پاسخ مختار بهدلیل سوم مانعین
من اصل حرفم را عرض کردم. روی آن تأمل کنید. روی عرض من اشکال دوم و سوم سید هم سراغ جواب هایی است که ظن را از مقصود اصلی این روایات به جای دیگری میبرد. ظن در حکم، در شبهات حکمیه. جواب اصلی این مستدِّل به گمانم همین است: اگر میگویید این موجب ظن است بهمعنای هلال شب قبل، این مصادره به مطلوب است. چون شما در آخر میگویید باید هلال قبل باشد و این هم … . کسی که قائل به حجیت رؤیت قبل از زوال است میگوید من چه کار داریم دیشب بوده یا نبوده، میگوید الآن که قبل از زوال دیدید کافی است ولو قاطع هستید که دیشب نبوده. مصادره به مطلوب است که بخواهید این روایات را با ناهی از ظن نفی کنید و بگویید ظن دارید که دیشب هلال دارید. ما که این را نمیگوییم. شما روی حرف خودتان روایات ناهی را معنا میکنید. و اگر میخواهید روی مبنای کسی که قائل به اجزاء رؤیت قبل از زوال است بگویید و مصادره به مطلوب نکنید، اینجا روایات ناهی، از ظن موضوعی نهی میکند. روایت رؤیت قبل از زوال ناظر به قطع موضوعی و بیان حکمش است. بینهما بون بعید. نه اطلاق و تقیید است و نه … . این اصل حرف من است. دو فضا است. یک روایت دارد حکم قطع موضوعی را میگوید، یک روایت دارد از ظن موضوعی نهی میکند. روایتی که از ظن موضوعی نهی میکند، با روایتی که دارد حکم قطع موضوعی را بیان میکند دو تا هستند. آن میگوید اگر قطعاً دیدی، هذا الیوم من شوال. تمام. کجایش ظن است؟! بیان حکم است. لذا شبهه حکمیه است. حکم قطع موضوع است. روایت «لیس بالرای و لابالتظنی» نهی از یک ظن موضوعی است که سر سوزنی ربطی به شبهه حکمیه و حکم ندارد. اگر این حرف درست باشد که اینها دو مبناء است، هم در استدلال خلط صورت گرفته؛ ناهی از ظن موضوعی را برای قطع موضوعی به کار برده، و هم جواب های سید [خلط شده] و اصل کاری آشکار نشده.
والحمد لله رب العالمین
بدون نظر