لزوم تبیین وجوه نفس الامریه روایات عدد
بنابراین عرض من وجوه نفس الامریه در روایات شد. به جای اینکه بخواهند القاء خلاف کنند، میخواهند آن وجوه را بگویند. اتفاقا القاء خلاف خودش یک مسیری برای نشاندادن تفاوت حیثیات ظریفه در موضوعات است. نه القاء خلاف یعنی کشاندن یک گروه بیچاره به خلاف شرع. ببینید چطور معنا میکنیم؟ من میخواهم بین شما اختلاف بیافتد و جان شما مصون باشد، حالا خلاف شرع انجام بده! نه، اتفاقا من میخواهم خلافی بیاندازم که غیر از اینکه جانتان محفوظ باشد، بعد هم ببینید هر دوی آنها دو وجه داشت. حیثیاتی داشت که این از این حیث بود، دیگری از آن حیث بود.
شاگرد: در آخر روایت «هذا عطائنا» دارد.
استاد: بله، «هذا عطائنا فامنن او امسک» یعنی میخواهیم اختلاف بیاندازیم؟! اصلاً اینطور نیست.
شاگرد:…
استاد: اصلاً احتمال تقیه در ذهن شیخ الطائفه نیامده، رفتند و جمع کردند. وقتی این جور تغلیب تقیه در کار آمده، چیزهایی که اصلاً در ذهن شیخ الطائفه احتمال تقیه نبوده، از قرن دهم میگفتند تقیه است. چطور ده قرن شیعه نفهمیده این تقیه است، حالا یک دفعه در قرن دهم تقیه شد؟!
والحمد لله رب العالمین
بدون نظر