استشهاد آیتالله سیستانی بر شروع ماه از غروب به روایت حماد و روایت اهل بطن نخله
صفحه هشتم از کتاب «اسألة حول رویة الهلال و اجوبتها» بودیم. فرمودند:
و بالجمله ما ذکر من الفرق بین حالات القمر و بین اللیل و النهار و ان کان ثابتا فی اصله، و لکنه لایقتضی بوجه البناء علی انه بخروج القمر عن تحتالشعاع یبتدی الشهر القمری الجدید لاهل الارض جمیعا فی تمام الاصقاع و البقاع-کما ادعاه قدسسره فی البیان المتقدم- الّا اذا ثبت ان العرف الممضی من قبل الشرع المقدس قد اتخذ بدایة الشهر القمری ما ذکر ولکن هذا غیر صحیح قطعاً، و الّا لزم ان تکون بدایة الشهر القمری لنصف الکرة الارضیة فی اثناء النهار و هو ما لا یساعد علیه العرف، فان الشهر یبتداء عند العرف من اللیل.[1]
«و بالجمله ما ذکر من الفرق بین حالات القمر و بین اللیل و النهار و ان کان ثابتا فی اصله»؛ یعنی خروج قمر از تحتالشعاع همانطور که استاد فرمودند ظاهرة سماویة است، ما هم قبول داریم.
«و لکنه لایقتضی بوجه البناء علی انه بخروج القمر عن تحتالشعاع یبتدی الشهر القمری الجدید لاهل الارض جمیعا فی تمام الاصقاع و البقاع کما ادعاه قدسسره فی البیان المتقدم»؛ اصلاً ملازمهای ندارند.
«الّا اذا ثبت ان العرف الممضی من قبل الشرع المقدس قد اتخذ بدایة الشهر القمری ما ذکر»؛ یعنی به محض اینکه از تحتالشعاع خارج شد، در تمام کل کره، ابتدای شهر مبارک باشد. «ولکن هذا غیر صحیح قطعاً»؛ این قطعاً درست نیست. چرا؟ استدلالی دارند که استادشان هم قبول دارند. اگر بگوییم شروع ماه صرف خروج آن از تحتالشعاع است: «و الّا لزم ان تکون بدایة الشهر القمری لنصف الکرة الارضیة»؛ چون کلاً، در هر لحظه نصف کره زمین شب است و نصفش روز است. وقتی قمر از تحتالشعاع خارج شد، نصفی که روز است باید ابتدای شهر قمری باشد که این هم قطعاً باطل است. خود استاد ایشان هم قبول ندارند. «و هو ما لا یساعد علیه العرف، فان الشهر یبتداء عند العرف من اللیل».
و هذا هو المستفاد من النصوص الشرعیه ایضا. ففی معتبرة حماد بن عثمان عن ابی عبدالله علیهالسلام، اذا راوا الهلال قبل الزوال فهو للیلة الماضیة و اذا راوه بعد الزوال فهو لیلته المستقبلة. و فی خبر عمر بن یزید قال: قلت لابی عبد الله علیهالسلام ان المغیریة یزعمون ان هذا الیوم لهذه اللیلة المستقبلة قال ع کذبوا هذا الیوم للیلة الماضیة ان اهل بطن النخلة حیث راوا الهلال قالوا قد دخل الشهر الحرام[2]
«و هذا هو المستفاد من النصوص الشرعیه ایضا. ففی معتبرة حماد بن عثمان عن ابی عبدالله علیهالسلام، اذا راوا الهلال قبل الزوال فهو للیلة الماضیة»؛ قبل از زوال دیدند اما برای دیشب است. پس شروع ماه از دیشب بوده. ولو قبل از زوال فردا، آن را دیدند.
«و اذا راوه بعد الزوال فهو لیلته المستقبلة. و فی خبر عمر بن یزید قال: قلت لابی عبد الله علیهالسلام ان المغیریة یزعمون ان هذا الیوم لهذه اللیلة المستقبلة»؛ اگر امروز اول ماه مبارک است، اولین شب ماه مبارک هم بعد از امروز است. نه اینکه دیشب باشد. مغیریه به این صورت زعم داشتند. حضرت فرمودند: «کذبوا هذا الیوم للیلة الماضیة»؛ ماه از دیشب شروع شده. به یک کار عرفی استشهاد کردند. «ان اهل بطن النخلة حیث راوا الهلال قالوا قد دخل الشهر الحرام»؛ هلال را که دیدند گفتند «قد دخل الشهر». پس شب، قبل است. چون آنها شب اول ماه رجب را جزء ماه حساب کردهاند. نگفتند فعلاً صبر کنید تا ماه رجب از فردا شروع شود.
شاگرد: مرحوم آقای خوئی با اشتراک در شب مشکل را به چه صورت حل کردند؟ مشکل اینکه با خروج قمر از تحتالشعاع ماه شروع شود، این است که برخی از جاها روز است. اما این مشکل با صرف اشتراک در شب حل میشود؟!
استاد: در نامه اول مراسلات که به قلم خودشان بود، همین نکته را تذکر میدهند. یعنی من که گفتم «ظاهرة سماویة» است و ماه شروع میشود، مقصودم این بوده که ربطی به آفاق ندارد. این را قشنگ توضیح میدهند. کاری که برای آسمان است چه ربطی به تهران و کابل و نیویورک دارد؟! میفرمایند منظور من تنها همین بود. لذا ایشان هم گفتند «ثابت فی اصله». میگویند بعد از اینکه این را فهمیدیم، من مضایقهای ندارم که بگوییم بدء الحساب و اینکه بگوییم اول ماه چه زمانی است، از شب شروع میشود. پس چرا اشتراک شب را گفتند؟ چون مشکلشان این بوده که خلاصه باید از شب شروع کنیم. همین عرفی است که ایشان هم میگویند. گفتند خُب هر کجا شب است، از شب شروع میشود. روز دیگر گذشت. ولی هر کجا شب است، یخیّم علیه خیمة اللیل. عبارتی که در مراسلات داشتند.
شاگرد: خُب اینکه یک گزینه است، گزینههای دیگری هم دارد.
استاد: خُب آن چه که فعلاً بر میآید این است. دیروز عرض کردم و امروز هم ادامه میدهم.
ایشان ذیل صفحه نهم میفرمایند: «بان العبرة فی دخول الشهر القمری فی کل مکان بامکانیة رویة الهلال فی افق ذلک المکان». فرمودند دو راه دارد: یک راه استاد است و یک راه هم این است؛ کلمه «امکانیة رویة الهلال فی افق ذلک المکان». ایشان این را دارند و بعداً هم سه فتوایی که داشتند عوض شده و در ادامه میگویند باید به آلات دقیقه مراجعه شود که من عرض کردم این سؤال در ذهن ما آمده که چطور با خود مبنای سهولت جمع میشود!
روی این مبناء دقت کنید. یعنی وقتی کتابی را میخوانید و روی عبارات نگاه طلبگی دارید، مواظب باشید که کجا دارد اتخاذ مبناء میشود و این مبناء چه لوازمی را در بناءات، بر صاحب مبناء تحمیل میکند. اینها مهم است. تشخیص در عبارات است.
[1] اسألة حول رویة الهلال و اجوبتها، ص۸
[2] همان
بدون نظر