اح...
بخشی از موارد خطأ الکاتب مربوط به وقف و ابتدا
استاد: خیلی از مواردیکه ما خطأ میبینیم در بحثهای فنی رسم المصحف، برای مراعات وقف و امثال آن است. مثلاً اینجا «لیکونن» را در حال وقف چطور بخوانیم؟ «و لیکونا» بخوانیم؟ یا «و لیکونن»؟ چون در وقف قرائت دارد بهخاطر مراعات قرائات است و اصلاً ربطی به بحث خطأ ال...
کافی و شافی بودن مصحف عثمانی
شاگرد: یعنی امیرالمؤمنین نسخه عثمان را نوشته اند؟ استاد: این جور است. خیلی هم هست. شاگرد: یعنی معقول است که امیرالمؤمنین مصحف او را بنویسند؟ روایتی هست که حضرت میفرمایند اگر قرآنی را که من جمع کردهام را نمیخواهید دیگر هرگز نخواهید دید. بعد نسخه مشهوری ک...
خطأ الکاتب به معنای خطای در اختیار قرائت بهتر نه به معنای اشتباه
شاگرد۲: یک موردی که جا افتاده باشد خطا الکاتب است، داریم یا نداریم؟ استاد: این جوری که در ذهن من است، عرض میکنم، مباحثه طلبگی است. این جور که به ذهن من میآید تمام مواردیکه بهعنوان خطأ الکاتب گفته اند، هیچ کدامش خطا به معنایی که ما میفهمیم نیست. خطأ به...
اهمیت بررسی اشکالات تواتر سبع و عشر
شاگرد: اینکه بهصورت جزئی اتفاق افتاده باشد و سریع تصحیح کرده باشند، هم نیست؟ یعنی طوری بوده که امکان خطا نبوده، ولو بعداً تصحیح شود؟ استاد: در فدکیه صفحه به نام «اشکالات تواتر سبع و عشر». دیروز آقا راجع به تواتر مطلبی را فرمودند. امروز میخواستم همینها ر...
رد تمسک به خطأ الکاتب برای اشتباه نساخ در رسم قرآن
شاگرد: پس حدوثا اتفاق نمی افتاده یا می افتاده و سریع تصحیح می شده؟ استاد: سریعاً تصحیح می شده. یعنی این چیز روشنی است که وقتی ناسخ مینویسد اشتباه کند. مثلاً الآن تایپ میکنند؛ کسی که در تصحیح کتاب، کارچاپخانهای کرده باشد، میبیند آدم خودش را میکشد ولی در...
الف) عدم انعکاس پاسخ فخر رازی به اشکال خود در کتاب حدائق
برای مطلبی که قبلاً عرض کردم و آقا هم فرمودند، مطلبی به ذهنم آمد، نمیدانم قبلاً گفته ام یا نه. حال عرض میکنم، اگر گفته باشم که یادآوری است. اگر هم نگفته ام به آن ضمیمه شود. خیلی عجیب است! اولین دلیلی که مرحوم صاحب حدائق اجماع اصحابنا را رد کردند، این بود ...
ب)تأثیر اشکال فخر رازی بر تنویع قرائات در الاتقان سیوطی
«اتفق الاکثر علی ان القراءات المشهوره منقولة بالنقل المتواتر»؛ هر چه قرائت مشهور است، متواتر هم هست. خب اشکالی میکنند. بعد هم خودشان جواب میدهند. صاحب حدائق جواب ایشان را نیاورده اند. میخواستم این نکته را عرض کنم، ظاهراً قبلاً نگفته ام. همین نکتهی او س...
ج) تدقیق در پاسخ فخر رازی و اشاره به مساله طرق آحاد از یک قاری در عین وجود طرق متواتر
صاحب حدائق تا اینجا آوردند و تمام. اما خود او جواب میدهد: «وَلِقَائِلٍ أَنْ يُجِيبَ عَنْهُ فَيَقُولَ: بَعْضُهَا مُتَوَاتِرٌ»؛ این نکتهای که الآن میخواهم بگویم نمیدانم قبلاً گفته ام یا نه. ولی به خیالم الآن به ذهنم آمده، شاید آن وقت هم گفته باشم. «بَعْضُ...
انتساب مخالفت با اجماع بر تواتر قرائات به تبیان و مجمع البیان، اولین بار در حدائق
صفحه هفتم بودیم. و أمّا ما وقع فی المقام الرابع «فالقائل بتواترها إلی أربابها دون الشارع یقول إنّ آل اللّٰه علیهم السلام أمروا بذلک فقالوا: اقرأوا کما یقرأ الناس» و قد کانوا یرون أصحابهم و سائر من یتردّد إلیهم یحتذون مثال هؤلاء السبعة و یسلکون سبیلهم و لو...
