رفتن به محتوای اصلی

ضمیمه خسف بیداء سفیانی با عقیده منسجم شیعی

(27:50)خب تا اینجا خسف بیدا آمد؛ «یؤمّ البیت» آمد. دنبالش «السفیانی» هم آمد. نزول آیه هم برای آن آمد. اما این‌که این مربوط به حضرت مهدی علیه‌السلام هست یا نه، هنوز نیامده است. منفرد منفرد است. ولذا عرض کردم نکته‌ای است؛ گفتم ممکن است یک سنی در محیط اهل‌سنت به دنیا بیاید و هشتاد سال هم زندگی کند و در همان محیط وفات کند ولی اسمی از سفیانی نشنیده باشد. چرا؟ چون فقط روایاتی در کتبشان است. حالا چه کسی هست که درس طلبگی بخواند و ببیند یک روایتی هم دارد. در عرفشان نیست. ولی در کتب که می‌روید می‌بینید یک روایتی هست. اما آیا ممکن است کسی شیعه باشد، در محیط شیعه باشد ولی اسمی از سفیانی نشنیده باشد؟! ممکن نیست. به این خاطر که در روایات آن‌ها این‌ها منفرد منفرد هست. آیه نازل شده «اخذوا من مکان قریب» بعد می‌گوید «نزلت فی السفیانی» و تمام. یک چیز منفردی است. اعتقادات آن‌ها این منفردات را در یک مجموعه قرار نمی‌دهد. حتی سیوطی مجبور می‌شود بگوید «الخلفاء الاثنی عشر منهم المهدی علیه‌السلام». ولی آن‌ها روایت صریح ندارند. خلفاء اثنی عشر را دارند، مهدی را هم مفصل دارند، اما این‌که این مهدی از اثنی عشر است، ندارند. سیوطی تطبیق داده است.

نکته این است: همه این منفردات اهل‌سنت در نظام عقیدتی شیعه یک جدول منظم است. سفیانی، خروج حضرت و … همه منظم است. این مطلب خیلی مهمی است. اعتقادات و منفرداتی از عقائدی که خودشان قبول دارند، در شیعه این‌طور هست.

البته بعداً نگاه کنید؛ طبری[1] همین را می‌آورد. سمعانی می‌آورد. شوکانی در تفسیرش «فتح القدیر»[2]، از هشت نفر از صحابه نقل می‌کند. یعنی یک سنی در کتاب تفسیری اش ذیل آیه از هشت نفر از صحابه نقل می‌کند. آن هایی که برای ما نقل نکرده‌ ببینید چقدر می‌شود.

شاگرد: چه چیزی را نقل می‌کند؟

استاد: خسف بالبیدا را نقل می‌کند.

شاگرد: وقتی منفردا نقل می‌کنند یعنی یک روزی یک خسف بیدایی می‌شود؟

استاد: می‌گویند جیشی هست که «یومّ البیت»، در برخی از آن‌ها دارد «رجل من القریش التجأ الی البیت». مرتبطات این‌ها خیلی جالب است. تشابک محوری به این معنا است. یعنی موضوع محور، نه سند محور، یک موضوع را می‌گیرید و شروع می‌کنید برایش شواهد می‌آورید.

شاگرد: می‌خواستید ارتباطش با حضرت را بفرمایید.


[1] تفسير الطبري، ج ۲۰، ص ۴۲۲

[2] فتح القدیر ج٤، ص ٣٨۶