ذو مراتب بودن روایات رؤیت؛ تسهیل، استصحاب، میقات و …
شاگرد: شما روایات رؤیت را بر تسهیل حمل کردید، فرمودید این روایات برای اضعف مردم در نظر گرفته شده، در مراتب بالاتر ایمانی اگر کسی رؤیت نکرد ولی نسبت به شروع ماه دغدغه دارد، آیا ممکن است راههای دیگر نسبت به مراتب ایمانی باشد؟! نه اینکه بخواهیم برای غم الشهور و… در نظر بگیریم.
شاگرد٢: فرمودید اینکه بیش از رؤیت لازم نیست، تسهیل است. نه اینکه رؤیت تسهیل باشد.
استاد: بله، ظهور خصوص روایت «لیس علی المسلمین» این بود. سائر روایات رؤیت محامل دیگری هم دارد. مثلاً یکی از آنها استصحاب است. مرحوم شیخ هم فرمودند. اما اینکه فرمودید دنبالش باشد، بله. تعبیر ترائی در کتب فقهی برای استهلال بود. احدی نگفته که با توجه به روایت «صم للرؤیه و افطر للرؤیه» -که در بیان شما برای تسهیل است- استهلال ماه مبارک واجب است. «صم للرؤیه»؛ رویتی است که همین رؤیت را بر شما واجب نکردم. ببینید لسان روایت چیست. یک وقتی است که میگویید باید به دنبالش بروید. خُب شرعی که میگوید «صم للرؤیه» اما این استهلال را واجب نکردهام و مستحب است، در استحبابش گیری ندارد. حاج آقا مکرر؛ به نقل از یکی از آقایان یزدی، عملکرد حاج شیخ غلام رضا یزدی را میفرمودند. مرحوم حاج شیخ غلام رضا از علماء بزرگ یزد بودند. جامع بودند. الآن کسانی هستند که حاج شیخ را دیده بودند و از حالات و کرامات ایشان نقل میکنند. واقعاً یک عالم درست و حسابی در یک منطقه، سالها چه کار میکند!
حاج آقا مکرر میگفتند مرحوم حاج شیخ غلام رضا در یزد، در شب استهلال به مؤمنین میگفتند من نماز مغرب را تأخیر میاندازم، همه به پشت بام مسجد بروید و استهلال کنید. ببینید سیره یک عالم است، برای اینکه بگوید به فکر استهلال باشید، مواظب کنید. المراقباتی که مرحوم آمیرزا جوادآقا نوشتند یکی از لوازم خارجیش همین کار حاج شیخ غلام رضا بوده. این هم یک جور مراقبات است. برای این است که بفهمد الآن ماه وارد شده، اعمال دارد، مستحبات دارد و واجبات دارد. ولی خلاصه شرع این استهلال را واجب نکرده است. نگفته این استهلال واجب است. استهلالی را که واجب نکردهاند، اصلش بر تسهیل بوده و واجبش هم نکردهاند. شما میگویید خُب کسی از باب مراتب ایمانی بهدنبال آن بلند شود، بله. استهلال مستحب است و خوب است. یک مرتبهای از کمال ایمانی است و راههای دیگر.
حتی مثل خود سید فرموده بودند که من میفهمم. فرمودند راهی هست که من میفهمم اول ماه چه زمانی است. این ضمیمه را هم عرض کردم؛ خود سید میفرمایند برای دیگران فایدهای ندارد. حاج آقا در اینجا حاشیهای میزدند که همینجا برای کسی که به سید اطمینان دارد، ممکن است کافی باشد. شاید چندین بار از حاج آقا شنیدم که وقتی این حرف سید را میگفتند این حاشیه را میزدند. سید فرموده برای دیگران حجت نیست، اما ایشان میفرمودند برای کسی که مطمئن است، کافی است. حالا یک وقتی است توهمات است و … ، اما یک وقتی کسی است که عن بصیرة سید را میشناسد. میداند این سید اهل توهم و دغل نیست. نه توهم در کارش هست و نه دغل. مقامی دارد که دارد این فرمایش را میکند. حالا شاید منظور سید این بوده که برای دیگرانی که این حال برایشان نیاید حجت نیست. یعنی منافاتی نداشته باشد.
بنابراین روایات رؤیت ذو شجون است. هر کدامش مختلف است. گاهی ناظر به اخبار عدد است. گاهی ناظر به تسهیل است. گاهی ناظر به تعظیم شعائر صوم است. گاهی ناظر به استصحاب است. این خیلی مهم است که سر جایش به تناسب حکم و موضوع تشخیص بدهیم منظور چه بوده.
شاگرد: دیروز برداشت شد که از «لیس علی المسلمین الا الرویة» در مقام جمع با سائر روایات، تسهیل فهمیده میشود. ولی الآن میفرمایید ظهور اولیه خود روایت تسهیل است؟
استاد: کلمه ظهور که در فقه به کار میبریم، یک طیفی دارد. الآن مقصود شما از این کلمه ظهور، ظهور تصوری نفس خود روایت است. من دیروز این را عرض نکردم. فقط «علی» را گفتم. و الا استظهار دیروز، منظور ظهور تصدیقی با قرائن منفصله است. ظهور در آن دارد اما با قرائن منفصله. این مانعی ندارد.
شاگرد: یعنی با قرائن منفصله تسهیل برداشت میشود ولی بدون آن قرائن حصر و تأکید برداشت میشود؟
استاد: عدم وجوب برداشت میشود. با «علی» عدم وجود را استظهار کردیم؛ از محض خود روایت. یک وقتی است که یک روایت میگوید: «این بر مسلمان واجب نیست». نیست واجب بر مسلمان مگر رؤیت. خُب از اینکه تسهیل بر نمیآید. بیان حکم عدم وجوب است. چرا من تسهیل را عرض کردم؟ بهخاطر سائر قرائنی که میدانیم. لذا استظهار تسهیل از روایت «لیس علی المسلمین» ظهور تصدیقی ثانوی و ثالثی و … است. یعنی ظهور مراد متکلم است با مجموع قرائن داخلیه و خارجیه. این ظهوری است که دیروز گفتیم. اما چرا! این اندازه هست که با قرینه ظهور تصوری نفس کلام، نفی وجوب غیر رؤیت است، نه اثبات تنها طریقیت رؤیت. این را از قرینه داخلیه میگوییم. یعنی استظهار از «لیس علی المسلمین» ظهور در اثبات تنها طریقیت رؤیت نیست. «لیس علی المسلمین»؛ یعنی نفی وجوب غیر رؤیت بر او. نه اثبات انحصار رؤیت بر او.
شاگرد: خود این، تسهیل نیست؟
استاد: مانعی ندارد، مصداقا هست. اما اینکه به ظهور تصوری این روایت بخواهد بگوید «انا اسهّل» نه. صرف ظهور تصوری، نه با سائر چیزهایی که از شرع میدانیم. ممکن است همین بیان در سختترین شریعت هم بیاید. چون دارد میگوید این وجوب ندارد. ظهور تصوری که میگوییم یعنی محض خود آن چه که این کلام میگوید، قطع نظر از آن چه که از خارج میدانیم.
بدون نظر