اشاره به مفهوم منفرد خسف بیداء در کتب اهل سنت
(20:50)چند بار دیگر عرض کردم؛ شما در یک مقاله میتوانید مواردی را فهرست کنید که در اعتقادات کل مسلمین و روایات آنها مطالب منفرد منفرد میآید. بزرگان علماء و محدثین آنها هم قبول دارند و میگویند ثابت است. اما همان منفردها وقتی در اعتقادات شیعه میآید، یک امر منظمی مثل یک گردن بند میشود. چطور یک نخ، دانههای گردنبند را به هم وصل میکند و یک واحد میشود؟! اختصاصیات اعتقادی شیعه بسیار زیاد است، فقط باید جمعآوری شود. یکی از آنها همین بحث است.
حضرت که فرمودند «أ ما یعلمون انه انما یُقتل السفیانی»، چرا «یُقتل»؟ چون حضرت بقیة الله که او را نمی کشند. او وقتی میخواهد علیه حضرت به مکه برود، کشته میشود. اتفاقا قبل زمانی است که حضرت التجاء به بیت کردهاند. حضرت او را نمیکشند. او میخواهد به طرف حضرت برود و خسف بیداء صورت میگیرد و لشگر او به زیر زمین میروند. خب اگر این جور باشد، پس باید «یُقتل السفیانی بالخسف» باشد. نصرتی از جانب خداوند برای ولیش است که علیه این ملعون سفیانی است. آن وقت شواهدی که در اینجا خیلی جالب است، این است:
خیلی جالب است، اصل خود خسف بیداء در کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم هست. اصلاً مسلم برای آن یک باب[1] باز کرده است؛ اینکه خسف بیداء داریم و ثابت است. روایاتش را هم میآورد. «باب الخسف بالجيش الذي يؤم البيت»؛ به طرف مکه میروند. جالب این است که نقل این روایت هم در خود مسلم هست. میگوید در زمانیکه لشگر شام برای ازبینبردن مثل ابنزبیر بهسوی مکه میرفت، در زمان رفتنش این حدیث را از ام سلمه نقل کردهاند و خود راوی میگوید منظور این نیست. یعنی برایشان واضح بود که این لشگری که دارد میرود آن نیست.
شاگرد: بیداء اسم یک سرزمین است؟
استاد: بیداء الارض، یعنی زمین صاف. ولی در روایات و بحث حدیثی دارند که بیداء، ظَهر مدینه بود. وقتی از مدینه بیرون میرفتند و تلبیه میگفتند، وارد بیداء میشدند. لذا سرزمینی که پشت مدینه منوره است، بیدا است. لذا وقتی لشگرش وقتی از مدینه بهسوی مکه بیرون رفتند، به امر الهی آن جا خسف میآید. این برای صحیح مسلم و بخاری است.
آن چه که جالب است، این است: اینکه حضرت فرمودند «أ ما یعلمون»، اینطور نیست که از مطالب شیعه باشد. از مطالب همه مسلمین، در همان زمان امام علیهالسلام بود. بهنحویکه وقتی حضرت میفرمایند «أ ما یعلمون»، یعنی در شیعه مطالب منضبط و منظومه است و به هم مرتبط است. نه اینکه فقط یک مفرد باشد.
[1] صحيح مسلم (4/ 2208) باب الخسف بالجيش الذي يؤم البيت
بدون نظر