الف) علم القرآن اشرف علوم
مطلبی که میخواهم امروز عرض کنم؛ بارها مقدمه تبیان و مجمع را خواندیم و رفتیم و برگشتیم. اما هر وقتی یک حسابی دارد. همین ایام تابستان بود؛ دقیقاً یادم نیست که ضمیمه آن چه بود؛ من مجمع را برداشتم و گفتم حالا از باء بسم الله میخوانم تا برسم به جایی که بحث ما ه...
ب) تعظیم تفسیر تبیان در کلام طبرسی؛ قدوة مرحوم طبرسی
مرحوم طبرسی در ادامه چند روایت دیگر هم میآورند و بعد میگویند بهخاطر تخفیف اسانید را حذف کردهام. تا اینجا که میفرمایند: وقد خاض العلماء، قديما وحديثا، في علم تفسير القرآن…إلا أن أصحابنا، رضي الله عنهم، لم يدونوا في ذلك غير مختصرات…إلا ما جمعه الشيخ ال...
ج) اشاره به نواقص تفسیر تبیان
غير أنه خلط في أشياء مما ذكره في الإعراب والنحو الغث بالسمين، والخاثر بالزباد، ولم يميز بين الصلاح مما ذكره فيه والفساد، وأدى الألفاظ في مواضع من متضمناته قاصرة عن المراد، وأخل بحسن الترتيب، وجودة التهذيب، فلم يقع لذلك من القلوب السليمة الموقع المرضي، ولم ...
د) شروع نوشتن تفسیر مجمع بعد از شصت سالگی و در سن پختگی علمی
۱در ادامه میگویند: وقد كنت في عهد ريعان الشباب، وحداثة السن، وريان العيش، ونضارة الغصن، كثير النزاع، قلق التشوق، شديد التشوف إلى جمع كتاب في التفسير… وقد ذرف سني على الستين، واشتعل الرأس شيبا «وقد كنت في عهد ريعان الشباب»؛ یعنی از جوانی میخواستم کتاب...
ه - الف) اشاره به قرائات مشهوره امصار در فن ثانی از مقدمه مجمع
الف) نمایندگی و حکایت قرائت قراء امصار از قرائت رایج و متواترمنطقهشان در مقدمه چند فن را مطرح میکنند. فن اول راجع به تعداد آی قرآن است. [الفن الأول]: قي تعداد أي القرآن، والفائدة في معرفتها:إعلم أن عدد أهل الكوفة أصح الأعداد وأعلاها إسنادا، لأنه مأخوذ ...
ه - ب) اشاره به قرائات مشهوره امصار در فن ثانی از مقدمه مجمع
ب- وإذا اجتمع أهل مكة والمدينة قيل حجازي شما این هفت بند را نگاه کنید. من مقدمه چینی کنم تا ببینید مرحوم طبرسی چه دم و دستگاهی را به پا کردهاند. در ادامه یک کلمه میگویند؛ دنباله اینکه گفتند این قراء همه برای آن شهر هستند. جالبش هم این است که تعبیر ایشان ...
ز) رابطه اختلاف مصاحف بلاد با اختلاف قرائت بلاد
با این مقدمه یک کلمه دیگر میگویند و بعد به بحث ما میآیند. میگویند: قالوا: وإنما اجتمع الناس على قراءة هؤلاء، واقتدوا بهم فيها لسببين. أحدهما: إنهم تجردوا لقراءة القرآن، واشتدت بذلك عنايتهم مع كثرة علمهم، ومن كان قبلهم، أو في أزمنتهم، ممن نسب إليه القرا...
ی) استفاده از مقدمه بهعنوان زمینه طرح عبارت تبیان در مجمع البیان
منظور من اینجا است: بعد از اینکه مرحوم طبرسی اینها را میگویند، یک کلمهای دارند که در صفحه باید حروفش بزرگ شود. فرمودند: فإذ قد تبينت ذلك فاعلم أن الظاهر من مذهب الإمامية أنهم أجمعوا على جواز القراءة بما تتداوله القراء بينهم من القراءات، إلا أنهم اختا...
تحریر صاحب مجمع البیان از مقدمه تبیان در اثبات تعدد قرائات
بیست روز فاصله شد. در صفحه هفتم از فرمایش صاحب مفتاح الکرامه بودیم. فرمودند: و أمّا ما وقع فی المقام الرابع «فالقائل بتواترها إلی أربابها دون الشارع یقول إنّ آل اللّٰه علیهم السلام أمروا بذلک فقالوا: اقرأوا کما یقرأ الناس…[1] من عرض کردم عبارت ایشان د...
نکته اول: ترتیب و نظم جدید در مجمع
اول؛ مرحوم طبرسی رضواناللهعلیه در مقدمه تصریح میکنند که در خیلی از جاها ترتیب کتاب تبیان خوب نیست؛ مخل به مقصود است. بعد میفرمایند من مجمع را نوشتم تا ترتیب را بهخوبی مراعات کنم و مخل به مقصود نباشد.