رؤیت هلال در یک بلد و اکتفاء به آن در کل بلاد؛ راه کار روز بودن برخی از بلاد
محوریت قبل از ظهر و بعد از ظهر به ساعت همان بلاد
خُب حالا اگر ما فهمیدیم که چون نزد عرف راحت بوده، شارع هم شروع بدء الحساب را از غروب امضاء فرموده، درعینحالی که ملاک را هم خواندیم و حتی در ذهن عرف، غلبه با استهلال در وقت غروب بود. ولی بهصورت غیر غلبه در روز هم رؤیت میشد و خود عرف هم میگفت «راینا الهلال». اگر به این صورت است، الآن چه کار کنیم؟
یک احتمال این است: روی آن فکر کنید و لوازمش را ببینید. من چند سال روی این احتمال فکر میکردم. یک لوازمی دارد. ولی فعلا برای ابتدای کار و فکر کردن مناسب است.
چه مشکلی دارد که ما برای نظم کل کار اینطور اعلام کنیم و بگوییم: طبق اعلان روایت برای دخول شهر در کل بقاع، بگوییم اگر شارع اجازه داده هر بقاعی خودشان ماه را شروع کند مشکلی ندارد. برای سهولت و … باشد؛ شارع همه اینها را در نظر داشته و این را برای عرف امضاء کرده، لسهولتهم. «بعثت علی شریعة سهلة سمحة»، اما مبعوث شدن بر شریعت سهله و سمحه، معنایش این نیست که در وقت نیاز دقائق را مراعات نکند. نفی ما عدا نمیکند. اتفاقا کمال شریعت به این است که بالاترین دقائق تقنین را ملاحظه بفرماید.
خُب اگر کمال به این است، یک راه این است: وقتی شارع میخواهد غیر از سهولت امر مردم، برای کل کره ضابطه ارائه بدهد اینطور میفرمایند: میگوید به محض اینکه قمر از تحتالشعاع بیرون آمد و هلال را دیدیم، هر کجای کره زمین به ساعتشان نگاه کنند، اگر ظهرشان شده، دیگر گذشت، اگر لحظه زوال شده دیگر گذشت؛ امروز اگر سیام ماه شعبان بود حالا که زوال شما شده، تا غروب، حکم آن را ادامه بدهید. چرا؟ چون احکام روز با زوال شدن، مستقر شده است.
اما اگر زوال نشده، الآن ماه شروع شده و امروز روز اول ماهش است. اگر شب است امشب شب اول ماهش است. کجای این مشکل دارد؟! طبق «اذا رئی الهلال قبل الزوال فهذا الیوم من الشهر الآتی» است. با این ضابطه کل کره منظم میشود. هر کسی هم خودش میفهمد.
شاگرد: چه بسا سهولت در این زمان هم همین است. یک جا اعلام شود و بقیه هم تبعیت کنند.
استاد: بله. البته لوازمی دارد. چندین سال روی این فکر کردم. فعلاً میخواهم ذهن شما هم روی این فکر کند.
شاگرد٢: به لحاظ کدام برچسب این را فرمودید؟
استاد: روی این میزان برای کل کره داریم طبق روایت عبید عمل میکنیم؛ مرحوم آقای خوئی هم عمل کردند؛ طبق روایت عبید میگوییم ولو حضرت سهولت غروب را نفی نکردند اما با روایت عبید یک ضابطه ای میدهند که اگر میخواهید کل کره منظم باشد، به این صورت رفتار کنید. یعنی چه؟ یعنی الآن روایت عبید شما را از ضابطه اول و دوم - که مرحوم مجلسی گفتند - شما را به ضابطه سوم بردند. نه حتی ضابطه چهارم که الآن در زمان ما معیار است. حضرت شروع روز را از زوال حساب کردند.
شاگرد: شروع روز را از زوال حساب کردند یا شروع ماه را؟ ظاهرش این است که شروع روز را از طلوع فجر میگیرند. یعنی یک چیزی شبیه سوم است. اما باز متفاوت است. یعنی کما کان شروع روز از همان طلوع فجر است اما برای اینکه آن روز را جزء این ماه بدانیم یا نه، ملاکش زوال است.
استاد: الآن عرض کردم که باید ملکه ذهنمان شود که ما سه خط زمانی داریم که کاملاً روی هم منطبق نیستند. حضرت میخواهند برچسبی بزنند که این خطهایی که با هم منطبق نیستند ضابطهمند شوند. برای چه؟ برای کرهای که گِرد است و بیست و چهار ساعت دارد؛ این همه بقاع مختلف دارد. خب در این میزان چه کار کردند؟ شب و روز را که تغییر ندادند. زوال را میزان قرار دادند برای شروع برچسب زنی. میگویند وقتی زوال شد نصف باقیمانده برای شعبان قبلی است. ولی از این زوال تا غروب قبلی که سه ربع است، اول ماه مبارک میشود. به این معنا منظور من بود.
شاگرد: در مثالی که فرمودید از دوازده شب شروع میکنند، میگویند روز از الآن شروع شده است. نه اینکه برای برچسب زنی ماه باشد، بلکه برای برچسب زنی خود روز است. اما برچسب زنی ای که شما میفرمایید برچسب زنی ماه است.
استاد: این چیزی که الآن من گفتم کاملاً متفاوت از آن چیزی است که ایشان میگویند که سر ساعت شروع شد. چرا متفاوت است؟ بهخاطر اینکه ضابطه دادن تقویم برای کل کره، خیلی متفاوت است از اینکه حکم بقاع را برای خودشان اجراء کنیم. این چیزی که الآن گفتم این بود: هر کجا هستید دلتان راحت باشد. به ساعتت نگاه بکن، اگر ظهرت شده همان قبلی را تا پایان روز برو. اما اگر ظهر نشده امروز را بگو روز ماه جدید است. برای شخص در بقاع خودش این را میگوییم. اما اینکه میگوییم از ساعت دوازده، شروع کن، ساعت محلی منظورمان است یا ساعت جهانی؟ ساعت محلی میتواند منعزل از ساعت کلی باشد یا نه؟ تعیین ساعت برای کل کره بهعنوان یک ساعتِ متحد کنندهی ساعتها - که ساعتها بتوانند با هم منظم و مرتبت باشند و اختلال نظام در کل دنیا پدید نیاید - به این نیاز دارد که یک مبداء فرضی را در نظر بگیریم. چارهای نیست. و لذا طبق این چیزی که من میگویم اصلاً کاری به نصف النهار مفروض نداریم. من دارم میگویم به ساعتت نگاه بکن؛ چه کار داری به ساعت واحد؟! اینها نکات مهمی است. این اجرای احکام بقاع برای خودشان است.
شاگرد۲: اگر نذر بکند که اول ماه مبارک بخواهم کاری انجام بدهم، به فرمایش شما روز اول برای فردا میافتد. درحالیکه روز همان روز است.
استاد: ببینید اگر قطع دارد که در ساعت هشت صبح قبل از زوال، رؤیت میشود، خب از دیشب میداند که شب اول است. نه از این باب که شب، آنات ماه قبلی است. از باب این است که احکام شرعی نذر و بار کردن مسائل اول ماه را از شب حساب میکنند. اگر هم نمیداند خب در اجرای احکام معذور میشود. مثل اینکه نمیدانست و روزه را گرفت، بعد از ظهر فهمید رؤیت هلال شده بود و عید فطر بوده، خب باید بخورد و فردا نماز بخواند.
والحمد لله رب العالمین
بدون نظر